برنامه نویسی ذهنی چیست؟

برنامه نویسی ذهنی چیست؟
چکیده این مطلب : انتشار : ۱۶ , شهریور , ۱۴۰۰ ۰ نظر ۶۶۱۰ بازدید

خوشبختانه و با به دست آوردن درک درستی از عملکرد ذهن ، هر فردی می تواند، با آگاهی بیدار شده و با استفاده آگاهانه از ابزار خلاق اندیشه خود باعث ایجاد شرایط مطلوب تر در هر حوزه ای از زندگی خود شود و اتفاقات ایجاد شده پس از آن شرایط مطلوب تر ، آسان تر و مؤثرتر می شوند و این یعنی هوشیارانه عمل کردن نه سخت تر کار کردن.

 

برنامه نویسی ذهنی بسته به سناریوی که استفاده می شود ، ممکن است معانی مختلفی داشته باشد ، اما هدف این بحث برنامه نویسی ذهنی به معنی : اعتقادات یا باورها است.

 

برنامه نویسی ذهنی چیست؟

وقتی در مورد چگونگی عملکرد ذهن فکر میکنیم ، یکی از معانی کلمه “برنامه نویسی ذهنی ” : جذب یا ترکیب پاسخ ها، نگرش ها یا موارد مشابه است ، و اگر یا اگر کسی از موضوع ذهن آگاهی داشته باشد ، متوجه می شود که این معنی ، وزن قابل توجهی دارد یا به عبارت دیگر بسیار مهم است ، درک برنامه نویسی ذهن کلیدی برای درک نه تنها تجربیات گذشته بلکه تجربیات فعلی ما است ، و حتی می تواند به عنوان ابزاری دقیق برای پیش بینی تجربیات آینده ما باشد .

نکته مهم دیگری هم در این بحث ارائه خواهد شد – اینکه ، همانطور که فکر کردن یک فرآیند دائمی است ، که به طور دائم دنباله ای از علّت ها را به حرکت در می آورد (هم به صورت فردی و هم به صورت جمعی) ، برنامه نویسی ذهن نیز یک فرایند دائمی است ، که به صورت فردی و جمعی فعالیت می کند.

 

کاربرد عملی برنامه نویسی ذهنی ، به هر میزان ، هرگز نباید با هدف تسلط بر یک شخص دیگر ، بهره گیری ناعادلانه از آنها ، یا به هر طریق انکار آنها از آزادی عمل (چه ذهنی و چه جسمی)  باشد زیرا آزادی عمل آرزوی مشترک همه بشریت است. شاید در مطلب دیگری با جزئیات بیشتری به آن پرداخته شود ، اما در حال حاضر همین کافیست که هرگونه اقدام در جهت سوء استفاده از افراد حتی اگر به صورت غیرعمدی انجام شود با قوانین اساسی زندگی در تضاد است.

 

 

حال اگر کسی گذشته خود را بررسی کند، یعنی از بدو تولد تا الان ، می توان ثابت کرد که تجربیاتی که هر شخص در اهداف خود و در دنیای جسمی خود به آنها برخورد میکند از کلیه نتایج مختلفی که در کلیه مناطق مختلف زندگی تجربه کرده است تشکیل شده است. نتایج آنها نتیجه ای اجتناب ناپذیر از دو چیز است – اقداماتی که شخص انجام می دهد ، و همچنین شرایطی که بر اساس آن اقدامات انجام می شود.

کارهایی که یک شخص انجام می دهد منشاء نهایی آنها در افکار یا ایده هایی است که در ذهن ناخودآگاه خود دارد یعنی در اعتقادات خود. به همین ترتیب ، شرایطی که در دنیای عینی فرد وجود دارد ، نشان می دهد که با اعتقادات آنها مطابقت دارد.این راهی برای ردیابی افکار است به عبارت دیگر “افکار تبدیل می شوند به اشیاء ” دنباله ای که در نمودار زیر نشان داده شده است :

 

افکار اشیاء
افکار و احساسات شما زندگی شما را کنترل میکنند

در ادامه در مورد چگونه عملکرد ذهن بحث خواهیم کرد ، یک عقیده ، یک فکر یا ایده “تلفیق” یا “آمیخته” شده با عواطف یا احساسات است ، احساسات یا عواطف ، آن “عنصر حیاتی” است که برای تنظیم قدرت خلاقیت فکر لازم است. وقتی فردی درک درستی از استفاده از قوه ذهنی خود کسب می کند ، می تواند افکار و در نهایت اعتقاداتی که با آنها فعالیت می کند ، انتخاب و تعیین کند.

 

انسان تمایل دارد تا حد زیادی وارد دنیای جسمی شود ، در حالی که قدرت های ذهنی ، دفن شده اند ،زیرا ذهن یک نوزاد گسترده است تا هر فکر و اندیشه یا پیشنهادی را که ارائه می شود را جذب کند.

 

wide
ضمیرناخوداگاه اطلاعات تمامی اطلاعات را ذخیره میکند

این افکار ، ایده ها و پیشنهادات ، که به ناچار راه خود را به ذهن کودک باز میکنند ، ممکن است از هر تعداد منبعی باشد. در هواپیما ممکن است مستقیماً توسط بزرگسالان اطراف نوزاد گفته شوند ، از طریق خانواده یا حتی غیر مستقیم ، از طریق رسانه های الکترونیکی (رادیو ، تلویزیون و غیره) باشد. یک مثال نسبتاً معمول از این در زمان کودکی ما است که به ما اجازه دیدن تلویزیون و برنامه ها آن را داده اند در حالی که بزرگسالان به کارهای خود مشغول بوده اند.

 

با ساده ترین شکل ، کلمات (چه کتبی و چه گفتاری)، افکار یا ایده هایی از عقاید گفته شده دیگران وارد ذهن نوزاد می شود. توضیحات مشابه می تواند در مورد تصاویر باشد تصاویر نیز به همین ترتیب افکار یا ایده هایی هستند که به شکلی ارائه می شوند که از طریق دیدن وارد ذهن می شوند.

