چگونه سیگار را بدون تحمل کردن روزهای سخت ترک کنیم؟

چگونه سیگار را بدون تحمل کردن روزهای سخت ترک کنیم؟
چکیده این مطلب : انتشار : 2 , اسفند , 1394 ۰ نظر ۳۵۳۵ بازدید زمان مطالعه ۱۴ دقیقه پادکست به زودی

افراد سیگاری همیشه به خودشان دروغ میگویند.هنگامی گه با این سوال مواجه میشوند “هدف شما از سیگار کشیدن چیست ؟” پاسخ 80% انها این است که مرا ارام میکند.

 

چگونه سیگار را بدون تحمل کردن روزهای سخت ترک کنیم؟

کتاب های زیادی در مورد ترک سیگار نوشته شده است.رسانه ها و تجهیزات پزشکی حقیقت خطرناک ناشی از سیگار را کشف کرده اند. سیگار ویژگی های بسیار منفی دارد اما نمیخواهیم در مورد انها اینجا بحث کنیم زیرا شما انها را از قبل میدانید.

علاوه بر این اینها شما متقاعد به ترک کردن سیگار نمیشوید.شما از خطرات ان اگاه هستید شما داستان های وحشتناکی را شنیده اید وشما ممکن است افرادی که از سیگار کشیدن صدمه دیده اند را دیده باشید.

 

 

نتایج وحشتناک

ولی هنوز نمیتوانید ترک کنید و به طور خلاصه انچه که از نتایج وحشتناک ان به شما گفته اند که ممکن است برای شما رخ بدهد موثر نبوده است. من کاملا اگاه هستم که فردی به مدت 12 سال روزی یک نیم بسته سیگار استفاده میکرد.

 

 

چشم پوشی به نصیحت ها؛

اخرین کاری که میکرد زمانی کسی شروع میکرد به نصیحت کردن در مورد عواقب سیگار این بود که از تمام حرف های او چشم پوشی میکرد و از وقتی که با سیگار با ارزشش میگذارند لذت میبرد.

حقیقت این است که چیزهایی که انها میگفتند او را عذاب میداد واین همیشه مثل سایه پشت سرش او را تهدید میکرد و او یک برده شده بود برده سیگا.
این واقعا ناراحت کننده بود که کل برنامه او تعیین شده بود که ” چه زمانی سیگار بکشد”.

 

تمرکز بر روی سیگار بعدی؛

این درد زمانی که او کسب کارش را شروع کرد بجای 100% تمرکز روی ان تمرکزش روی این بود که سیگار بعدی را چه زمانی شروع کند.
این در جلسات کسب کارش او را شکنجه میداد و تنها چیزی که میخواست این بود که به بیرون برود و یک سیگار روشن کند.

 

احساس خوب با سیگار؛

او بیاد دارد یک روز صبح بیدار شد احساس افسردگی میکرد زیرا شب قبل با همسرش مشکل داشت و ناگهان به این فکر افتاد که ” کمترین چیزی که دارد سیگار است که باعث میشود احساس بهتری داشته باشد”

و ناگهان از فکر خودش هیجان زده شد که حداقل یک سیگار دارد و او با پایان یک رابطه که واقعا عاشقش بود روبرو شده بود و یک سیگار بود که او را از ناامیدی نجات میداد.
و این نقش بزرگی در زندگی او داشت که روی حالات عاطفی اش تاثیر میگذاشت و چیزی بد بو و کثیف بود. و زمانی تصمیم گرفت ان را ترک کند زیرا او نمیخواست برای داشتن احساس خوب تمام عمرش وابسته به سیگار باشد .

 

تصمیم به ترک

او تصمیم گرفت این کار را انجام دهد و میخواست برای همیشه موفق شود اما چگونه میتواند اینکار را انجام دهد؟ زمانی که او برای ترک کردن ان تلاش کرد او باید رنج و بدبختی زیادی را تحمل میکرد.

و این چیز بدی بود که به زندگی و روح او صدمه میزد و او در دوره ترک سیگار به افرادی که سیگار را ترک کرده بودند حسادت میکرد.
این یک احساس بدی بود پس چطور میتوانست ان را برای همیشه انجام دهد؟ رها شدن از سیگار احساس شگفت انگیزی بود.اما او احساس میکرد که یک شخص مرده است که راه میرود پس چگونه میتوانست ان را بدون وسوسه شدن انجام دهد و موفق شود؟

 

تربیت ذهن؛

او ذهنش را تربیت کرد که باید یک رویکرد متفاوت را امتحان کند زیرا راه های دیگر را که امتحان کرده بود هیچ نتیجه ای نداد.
او تصمیم گرفت که فقط رفتارش را تغییر بدهد ( یعنی مجبور نکردن فیزیکی خودش برای سیگار کشیدن و دور ماندن از سیگار تا انجایی که ممکن است) و به دنبال راهی بود تا سیگار را جوری دیگر بفهمد.

شما این عبارت را می شناسید” همه چیز در ذهن شما است” خوب این درست است و تمام صحبت های من در سایت در مورد همین است.

 

 

 

تغییر دادن باورهاو الگوهایمان.

او در کسب کارم تا حدی موفق شده بود حتی اگر تازه راه استقلال مالی را شروع کرده بود.
قبل از اینکه او کسب کارش را راه اندازی کند برای بدست اوردن پول مدت زیادی تلاش میکرد و برای تغییر درکش نسبت به پول اقدام کرد و بعد نتایج خوبی را دید و فکر کرد که ایا میتوانم همین کار را برای ترک سیگارم انجام دهم؟ ایا میتوانم ناخوداگاه از ان متنفر شوم ؟

و او متوجه شد برنامه ریزی مجدد ناخوداگاه تنها را برای ایجاد یک تغییر است بنابراین او خودش را اماده برای این سفر کرد و هرگز فکر نمیکرد این کار چقدر اسان است و با کمال تعجب بسیار اسان بود.

 

 

دلایل ترک نکردن ؛

او شروع کرد به حفاری لایه های مغزش و کشف آن دلایلی که باعث میشد سیگار را نتواند ترک کند او الان میداند این دلایل برای ترک کردن سیگار کافی نبود (بیماری ها_ بوی بد دهان _مشکل در تنفس _ دندان های زرد_ و خیلی بیشتر ) پس دلایل او برای سیگار کشیدن چه بود؟چرا او تا این حد به سیگار اعتبار داده بود؟

 

 

او دلایلش را در یک لیست نوشت:

من را ارام میکند،در موقعیت های اجتماعی به من اعتماد به نفس میدهد_ وقت من را پر میکرد و به من احساس با کیفیت گذشت زمان را میداد یا به عبارت دیگر همه این دلایل چیزی جز توجیه کردن نبود و دخانیات کم کم او را به مرز خودکشی میرساند و این دلایل از ناخوداگاه او می امد که به سیگار قدرت و کنترل او را میداد.

 

و این او را به فکر واداشت : چی میشه اگر او تمام ان دلایلی که سیگار میکشد را پیدا کند و یکی یکی انها را رد کند؟ با انجام این کار من میتواند برتری ناخوداگاهش را نسبت به سیگار نشان دهد و قسمت های منفی را حذف کند زیرا انچه که انها موجب میشوند چیزهای منفی است.

 

ترک سیگار
درک و باورهایتان را نسبت به سیگار را در ناخوداگاه خود تغییر دهید

 

دلایل سیگار کشیدن،دروغ است

شما میبینید دلایلی که شما برای سیگار کشیدن دارید چیزی جز دروغ نیستند ولی شما هنوز میتوانید مغزتان را اصلاح کنید.اگر مغز شما نمیتواند تمام ان چیزهایی که دیگران گفته اند را منطقی برای انها بسازید شما احتمالا تمایل دارید به سمت دیوانگی بروید. به عنوان مثال شما بدون اینکه دلیل برای خود بیاورید نمیتوانید خود را بکشید و یا مسموم کنید.