 

 

و به روش مشابه ، در افکار به اصطلاح “غیر معمول مثل گفتار یا فیلم ها” می توان چنین چیزی را مشاهده کرد که یک کوانتوم بی نهایت از افکار ، ایده ها و پیشنهادات مختلف ، به اصطلاح “شناور در فضای ذهنی” وجود دارد ، حتی اگر آنها به طور شنیدنی (از طریق صداها یا کلمات گفتاری) بیان نشوند باز هم در معرض ذهن ما قرار دارند.

همانطور که علم فیزیکی نشان می دهد که هزاران سیگنال رادیویی ، تلویزیونی و سایر انواع سیگنالهای ارتباطی در جهان وجود دارد که به طور مؤثر در ما نفوذ می کنند و هر سیگنال خاصی را می توان تنها توسط یک گیرنده فرکانس دریافت کرد. در مورد سیگنال های ذهنی ، می توان گفت که میلیون ها موج فکری در جهان وجود دارد کخ به درون ما نفوذ می کنند ، و در صورت برآورده شدن هر یک از شرایط زیر ، ذهن می تواند آنها را دریافت کند:

  1. خود فرد آگاهانه افکارش را با آن موج فکری هماهنگ کند
  2. فرد بین افکاری که دریافت میکند تبعیض قائل نمی شود و هر فکری و ایده را قبول میکند

همانطور که قبلاً گفته شد ، کودک شیرخوار ذهنی باز دارد به عبارت دیگر خوداگاه او خاموش است ، تقریباً هر شخصی در چنین شرایطی یادگیری سریعتری دارد اینگونه است که فرایند یادگیری انسان آغاز می شود. این میتواند برای شخصی که اگاه نیست یک فاجعه باشد زیرا برنامه نویسی ذهنی در سالهای نوزادی آنها اتفاق افتاده است و اگر این برنامه ریزی ها بدون تغییر باقی بماند ، در نهایت عملکردهایی را که انجام می دهد و شرایطی که بعداً در دنیای فرد شکل می دهد ، تعیین می کند به عبارت دیگر یعنی کیفیت زندگی آینده آنها را رقم میزند.

 

بسیاری از این افراد اینگونه فکر میکنند که اگر “سخت تر کار کنند” ، یعنی با گذشت زمان بیشتر ، تلاش و انرژی بیشتر در فعالیت های شخصی خود ، دیر یا زود می توانند نتیجه حال حاضر خود را تغییر دهند. اما کار سخت تر نمی تواند هیچ تغییری در نتایج ایجاد کند و موفقیت بیشتری ایجاد نمی شود در واقع  بیشتر اوقات ، از همان نتایج قبلی ایجاد می شود.

 

برنامه نویسی ذهنی
تغییر نتایج زندگی با تغییر احساسات رخ میدهد

به همان روشی که در بحث قوه ذهنی بیان شد مبنی بر اینکه چرا “اراده” همیشه کار ساز نیست ، اما با اعتقادهای درست می توان مفهوم “سخت تر کار کردن” را به عنوان حمایت کننده اعتقاد در نظر گرفت زیرا در هر حال نیروهای منفی در اطراف فرد وجود دارد که باید با آن مقابله کند و تنها وسیله برای غلبه بر این نیروی منفی ، صرف وقت ، انرژی و تلاش بیشتر است.

 

چنین تفکری یعنی استفاده از اراده برای مدیریت یک شیء سنگین ، ممکن است در دنیای جسمی دارای اهمیت باشد. اما مطابق با مطالبی که در خطوط اول این مقاله بیان شده است مبنی بر اینکه قدرت خلاقیت فکر به طور دائم اتفاقات را به وجود می آورد که مطابق با باورهای فرد ایجاد شده است ، بنابراین اعتقاد به این که فرد باید “سخت کوش ” باشد، به معنای واقعی کلمه منجر به ایجاد نیروی منفی برای مبارزه با آن می شود ، در نهایت باز هم با باورهای که به فرد خورانده شده است می رسیم که اساساً این اعتقاد را در ذهن شخص ایجاد شده است که شرایط بیرونی تنها عامل ایجاد تغییر و موفقیت است.

 

 

خوشبختانه =با به دست آوردن درک درستی از عملکرد ذهن ، هر فردی می تواند، با آگاهی بیدار شده و با استفاده آگاهانه از ابزار خلاق اندیشه خود باعث ایجاد شرایط مطلوب تر در هر حوزه ای از زندگی خود شود و اتفاقات ایجاد شده پس از آن مطلوب تر ، آسان تر و مؤثر تر می شوند و این یعنی هوشیارانه عمل کردن نه سخت تر کار کردن.

 

برنامه نویسی ذهنی
ورودی های جدید به ذهن شما نتایج جدید را ایجاد میکند.

 

در ادامه به صورت مختصر به مثالهایی از برنامه نویسی ذهن اشاره می کنیم.

شاید بارزترین نمونه برنامه نویسی ذهن جمعی ، پدیده تبلیغات باشد که قبل از این به آن اشاره شده است و اغلب این موارد از تکنیک های مختلف علمی یا تکنولوژیکی ، از جمله پیام های پنهان یا سابلیمینال (شنیداری یا تصویری) ، پخش امواج رادیویی به اصطلاح ELF با (فرکانس بسیار پایین)،امواج رادیویی که (طبق برخی از تئوری ها) بر فعالیت عادی مغز انسان تأثیر می گذارند ، در گذشته مورد استفاده قرار گرفته است (و به گفته برخی نظریه پردازان ، حتی امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرند) به اصطلاح “بیزینس های بزرگ” و حتی دولت ها می توانند از طریق برنامه نویسی ذهن جمعی بر روی افراد تأثیر بگذارند.

 

کاربرد عملی این مطالب به طور خلاصه ، مستلزم برنامه نویسی ذهن فرد برای اهداف مشخص خود است که افکار ، ایده ها و پیشنهاداتی که به او کمک میکند را بپذیرد و با به کارگیری قوه ذهنی خود ، همه افکار ، ایده ها یا پیشنهادات ، که ممکن است متضاد رسیدن به هدف او شوند را مسدود کند.

البته باید در نظر داشت که ممکن است فرد نتواند افکار ، ایده ها و پیشنهادات ناخواسته را کاملا رد کند اما حداقل می تواند مانع از رسیدن آنها به ضمیر ناخودآگاه خود شود. به این ترتیب به اطلاعات نمی توانند هیچ قدرت و نفوذی بر اعمال فرد داشته باشند این را میتوانید در یک نمودار که در بحث قوه ذهنی یا همان منطق اورده شده است مشاهده کنید:

 

برنامه نویسی ذهنی
اطلاعات ابتدا توسط خوداگاه فیلتر می شوند.

“انجام این کار آسان نیست ، اما امکان پذیر است زیرا انسان می تواند به آنچه که می خواهد فکر کند و با انچه که به آن فکر میکند می تواند بر ذهن ناخودآگاه تأثیر بگذارد.”

والاس واتلز ، دوره قدرت شخصی – درسهایی در علوم ساختاری


قدرت آگاهی و برنامه ریزی ضمیرناخوداگاه

برنامه نویسی ذهنی

هنگامی که ما متولد شدیم، هفت سال اولیه زندگی خود را در حالت دلتا زندگی کردیم و سپس حالت تتا ، که هر دوی این حالت ها مربوط به فرکانس مغزی هستند که از حالت هوشیاری پایین تر هستند. “دلتا و تتا یک حالت مغزی را تعریف می کنند که به عنوان ترنس یا حالت هیپنوتیزم شناخته می شود – همان حالت عصبی که متخصصان هیپنوتیزم برای ایجاد مستقیم رفتارهای جدید در ضمیر ناخودآگاه مشتریان خود استفاده می کنند. به عبارت دیگر ، هفت سال اول زندگی کودک در یک خلسه خواب آور سپری می شود ” (بروس لیپتون).

 

و این منطقی است زیرا هنگام ورود به این دنیا چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد و ضمیر ناخودآگاه دقیقاً همان چیزی است که به ما این امکان را می دهد که اطلاعات زیادی را از محیط اطرافمان ذخیره کنیم.  ما با استفاده از حواس خود ابتدا والدین ، خواهر ، بردار ، اقوام و هر آنچه در مقابل ما بود وجود داشت را مشاهده کردیم. زمان تولد ذهن تحلیلی خوداگاه ما هنوز رشد نکرده است ، بنابراین با “چیزی هایی که می بینیم / می شنویم / احساس می کنیم ” توسعه و رشد میکند. اگر به ما گفتند که چیزی بد است ، پس آن چیز بد بود. اگر به ما گفتند که چیزی خوب است ، پس آن چیز خوب بود. این اطلاعات در ناخوداگاه ما ریشه و رشد میکند تا نحوه درک ما از جهان و نحوه تعامل امروز ما با آن را بیان کند.

 

وقتی به همه چیزهای اساسی که باید یاد بگیریم ، مثل راه رفتن و صحبت کردن ، فکر کنید این بسیار عالی است. اما وقتی به همه باورهایی فکر می کنید که نتوانسته اید داشته باشید مانند اعتقادات و ارزش هایی که باعث موفقیت شما می شود ، کمی آزار دهنده است.

 

به عنوان مثال افراد زیادی را در نظر بگیرید که در یک خانواده طبقه متوسط بزرگ شده اند و بارها و بارها به آنها نشان داده شده است که برای اینکه احساس امنیت کنی ، باید برای پول سخت کار کنی و آن را نگه داری بنابراین ، وقتی آن فرد بزرگ می شود این کار را انجام می دهد و واقعاً سخت کار میکند پول در می آورد و آن را نگه می دارد. این خوب است مگر اینکه بخواهد این پول را برای چیزی خرج کند که کاملاً ضروری نیست. بنابراین ممکن است برای خرید چیزهایی مانند مواد غذایی مشکل نداشته باشد اما اگر بخواهد تا برای چیزهایی جدید مانند لباس با کیفیت یا هر چیز دیگری که نیاز است بایت آن هزینه پرداخت کند با مشکل مالی مواجه می شود بنابراین نیاز است این باورهای قدیمی و مخرب حذف شوند.

 

در حالی که امواج مغزی ما سرانجام به آلفا و سپس بتا تبدیل می شوند ، جایی که ذهن خودآگاه و منطقی ما زندگی می کند اما ناخودآگاه هنوز به آن باورهای قدیمی چسبیده است. به همین دلیل است که خیلی از افراد حتی تا حدود سن ۲۷ سالگی حتی درک نمیکنند که با پول رابطه ناسالم دارند. بنابراین نه تنها پول بلکه هر چیزی که خواهان بدست آوردن آن هستیم برنامه ریزی های ضمیر ناخوداگاه ما نیز باید با خواسته ما هماهنگ باشند.

برنامه نویسی ذهنی

برنامه ریزی ضمیرناخوداگاه

خوشبختانه برنامه نویسی ذهنی ناخودآگاه ما همانطور که ایجاد شده اند می توان آنها را تغییر داد و ناخوداگاه را دوباره برنامه ریزی کرد و تمامی این اتفاقات با آگاهی آغاز می شود.

 

اکنون ، دو روش اساسی وجود دارد که می توانید ذهن ناخودآگاه خود را دوباره برنامه ریزی کنید: عادت ها و یا سابلیمینال ، گرچه می توان هر دو را با هم استفاده کرد ، بنابراین در ادامه مطلب خلاصه استفاده از عادت ها را برای برنامه ریزی ضمیرناخوداگاه بررسی می کنیم.

 

با عادت جدید شما عمداً در حال تغییر برنامه ریزی ضمیر ناخوداگاه  خود در مورد خاصی هستید ، این را آگاهی مداوم نیز می نامند. این به دلیل چیزی به نام انعطاف پذیری عصبی یا نورون ها کار میکند.

میلیاردها مسیر عصبی در ذهن ما وجود دارد که هر وقت فکر می کنید ، انجام می دهید یا احساس می کنید فعال می شوند، از طرف دیگر وقتی عمداً به چیزی متفاوتی فکر می کنیم ، انجام می دهیم یا احساس می کنیم ، یک مسیر عصبی جدید شروع به شکل گیری می کند و هرچه در این مسیر بیشتر رفت و برگشت سیگنال باشد مغز بیشتر مسیر جدید را دنبال می کند و مسیر قدیمی را کنار میگذارد. در ادامه این ویدئوی دو دقیقه ای نحوه کار کردن مسیرهای عصبی را با تصاویر توضیح می دهد.