من معتقدم که بهانه های اینکه چرا سیگار میکشید را ایجاد میکنید و من میخواهم یک دلیل که بین همه افراد سیگاری را مشترک است را بگویم:

ارامش.افراد سیگاری همیشه به خودشان دروغ میگویند.هنگامی گه با این سوال مواجه میشوند “هدف شما از سیگار کشیدن چیست ؟” پاسخ 80% انها این است که مرا ارام میکند.

 

 

خب این پاسخ جزء چرندیات است و اجازه بدهید به شما بگویم چرا یک افسانه را به اشتراک میگذارم :

یک روباه و یک خوک میخواهند صبح روز شنبه افتابی به یک سفر دریایی دوست داشتنی بروند .روباه خوک را دوست ندارد و او را برای لحظات شادی دعوت نمیکند و دیگر نقشه های باطلی را دارد.

وقتی که خوک در حال عوض کردن لباس هایش برای لباس شنا بود روباه بلافاصله او را به دریا انداخت و انها از خشکی خیلی دور بودند خوک هرگز نمیدانست که چگونه شنا کند او با پاهایش در اب لگد میزد ولی پاهایش کمکی نمیکرد او داشت کمکم غرق میشد.
او از روباه که روی قایق بود کمک خواست فریادها و گریه های خوک بالاخره چیزی را درقلب روباه تکان داد و او تصمیم گرفت او را نجات دهد. زمانی که روباه او را از اقیانوس بالا کشید خوک خیلی خوشحال بود.

 

 

چرا مرا سرزنش نکردی؟

او از روباه خیلی تشکر کرد و او را در اغوش گرفت روباه به او نگاه کرد و از شادی خوک شکه شد. او از خوک پرسید ” درست است که من تو را نجات دادم اما من تو را به اب انداختم چرا به من اعتبار میدهی از اینکه نجاتت دادم و من را از اینکه میخواستم تو را بکشم سرزنش نکردی؟”

 

 

نیکوتین یک آرام بخش گستاخ است؛

بنابراین اگر ما کمی به عقب برویم شما میتوانید همین سوال روباه از خوک را از خود بپرسید.سیگار یک ارام بخش گستاخ است بنابراین شما به دخانیات اعتبار ارامش میدهید ولی ان را سرزنش نمیکنید که باعث احساس عصبی شدن شما شد.

سیگار بعدی که میکشید شما را ارام میکند زیرا نیکوتین از بدن شما خارج شده است و این باعث میشود شما از ان بیشتر و بیشتر بخواهید. ارامش دخانیات در واقع یک دوز از یک داروی نیکوتین دار است که شکاف های خالی شده قبلی را پر میکند.

این تنها یک نمونه از تصورات غلط است که شما چطور دخانیات را درک میکنید و چطور به ان قدرت و صفات مثبت میدهید.

 

 

تغیر درک بالا از سیگار و عقاید در ناخوداگاه؛

برای ترک واقعی سیگار در بقیه عمرتان باید درک و عقایدتان نسبت به سیگار را در ناخوداگاه خود تغییر دهید که مثل یک فرایند سیم کشی جدید مغز است.

(زمانی که او نوشت واقعا سیگار را ترک میکند یعنی بدون سختی و رنج ترک را شروع میکند ، اما کسی که با بدبختی و رنج ترک میکند این ترک کردن واقعی نیست)

 

خبر خوب این است که شما مجبور نیستید این کار را به تنهایی انجام دهید شما میتوانید باورهای جدید را جایگزین باورهای قدیمی در مورد سیگار کنید که این روند تغییرات دائمی اسانتر است.