 

 

بنابراین آگاهی مداوم و دائمی این قدرت را دارد که کل سیستم های اعتقادی را تغییر دهد. با این اوصاف ، گاهی اوقات می تواند مانند یک جاده طولانی و پر پیچ و خم و سخت احساس شود.

 

اینجاست که سابلیمینال وارد می شود. و وقتی می گویم سابلیمینال ، منظور راهی است که شما قادر به برقراری ارتباط با ضمیر ناخودآگاه خود هستید. به یاد داشته باشید که چگونه در هفت سال اول زندگی خود برنامه ریزی شده اید بنابراین با استفاده از روش سابلیمینال ، ضمیر ناخودآگاه را مجدد برنامه ریزی میکینم. استفاده از سابلیمینال به روش های مختلفی انجام می شود ، تصویری و صوتی. با استفاده از این روش خوداگاهی خود را دور می زنید و مستقیم باورهای جدید را وارد ناخوداگاه میکنید.

 

در حال حاضر بسیاری از ما در حال بیدار شدن و درک روشهای اینکه چطور زندگیمان را خلق میکنیم هستیم و اینجاست که متوجه می شویم با خود اصیل خود همسو نیستیم. اگر فکر میکنید زندگی شما چیزی نیست که می خواهید فقط به این دلیل است که اینگونه برنامه ریزی شده اید بنابراین با تمرین آگاهی شروع کنید و سپس اگر از ابزارهای که ذکر شد را میتوانید امتحان کنید. از طریق لینک های زیر به البوم های صوتی تصویری و پکیج ویژه دسترسی دارید.


چطور ذهنیت های مخرب را تغییر دهیم؟

آیا تا به حال اهداف و رویاهایی داشته اید که محقق نشده اند؟

باور نکردنی است اما ۹۲ درصد از مردم می گویند به اهداف و تصمیماتی که اول سال برای خود تعیین می کنند نمی رسد. با این آمار بالا باید چیزی بین آنها مشترک باشد که آنها را عقب نگه داشته است.

 

پس از تحقیقات انجام شده روی ۸٪ کسانی که به اهداف خود دست رسیده اند، موارد متفاوتی در مورد آنچه که این افراد موفق انجام می دهند وجود دارد.

 

توجه به این نکته ضروری است که این ۸ درصد از همه اقشار جامعه هستند. آنها می توانند متاهل ، مجرد یا مطلقه باشند. تحصیل نکرده ، تحصیل کرده ؛ از طبقه متوسط ، ثروتمند یا حتی فقیر باشند. آنها از سنین و اقوام مختلف از سراسر جهان تشکیل شده اند.

 

واقعیت این است که ، مهم نیست که در کجا زندگی می کنید یا از کجا آمده اید ، در هر حال  این توانایی را دارید که اهداف بزرگی را تعیین کرده و به آنها برسید.

 

وجه مشترک اصلی در بین ۸ درصد برتر افراد موفق مجموعه مشابهی از طرز فکر موفقیت است که افکار و اعمال آنها را هدایت می کند. ممکن است برخی از این موارد جزء ویژگی های شما باشند، یا ممکن است ذهنیت های متضاد آن را داشته باشید بدون اینکه حتی متوجه آن باشید.

 

یک راه مطمئن برای تعیین اینکه آیا شما نیاز به برنامه نویسی ذهنی یا تغییر ذهنیت دارید یا نه این است که به این سوال ها پاسخ دهید؟

آیا به طور منظم به اهداف خود می رسید و به رویاهایتان می رسید؟ اگر پاسخ شما “بله” است ، ادامه مطلب را بخوانید ، و احتمالاً دلیل آن را خواهید فهمید. اگر “نه” ، این مراحل می تواند ذهنیت شما را تغییر دهد.

 

 

در ادامه ۹ ایده برای تغییر طرز تفکر و ذهنیت شما آورده شده است:

 

۱- بپذیرید که تفکر شما نیاز به تغییر دارد – همه ما اهداف و رویاهایی داشته ایم که آنطور که امیدوار بودیم و پیش بینی می کردیم رخ نداده اند. وقتی این اتفاق به طور مکرر رخ می دهد باید تعجب کنیم که چه چیزی را باید تغییر دهیم. با این حال به فکر تغییر همه چیز هستیم به جز تفکرمان ، ما به ندرت به فکر خودمان به عنوان مکانی برای شروع تغییرات نگاه می کنیم.

 

ما در یک جامعه مبتنی بر مهارت زندگی می کنیم که بر یادگیری مهارت های جدید و بهبود مهارت هایی که در آن ضعیف هستیم تأکید می کند. این امر اغلب این باور را تقویت می کند که برای رسیدن به اهدافمان به آموزش بیشتری نیاز داریم. برخی از افراد به تحصیل می پردازند، برخی دیگر در سمینارها و کارگاه ها شرکت میکنند یا کتاب می خوانند و همیشه به دنبال مهارت هایی هستند که باعث شود پیشرفت کنند.

 

البته اشتباه برداشت نکنید در اینجا قصد نداریم ارزش داشتن مهارت ها را کم رنگ کنیم. اما بیشتر اوقات ، این ذهنیت ما است که نیاز به تغییر دارد.

 

خبر خوب این است که تغییر ذهنیت بسیار ارزان تر و سریعتر از یادگیری یک مهارت جدید است. بنابراین به سادگی گام اول این است که بپذیرید که ابتدا باید روی ذهنیت خود کار کنید.

 

برنامه نویسی ذهنی

 

۲- ذهنیت های متضاد را شناسایی کنید- ذهنیت ها از طریق تجربیات قبلی و نقاط عطف احساسی شکل می گیرند ، و ذهنیت هایی که نتایج مطلوبی برای شما تولید نمی کنند ، ذهنیت های متضاد نامیده می شوند.

 

برخی از ذهنیت های متضاد عبارتند از: شک به خود ، باورهای محدود کننده و هرگونه افکار منفی دیگر که مانع تحقق رویاهای شما می شود.

 

روزانه حدود ۶۵۰۰۰ فکر در ذهن ما می گذرد. متأسفانه برای اکثر مردم اکثر این افکار منفی هستند. این “افکار منفی خودکار” آنقدر زیاد رخ می دهند که حتی از آنها آگاهی ندارید (اکثر ما نمی دانیم آنها وجود دارند).