 

دانلود فایل صوتی ترک سیگار

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید




سلام جناب علیخانی و تیم زحمتکشتان سپاسگزارم بخاطر اینکه این توانایی و انگیزه را داشتی برای اول خودت که به موفقیت رسیدی و بعد ترویج ان در ایران به یاری خدا این سایت در مسیرم قرار گرفت و ۲ محصول سفارش دادم که همون روز اول اولین نتیجه رویت شد به حول و قوه الهی حتما در اینده نزدیک از نتایج خواهم گفت برای کاربران سایت که میشود .بازهم سپاسگذارم و امیدوارم در این مسیر موفق باشید

این مطلب را به اشتراک بگذارید



امتیاز شما به این مطلب

train-your-brain.jpg


جست و جو

برای جست و جو کلمه مورد نظر را وارد کنید.

پیام های سیستم

روانشناسی پول چیست و چگونه ذهن ما تصمیم‌های مالی را کنترل می‌کند؟

وانشناسی پول چیست؟ چرا رابطه ما با پول بیشتر ذهنی است تا عددی؟

خیلی‌ها فکر می‌کنند موفقیت مالی فقط به یک چیز بستگی دارد: درآمد بیشتر.

اما اگر این موضوع درست بود، هر کسی که درآمد بالایی داشت باید ثروتمند و آرام بود. در حالی که واقعیت چیز دیگری است افرادی هستند که درآمد زیادی دارند اما همیشه نگران پول هستند. بدهی دارند. تصمیم‌های عجولانه می‌گیرند و هیچ‌وقت احساس امنیت مالی نمی‌کنند.

در مقابل، بعضی افراد با درآمد معمولی، مدیریت مالی بهتری دارند. آرام‌تر زندگی می‌کنند و به مرور دارایی می‌سازند تفاوت اصلی کجاست؟

اینجا پای روانشناسی پول وسط می‌آید. روانشناسی پول درباره این است که ذهن انسان چگونه درباره پول فکر می‌کند، چگونه تصمیم مالی می‌گیرد و چه باورهایی رفتار اقتصادی او را شکل می‌دهند.

15 باور مالی مخرب که مانع ثروتمند شدن می‌شوند؟

تا به حال از خودت پرسیده‌ای چرا بعضی افراد با شرایط تقریباً مشابه، نتایج مالی کاملاً متفاوتی می‌گیرند؟
بخشی از پاسخ را باید در مهارت‌ها، فرصت‌ها و شرایط اقتصادی جست‌وجو کرد. اما یک عامل مهم‌تر هم وجود دارد؛ چیزی که کمتر دیده می‌شود.باور مالی.

باورهایی که از کودکی در ذهن ما شکل گرفته‌اند، روی تصمیم‌هایی که درباره پول می‌گیریم اثر می‌گذارند. این باورها تعیین می‌کنند چقدر درآمد داشته باشیم، چطور پول خرج کنیم، آیا سرمایه‌گذاری کنیم یا نه و حتی این‌که خودمان را لایق ثروت بدانیم یا نه. در این مقاله با ۱۵ باور مالی مخرب آشنا می‌شوید؛ باورهایی که اگر اصلاح نشوند، می‌توانند سال‌ها جلوی رشد مالی شما را بگیرند.

دوپامین چیست و چگونه انگیزه را کنترل می‌کند؟

دوپامین چیست و چگونه انگیزه شما را کنترل می‌کند؟

تا حالا شده کاری را شروع کنید با انرژی، ولی وسط راه ولش کنید؟

یا برعکس، یک کار ساده آنقدر جذبتان کند که ساعت‌ها درگیرش شوید؟

اینجا یک بازیگر مهم در مغز شما فعال است. اسمش دوپامین است.

اما چیزی که خیلی‌ها اشتباه می‌فهمند این است: دوپامین «هورمون لذت» نیست. دوپامین بیشتر از اینکه به شما لذت بدهد، به شما انگیزه حرکت به سمت لذت می‌دهد.

یعنی مغز قبل از اینکه چیزی را تجربه کند، با دوپامین شما را به سمت آن هل می‌دهد .