 

به عنوان مثال: آیا آن صدای آهسته ای را که هنگام بررسی حقوق ماهانه برای هزینه های خود هستید را می شناسید ؟ یا وقتی به آینه نگاه می کنید صحبت های تحقیرآمیزی در مورد خودتان می زنید؟

 

همه ما آن صدا را می شناسیم. این باعث می شود قبل از نزدیک شدن به شخصی که مایل به ملاقات آن هستید دچار تردید شوید. این باعث می شود قبل از شروع یک کسب و کار یا تغییر شغل دوبار فکر کنید.

 

همه ما ذهنیت های متضاد متفاوتی داریم و بدون اینکه بدانیم ، به طور معمول به آنها اجازه می دهیم رویاهای ما را نابود کنند. آن صدای کوچک دائماً صحبت میکنند و می گوید: “من نمی توانم با او صحبت کنم” ، “من به اندازه کافی باهوش نیستم” ، “من زیبا نیستم” ، “من خوب نیستم” واجد شرایط نیست ”…

 

راه از بین بردن ذهنیت های متضاد این است که به آنها توجه کنید. هنگامی که آن صدای تحقیرآمیز را می شنوید توجه کنید و تشخیص دهید که چگونه این صدا تکرار می شود. به احتمال زیاد ، متوجه خواهید شد که افکار محدود کننده شما را می توان به چند موضوع اصلی محدود کرد. توجه به این امر یک گام مهم است زیرا ما نمی توانیم آنچه را که به آن اعتراف نکرده ایم تغییر دهیم.

 

 

 

۳- سوئیچ را بچرخانید – هنگامی که افکار متضاد خود را مشخص کردید ، نیاز به راهی دارید که آنها تغییر دهید. بهترین تکنیکی که در این زمینه می توانید استفاده کنید چیزی است که آن را “چرخاندن سوئیچ” گفته می شود ، تغییر افکار از منفی به مثبت چرخاندن سوئیچ گفته می شود.

 

سالهای زیادی وقتی افراد به آینه نگاه می کنند تنها چیزی که می بینند ایرادات خودشان است. اگر برای شما نیز اینظور است سوئیچ را بچرخانید به آینه نگاه کنید و خودتان را مجبور کنید بگویید: “تو عالی هستی”

 

مدتی طول کشید تا به این گفته عادت کنید ، اما واقعیت این است که افکار مثبت و افکار منفی نمی توانند با هم در یک فضا باشند، با این کار شما به افکار منفی اجازه خروج می دهید.

 

روش دیگری که موثر است ، رویکرد ” همین الان ” نام دارد. هنگامی که مشخص کردید افکار متضاد شما چگونه ظاهر می شوند ، یک فرایند فکری را اعمال کنید که به شما اجازه می دهد سریعا اقدام کنید.

 

در اینجا یک مثال آورده شده است: فرض کنید می گویید قصد دارید بعد از شام پیاده روی کنید تا بیشتر ورزش کنید ، اما وقتی شام تمام می شود افکار متضاد شما ظاهر می شود. اگر شروع به شنیدن صدایی در سرتان می کنید که می گوید خیلی خسته هستید ، بیش از حد غذا خورده اید ، یا به هر حال وزنتان را کم نمیکنید بلافاصله به سمت در بروید و کفش های مخصوص دویدن خود را بپوشید.

 

اغلب ، تنها برداشتن یک گام مثبت در جهت درست برای اخراج این افکار متضاد کافی است.

برنامه نویسی ذهنی

 

 

۴- “چراهای” خود را درک کنید – تغییر ذهنیت شما به زمان نیاز دارد زیرا ترک عادت های شکل گرفته به راحتی امکان پذیر نیست. این امر به این دلیل است که بسیاری از مضرترین عادات و طرز فکرهای ما در دوران کودکی ایجاد شده اند و از آن زمان تا کنون به همان شیوه فکر و عمل کرده ایم.

 

چگونه می توان ذهنیت خود را تغییر دهید : “چرا” می خواهید به هدف یا رویایی که دارید برسید را مشخص کنید؟ وقتی مشخص کردید هدف شما کاهش وزن، شاد بودن در محل کار، بهبود روابط با شریک زندگیتان است که می تواند تأثیر زیادی در زندگی شما داشته باشد بهتر است واقعاً معنی دار باشد ، درست است؟

 

پس از تشخیص علت یا “دلیل” آن را روی کاغذ یا دفترچه یادداشت کنید که چرا واقعا این هدف برای شما اهمیت دارد. ترجیحا روی کاغذ به خط خودتان بنویسید.

با مشخص کردن چرای رسیدن به اهدافتان آرزوهای واقعی را از آرزوهایی که اهمیت چندانی برای شما ندارند جدا میکنید.

 

برنامه نویسی ذهنی

 

۵- انگیزه و اراده لازم است اما کافی نیست – اکثر مردم به اشتباه تصور می کنند که انگیزه و اراده تنها چیزی است که برای رسیدن به اهداف آنها لازم است ، زیرا توصیه رایجی است که از دوستان و خانواده به متخصصان انگیزه و مربیان زندگی می شنوید همین است.

 

شما “چرای” بزرگ خود را در مرحله چهار نوشتید، زیرا انگیزه از آنجا شروع می شود. اما همه ما می دانیم که حفظ انگیزه هر چقدر هم که مهم باشد بسیار دشوار است.

 

جدیدترین تحقیقات مغزی نشان می دهد که قدرت اراده مانند یک مخزن گاز است. شما با یک مخزن پر شروع می کنید اما هر بار که از آن استفاده می کنید گاز مخزن را کاهش می دهید. در اینجا منظور این است:

 

شما سعی می کنید غذای سالم تری بخورید ، بنابراین دست به کار شوید و فست فود ها را کنار بگذارید ، از قدرت اراده خود استفاده کنید و در مقابل فست فودها مقاومت کنید.

 

سپس قصد دارید به باشگاه بروید ، اما در نهایت برای رسیدگی به مشکل یک مشتری باشگاه رفتن را به بعدا موکول می کنید. اراده شما در حال حاضر تمام شده است اما آیا در نهایت به باشگاه می روید؟ شما پاسخ را می دانید؟ خیر

 

زمانی که از انگیزه و اراده برای دستیابی به اهداف استفاده می کنیم، طولی نمی شکد که اهدفمان را رها می کنیم. زیرا اراده همیشه کافی نیست، به همین دلیل است که ۲۵ درصد از افراد پس از هفت روز اول پیگیری اهدافشان از ان منصرف می شوند و ۶۰ درصد از آنها پس از ماه اول آن را رها می کنند.

 

افراد موفق این واقعیت را درک می کنند ، به همین دلیل است که مرحله پنجم به رسمیت شناخته شده است … یعنی تشخیص اینکه رسیدن به اهدافتان این نیست که راه را برای رسیدن به موفقیت باز کنید.

 

با پذیرش این واقعیت ، شما سرزنش های ذهنی خود را برای لغزش یا عدم پایبندی به برنامه خود را متوقف خواهید کرد و این باعث می شود از نظر احساسی آزادتر باشید و فردا دوباره با تفکری خوش بینانه تلاش کنید! (در مرحله ۷ بیشتر در این مورد صحبت خواهیم کرد.)

 

 

 

۶- از کوچک شروع کنید اما بزرگ فکر کنید و بزرگ تمام کنید-این ممکن است عجیب به نظر برسد ، اما یکی از بهترین راه ها برای تغییر ذهنیت و تحقق رویاهایتان ، تعیین اهداف ریز و کاملاً دست یافتنی است.

 

چقدر ریز؟

  • اگر هدف اصلی شما انجام ورزش روزانه است ، هدف کوچک و دست یافتنی شما این است که هر روز ۵ دقیقه نرمش کنید.

  • اگر می خواهید استرس زندگی خود را کاهش دهید ، هدف کوچک شما این است که هر شب یک دقیقه مدیتیشن کنید.

  • اگر می خواهید محبت بیشتری به شریک زندگی خود داشته باشید، هدف کوچک شما می تواند یک بغل یا بوسه اضافی باشد.

 

هر یک از این مثالها تقریباً به هیچ انگیزه یا اراده ای برای انجام نیاز ندارند با این حال ، هر کدام یک گام مثبت هستند.

 

در اینجا یک ترفند وجود دارد: تصمیم بگیرید که هدفی کوچک انتخاب کنید و اگر به آن برسید می توانید کارهای بیشتری انجام دهید.

 

با انجام این کارهای کوچک ، شما کارهای بیشتری انجام خواهید داد و احساس فوق العاده ای نسبت به خود خواهید داشت زیرا بیش از حد پیشرفت کرده اید. برخی روزها ممکن است هدف هر چند کوچکی مثل یک پیاده روی ۲۰ دقیقه ای را انجام دهید و همچنان احساس خوبی خواهید داشت زیرا به هدف خود رسیده اید.

 

به عنوان مثال اگر هدف شما مطالعه کردن است با روزی یک صفحه مطالعه شروع کنید و در پایان سال خواهید دید ۳۶۰ صفحه کتاب مطالعه کرده اید.

 

این اهداف کوچک چگونه می توانند واقعاً تأثیرگذار باشند؟ به این دلیل است که تغییرات عظیم نیازمند گام های کوچکی است که روزانه تکرار می شوند و این باعث ایجاد شتاب و نتایج تجمعی مثبت می شوند.

 

۸ درصد افراد موفق این را درک می کنند ، اما اکثر مردم هرگز این استراتژی را امتحان نمی کنند زیرا فکر می کنند کوچک شروع کردن بی معنی به نظر می رسد. اما با گذشت زمان دستیابی مداوم به اهداف کوچک شما عادات جدیدی از ذهنیت را ایجاد می کند و این پیشرفت واقعی در جهت اصلاح تفکر شماست تا بتوانید به بزرگترین رویاهای خود برسید.

 

برنامه نویسی ذهنی

۷- با کلمه “شکست” راحت باشید – مراحل تغییر طرز فکر شما تا اینجا بررسی شد و به شما کمک می کند تا با اطمینان خاطر به سمت اهداف و رویاهای خود پیش بروید. با این حال ، بسیار مهم است که درک کنیم رسیدن به اهداف نیاز به تلاش دارد.

 

به همین دلیل است که افراد موفق با کلمه “شکست” راحت هستند.

 

وقتی بیشتر مردم به موانع برخورد می کنند ، بهانه می آورند یا تسلیم می شوند. افراد موفق می دانند که تنها چیزی که آنها را از اهداف خود دور می کند این است که تلاش خود را متوقف کنند … بنابراین این کار را نمی کنند! آنها می دانند که در این راه با موانع روبرو می شوند و حتی شکست می خورند.

 

آنچه آنها را از ۹۲ درصد دیگر افراد متمایز می کند این است که از نظر ذهنی برای شکست آماده می شوند زیرا می دانند شکست صرفا به معنای شکست نیست بلکه معنای تجربه کردن و یاد گرفتن است مانند دوچرخه سواری، هیچ کس با یکبار دوچرخه سواری یک دوچرخه سوار حرفه ای نمی شود و اگر به زمین بخورد نمی گویید من شکست خوردم یا من در دوچرخه سواری موفق نمی شوم بلکه مجدد تلاش میکند.

شکست آنها را نمی ترساند و آنها را تسلیم نمی کند. هنگامی که شکست اتفاق می افتد ، آنها به دنبال بازخورد هستند و با ذهنیتی جدید برای بازگشت به بازی اقدام میکنند.

 

شما می توانید این کار را با اجازه دادن به شکست انجام دهید. این کار فشار سنگین اگر شکست بخورم چه می شود را از بین می برد تا بتوانید به یک نتیجه نهایی برسید بنابراین شما باید آماده باشید تا از اشتباهات درس بگیرید و تغییراتی در تفکر خود انجام دهید تا شما را به جلو حرکت دهد.

 

برنامه نویسی ذهنی و تغییر ذهنیت شما به طور تصادفی اتفاق نمی افتد. این به انتخاب شما اتفاق می افتد و این ۷ مرحله به شما در مسیر درست کمک می کند بنابراین همین الان شروع کنید.