سیستم RAS چگونه روی نتایج زندگی شما تأثیر می‌گذارد؟

سیستم RAS چیست؟

تا حالا برایتان پیش آمده که تصمیم بگیرید یک ماشین خاص بخرید و ناگهان همان مدل ماشین را همه‌جا ببینید؟

یا وقتی وارد یک حوزه جدید می‌شوید، احساس می‌کنید همه درباره همان موضوع صحبت می‌کنند؟

جالب است بدانید که دنیا ناگهان تغییر نکرده است. چیزی که تغییر کرده، فیلتر ذهن شماست.

اینجاست که پای سیستم RAS به میان می‌آید.

سیستمی در مغز که هر روز بدون اینکه متوجه شوید، میلیون‌ها اطلاعات را غربال می‌کند و تصمیم می‌گیرد چه چیزهایی وارد آگاهی شما شوند و چه چیزهایی نادیده گرفته شوند.

اگر بخواهیم خیلی ساده توضیح بدهیم، RAS مثل نگهبان ورودی ذهن عمل می‌کند. نگهبانی که تعیین می‌کند چه چیزی مهم است و چه چیزی ارزش توجه ندارد.

درک عملکرد این سیستم می‌تواند نگاه شما را به اهداف، موفقیت، باورها و حتی ضمیر ناخودآگاه تغییر دهد.

 

با تغییر باورها چگونه پولدار شویم ؟ کلید ضمیر ناخودآگاه

با تغییر باورها چگونه پولدار شویم ؟ کلیدی در ضمیر ناخودآگاه

تا حالا شده با خودتون فکر کنید چرا بعضی‌ها انگار دست به خاک بزنن طلا میشه، اما شما هر چقدر تلاش می‌کنید به نتیجه‌ای نمی‌رسید؟ چرا یکی با کمترین زحمت پولدار میشه و شما با سخت‌ترین کارها باز هم تهش به جایی نمیرسید؟ جواب این سوال‌ها شاید اون جایی که فکر می‌کنید نیست؛ نه توی شانس، نه توی استعداد فوق‌العاده و نه حتی توی روابط خاص. کلید اصلی اونجا، توی ضمیر ناخودآگاه شماست.

بسیاری از ما فکر می‌کنیم پولدار شدن فقط به تلاش و کار زیاد وابسته است. البته که تلاش مهمه، اما کافی نیست. حقیقت اینه که مسیر رسیدن به ثروت، بیشتر از اینکه فیزیکی باشه، ذهنیه. باورهای ما، به خصوص اونایی که عمیقاً توی ضمیر ناخودآگاهمون ریشه کرده اند، مثل یه فرمانده عمل می‌کنن و تمام تصمیمات و رفتارهای ما رو جهت میدن. اگه باور شما این باشه که پول کثیفه، یا پولدار شدن غیرممکنه، ضمیر ناخودآگاهتون تمام تلاششو می‌کنه تا این باور رو به واقعیت تبدیل کنه.

پولدار شدن یه مهارت نیست که توی یه دوره یادش بگیرید، بلکه یک حالت ذهنیه. باورهای ثروت‌ساز در حقیقت چارچوبی هستند که ذهن شما رو برای پذیرش و جذب ثروت آماده می‌کنن. در این مقاله می‌خوایم قدم به قدم بررسی کنیم چطور با شناخت و تغییر این باورهای ناخودآگاه، راه رو برای پولدار شدن خودمون باز کنیم.

لیست باورهای محدود کننده ضمیر ناخودآگاه

تا حالا شده به یک موقعیت عالی فکر کنی و بلافاصله یک صدا توی ذهنت بگه: «بیخیال، این برای تو نیست»؟ یا بخواهی یک کار جدید را شروع کنی اما یک حس سنگین و آشنا مجبورت کند که سر جایت بنشینی؟ این حس‌ها، این صداهای درونی، تصادفی نیستند. آن‌ها نگهبانان قدیمی یک زندان نامرئی هستند؛ زندانی که دیوارهایش از باورهای محدودکننده ما ساخته شده.

این باورها مثل یک سیستم عامل قدیمی روی کامپیوتر ذهن ما نصب شده‌اند. از بچگی، از طریق حرف‌های پدر و مادر، تجربه‌ها، شکست‌ها و حتی فرهنگ جامعه، این برنامه‌ها در پس‌زمینه در حال اجرا بوده‌اند و تصمیم‌های ما را کنترل کرده‌اند. آن‌ها در ضمیر ناخودآگاه ما زندگی می‌کنند، یعنی جایی که ما حتی متوجه حضورشان نیستیم. فقط اثرشان را می‌بینیم: فرصت‌های از دست رفته، روابط نصفه و نیمه، و رویاهایی که همیشه «یک روزی» به سراغشان خواهیم رفت.

باورهای مخرب مالی در سریال ونزدی: از ثروت تا انزوای خانواده آدامز

فکرش را بکنید. یک شب خسته از سر کار برگشته‌اید، روی مبل لم می‌دهید و کنترل را برمی‌دارید. دنبال یک سریال پرطرفدار می‌گردید تا کمی سرگرم شوید و ذهن‌تان را از دغدغه‌های روزمره خالی کنید. سریال «ونزدی» (Wednesday) انتخاب خوبی به نظر می‌رسد؛ داستانی جذاب، شخصیت‌های عجیب و کمی هم چاشنی ترس. اما آیا واقعاً فقط دارید سرگرم می‌شوید؟

حقیقت این است که وقتی شما در حالت آرامش و استراحت هستید، ذهن منطقی و تحلیل‌گر شما هم به مرخصی می‌رود. در این لحظات، ضمیر ناخودآگاه شما، یعنی همان بخش قدرتمندی که ۹۵ درصد تصمیم‌ها، عادت‌ها و باورهای شما را کنترل می‌کند، کاملاً باز و آماده دریافت اطلاعات جدید است. ذهن شما در این حالت مثل یک اسفنج، هر پیامی را به خودش جذب می‌کند؛ مخصوصاً پیام‌های پنهانی که در مورد پول، موفقیت و آدم‌های پولدار در لایه‌های زیرین داستان پنهان شده است. این پیام‌ها بدون اینکه متوجه شوید، می‌توانند باورهای شما را شکل دهند و شما را از اهداف مالی‌تان دور کنند. در این مقاله می‌خواهیم پرده از این راز برداریم و ببینیم سریال محبوبی مثل ونزدی، چطور ممکن است ناخودآگاه شما را علیه ثروت برنامه‌ریزی کند.

۱۳ راه برای آموزش ذهن ناخودآگاه به‌منظور دستیابی به خواسته‌هایتان – نوشتهٔ بریانا ویست (ByBrianna Wiest)

دستیابی به خواسته‌ها ، به بررسی روش‌هایی برای برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه جهت تحقق اهداف پرداخته شده است. در ادامه، خلاصه‌ای از این روش‌ها با بیانی ساده و روان ارائه می‌شود.

باور به تغییر، تمرکز روی احساسات مثبت،تجسم موفقیت، تکرار تأییدات مثبت، و ساخت عادت‌های کوچک و مفید ممکنه.هم‌ زمان باید از محیط منفی دور شی، مدیتیشن کنی، شکرگزاری رو فراموش نکنی، و در لحظه زندگی کنی. در نهایت، فقط فکر کردن کافی نیست، باید عمل هم بکنی.

۳ کتابی که به شما کمک میکند تا ثروتمند شود و با “قوانین خودتان زندگی کنید”

مادر ۳۶ ساله ای که ماهانه ۱۰۰۰۰ دلار درآمد غیرفعال دارد: ۳ کتابی که به من کمک کردند ثروتمند شوم و “با شرایط خودم زندگی کنم”

وقتی بچه بودم، والدینم بلیت های بخت آزمایی می خریدند و در مورد اینکه اگر برنده شوند چه کاری با ان پول انجام دهند صحبت می کردند. این بحثی بود که همیشه سر میز شام داغ بود، اما این رویایی بود که همیشه دور از دسترس به نظر می رسید. اما من اغلب با خودم فکر می کردم، “چرا راهی بهتر برای ثروتمند شدن با پیدا نمی کنند؟”