پکیج ویژه مانی ام اس

آلبوم های تجسمی

آلبوم های صوتی

انیمیشن های انگیزشی

فیلم های انگیزشی

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید




سلام جناب علیخانی و تیم زحمتکشتان سپاسگزارم بخاطر اینکه این توانایی و انگیزه را داشتی برای اول خودت که به موفقیت رسیدی و بعد ترویج ان در ایران به یاری خدا این سایت در مسیرم قرار گرفت و ۲ محصول سفارش دادم که همون روز اول اولین نتیجه رویت شد به حول و قوه الهی حتما در اینده نزدیک از نتایج خواهم گفت برای کاربران سایت که میشود .بازهم سپاسگذارم و امیدوارم در این مسیر موفق باشید

این مطلب را به اشتراک بگذارید



امتیاز شما به این مطلب

train-your-brain.jpg


جست و جو

برای جست و جو کلمه مورد نظر را وارد کنید.

پیام های سیستم

آپدیت مقاله : چطور رویاهایتان را کنترل کنید؟

ما حدود شش سال از زندگی خود را در خواب می گذرانیم – یعنی ۲۱۹۰ روز یا ۵۲،۵۶۰ ساعت. اگرچه ما می توانیم از تصورات و احساساتی که در خواب مشاهده می کنیم آگاه باشیم ، اما بیدار نیستیم. این توضیح می دهد که چرا نمی توانیم تشخیص دهیم که در خواب هستیم و اغلب رویاهای خود را با واقعیت اشتباه می گیریم.

برخی از افرادی که رویای شفاف می بینند توانایی این را دارند که در رویاهای خود آگاهانه بدانند که در حال رویا دیدن هستند، آنها حتی می توانند کنترل رویاهای خود را در دست بگیرند (فیلم تلقین با بازی لئوناردو دی کاپریو را مشاهده کنید).

رویاهای شفاف هنوز یک موضوع در حال مطالعه است ، اما پیشرفت های اخیر نشان می دهد که این حالت ترکیبی از هوشیاری و خواب است.

فوق انگیزشی روح

انیمیشن روح ، درباره جو گاردنر، معلم و نوازنده یک گروه موسیقی در دبیرستان است که همیشه آرزو داشت روی صحنه به اجرای موسیقی جاز بپردازد؛ حالا بالاخره این فرصت را پیدا کرده است اما یک حادثه باعث می‌شود تا روح وی از بدنش جدا شود و…

آپدیت مقاله : برنامه نویسی ذهنی چیست؟

آیا تا به حال اهداف و رویاهایی داشته اید که محقق نشده اند؟

باور نکردنی است اما ۹۲ درصد از مردم می گویند به اهداف و تصمیماتی که اول سال برای خود تعیین می کنند نمی رسد. با این آمار بالا باید چیزی بین آنها مشترک باشد که آنها را عقب نگه داشته است.

پس از تحقیقات انجام شده روی ۸٪ کسانی که به اهداف خود دست رسیده اند، موارد متفاوتی در مورد آنچه که این افراد موفق انجام می دهند وجود دارد.

۱۰ عبارت تاکیدی که قدرت ذهن شما را تقویت می کند!

عبارات تاکیدی چه هستند و چه کمکی به من میکنند؟

آیا می دانستید که ضمیر ناخودآگاه شما تقریباً ۹۰ درصد از کل قدرت ذهن شما را تشکیل می دهد…

برخلاف ذهن آگاه (که مسئول فعالیت های روزانه شما در هنگام بیداری است) ، فقط ۱۰ ذهن شما را تشکیل می دهد؟

 

به همین دلیل است بسیاری از افرادی که سعی می کنند وزن خود را کاهش دهند ، سیگار را ترک کنند یا عادت جدیدی داشته باشند موفق نمی شوند – زیرا آنها به سادگی نمی دانند که رمز موفقیت در دسترس ضمیر ناخودآگاه و برنامه ریزی مجدد آن با اطلاعات جدیداست.بنابراین ، چگونه به ذهن ناخودآگاه خود دسترسی پیدا کنید و آن را تغییر دهید؟

آپدیت مقاله : ۴۲ عبارت تاکیدی رابطه عاشقانه

یک رمان نویس فرانسوی ، با نام مستعار جورج سند ، گفت: “تنها یک خوشبختی در این زندگی وجود دارد ، دوست داشتن و دوست داشته شدن.” چه آگاه باشید و چه نباشید ، هر فردی با قلبی تپنده به دنبال عشق و دوست داشتن است. برای شاد بودن توجه به سیستم عاطفی و روحی ما بسیار حیاتی است!

آپدیت مقاله : چطور با قدرت ضمیر ناخوداگاه پول را سریع جذب کنیم؟

ثروت از ذهن شما شروع می شود. اگر می خواهید ثروتمند شوید ، اولین کاری که باید انجام دهید این است که ذهن ناخودآگاه خود را برای جذب ثروت آموزش دهید. راه این کار این است که ابتدا افکار ثروتمندانه را در ذهن خود ایجاد کنید و سپس افکار خود را در عمل استفاده کنید.

اگر بتوانید یاد بگیرید که چگونه ذهن خود را برای تصمیم گیری درست آموزش دهید، طبیعتاً پول به زندگی شما جذب می شود. به عنوان مثال ، سایت فوربس بهترین استراتژی هایی که میلیونرهای خودساخته از آنها برای ایجاد ثروت استفاده می کنند نوشته است. یکی از این استراتژی این است: ذهنیت خود را درباره پول تغییر دهید. در ادامه مقاله آمده است:

فیلم انگیزشی جنگل

داستان فیلم درباره‌ی فردی به نام یوسی است که عاشق ماجراجویی و کشف جاهای جدید است ، یوسی با گروهی همراه با یک راهنما همراه می‌شود و به جنگل‌های بولیوی می‌روند تا به دنبال یک روستا از سرخ‌پوستان آنجا بگردند. اما آنها به زودی متوجه می‌شوند که این جنگل بسیار مرموز و عجیب و غریب هست و…

آپدیت مقاله : چطور به خواسته هایمان برسیم؟

اگر خلق آرزوها و جذب خواسته ها بدون دردسر و فوری انجام شود چه می شود؟

قبلا در مورد ضمیر ناخودآگاه مطالب زیادی منتشر شده است بنابراین اگر آن مطالب را مطالعه کرده باشید باید بدانید که زبان ضمیر ناخودآگاه زبان احساسات است.

اما شاید ندانید که از ضمیر ناخودآگاه می توانید برای خلق سریع اهداف استفاده کنید. چه باور کنید چه نکنید برای رسیدن به اهداف نیازی به طی کردن پروسه طولانی ندارید ، بنابراین چه چیزی باعث می شود که ضمیر ناخودآگاه بتواند به این قدرت دسترسی داشته باشد؟

ژان دارک – صحبت با فرشتگان

ژان دارک یا Joan of Arc که بود؟

ژان دارک دختر روستایی جوانی بود که در آخرین مراحل جنگ صد ساله زندگی می کرد، این جنگ مجموعه ای از درگیری های نظامی بین کشورهای فرانسه و انگلیس بود که در سال ۱۳۳۷ به دلیل اختلاف ارثی بر سر سلطنت فرانسه آغاز شد در نهایت این جنگ در سال ۱۴۵۳ به پایان رسید. این جنگ ۱۱۶ ساله شاهد ظهور و سقوط چندین پادشاه و اشراف زاده بود که بسیاری از آنها در نوع خود قابل توجه بودند با این وجود ژاندارک Joan of Arc یکی از خارق العاده ترین چهره های دوره است.

آپدیت مقاله : ۱۰ راه ساده و زیبا برای ارتباط با راهنمای روح

در اول این مقاله توضیحاتی از خانم گابریل برنستین را در مورد چگونگی ارتباط با راهنمایان روحی دریافت کردیم و اما در ادامه این مقاله ارتباط از طریق اعداد را بررسی میکنیم.

همه ما فرشتگان را در اطراف خود داریم ، اما فرشتگان همیشه با روش های ساده یا واضحی که تفسیر و درک آن آسان باشد با ما ارتباط برقرار نمی کند.

بیشتر اوقات ، هدایت فرشتگان با نشانه های مرموز و وقایع غیر عادی همراه است که برای درک آنها باید با آنها همسو باشید.

به یاد داشته باشید ، فرشتگان موجوداتی آسمانی هستند و در قلمرویی زندگی می کنند که در یک فرکانس ارتعاشی بالاتر از جهان فیزیکی هستند. فرشتگان به عنوان پیام رسانان آسمانی، بالاترین حقیقت ، خدا یا منبع ، به قوانین خدا مقید هستند و بدون رضایت مستقیم ما نمی توانند در وقایع زندگی ما دخالت کنند.

به همین دلیل است که فرشتگان راهنمایی های خود را در قالب نشانه ها و پیام های نمادین برای ما ارسال کنند.

آپدیت مقاله : چطور در یک ماه یک میلیارد تومان درامد داشته باشیم؟

موفقیت بدست می آید ، داده نمی شود. شما باید تلاش کنید و این تلاش باید در جهت علاقه ، رویاها و اهداف شما باشد.

ما به عنوان انسان ویژگی هایی داریم که هیچ گونه دیگری در این کره خاکی ندارد. ما قدرت تخیل داریم. ما می توانیم به آینده طوری نگاه کنیم که می خواهیم و آرزو داریم آنگونه باشد. این یک هدیه خدادادی است که بسیاری از مردم از آن استفاده می کنند و با استفاده از آن به دنبال تحقق رویاهای خود هستند. در سفر به سمت موفقیت ، تخیل شما را متمرکز نگه می دارد. منطبق نگه داشتن افکار و رویاهای خود با آینده ای که آرزو دارید ، بدون اینکه بخواهید خودتان را تحت فشار قرار دهید شما را به جلو سوق خواهد داد. بزرگ فکر کنید ، رویاهای بزرگ داشته باشید و هرگز محدودیتی در آنچه می توانید انجام دهید ایجاد نکنید.

آپدیت مقاله: چطور با قدرت ذهن ناخوداگاه هر زبانی را که دوست داریم یاد بگیریم؟

اگر در کشوری زندگی می کنید که بیشتر مردم با زبان همان کشور صحبت می کنند ، می توانید روزانه چندین ساعت خود را در معرض شندین زبان جدید قرار دهید تا ذهن ناخودآگاه شما برای یادگیری آن زبان فعال شود بنابراین پس از مدتی این بخشی از “گفتار درونی” شما می شود. به زبان ساده ، شما به آن زبان فکر می کنید و ذهن شما به طور خودکار تلاش می کند کلمات را از زبان مقصد به زبان مادری شما ترجمه کند.

آپدیت مقاله: قدرت ماورایی ذهن را آزاد کنید و از آن استفاده کنید!

شما برای تمرین عضلات بدن خود به سالن بدن سازی می روید.

شما برای یادگیری گیتار به کلاس آموزشی می روید ، برای یادگیری زبان به کلاس زبان می روید.

تمام این تمرین ها در صورتی به شما کمک میکنند که هر روز به صورت مداوم این کار را انجام دهید، البته در یادگیری هر مهارتی آموزش ذهن نیز به همان اندازه مهم است.

تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که از راهنمای فوق العاده ای که در بالا توضیح داده شد را دنبال کنید تا ضمیر ناخودآگاه خود را همانطور که می خواهید آموزش دهید!

با تمرین و تکرار همه چیز ممکن می شود.

آپدیت مقاله : چطور قانون مقاومت را شکست دهیم؟

قبل از اینکه اتفاقات در زندگی شما رخ دهند باید بیاموزید که چگونه می توانید اجازه خلق اتفاقات را بدهید.

 

به نظر می رسد بسیاری از مردم در رسیدن به اهداف خود ناتوان هستند و این تنها به یک دلیل میتواند باشد که انها اجازه رخ دادن این اتفاقات را نمیدهند. در ادامه بررسی میکنیم که چطور به جهان هستی اجازه دهیم اتفاقات دلخواه ما را در زندگیمان ایجاد کند؟ چگونه باورهای ناخودآگاه ما مانع رسیدن ما به بالاترین پتانسیل واقعی مان می شوند؟

 

سطح مجوز ها همان باورهای درونی هستند که برای خود تعیین می کنیم و این سطوح میزان خوشبختی ، موفقیت ، عشق و فراوانی را تعیین می کنند.

ورود به حساب کاربری

ایجاد حساب کاربری جدید