طرز فکر خود را تغییر دهید تا میلیونر شوید (توصیه قدرتمند برای داشتن زندگی رویایی)

تغییر طرز فکر برای تبدیل شدن به یک میلیونر سفری است که نیازمند تلاش و فداکاری مداوم است. با اجرای این تغییرات ذهنی قدرتمند و همراه کردن آنها با اقدامات استراتژیک، به خوبی در راه خلق ثروتی که می خواهید خواهید بود.
به یاد داشته باشید، میلیونر شدن با این باور که میتوانید میلیونر شوید شروع می شود. از همین امروز شروع کنید و ببینید که چگونه واقعیت مالی شما با طرز فکر میلیونر شما تغییر می کند.

طور به جمع میلیونرها بپیوندید ؟ این سوالی است که خیلی از افراد از خود می پرسند؟

چطور به جمع میلیونرها بپیوندید ؟ این سوالی است که خیلی از افراد از خود می پرسند؟

جورج کامل، یکی از مجریان برنامه «نمایش رمزی»، یک ویدیوی درباره افزایش تعداد میلیونرها منتشر کرده است. به گفته کامل، این جهش بواسطه جهش بزرگ در بازار سهام در سال ۲۰۲۳ نسبت به سال ۲۰۲۲ است که در آن مارکت S&P 500 بزرگترین افت سالانه خود را که از سال ۲۰۰۸ ثبت کرده بود ، تقویت شده است.

۸+۸+۸ قانون موفقیت

همیشه گفتن راحتر از انجام دادن است. کار، خانواده، سلامتی و اهداف شخصی ما با هم رقابت می کنند. یافتن هماهنگی بین این اولویت ها یک چالش همیشگی است.

به همین دلیل است که قانون ساده و در عین حال موثر ۸+۸+۸ زندگی هزاران نفر را متحول کرده است. اختصاص ۸ ساعت به کار، وقت شخصی و استراحت باعث می شود تا انگیزه و موفقیت پایدارتر قابل دستیابی باشد. اجرای این قانون مستلزم تغییر در طرز فکر، تاکتیک های عملی برای هر حوزه زندگی و سازگاری با سبک زندگی شما است. بازدهی در سلامت روان، بهره وری، و تحقق بلندمدت آن را تبدیل به یک تغییر بازی ارزش کاوش می کند. در ادامه بخوانید تا بدانید چگونه قانون ۸+۸+۸ می‌تواند باعث بهبود پایدار زندگی شما شود.

۷ راه برای غلبه بر ترس از شکست

راه برای غلبه بر ترس از شکست

وقتی روی پروژه ای تلاش می کنید، و به افراد زیادی در مورد آن صحبت میکنید و شب ها بی خوابی می کشید و در تلاش هستید مسیر موفقیت را سپری کنید، شکست می تواند کوبنده باشد. اما اگر دائماً از نتیجه منفی می ترسید، نمی توانید به هدف خود برسید.

ممکن است شغل رویایی خود را از لیست اهداف خود خط بزنید چون با وجود شکست، تلاش بی معنی خواهد بود. ممکن است به یک رابطه امیدوارکننده پایان دهید زیرا اگر رابطه به خوبی پیش نرود از درد پس از جدایی می ترسید. در هر دوی این موارد، با ایجاد یک نتیجه بد می تواند شما را از دنبال کردن اهدافتان باز دارد.

چه در محل کار باشد چه در زندگی، طبیعی است که نگران این باشیم که آیا همه چیز درست می شود یا خیر. اما در واقع، طبق نظرسنجی که روی بیش از ۱۰۰۰ نفر انجام شد، مردم بیشتر از اینکه از عنکبوت ها، تنها ماندن در خانه و حتی ارواح می ترسند از شکست خوردن می ترسند.

اما اگر به ترس اجازه دهید به شما غلبه کند می تواند شما را ناتوان کند. مهم است که مراقب ترس‌های خود باشید تا تأثیر منفی بر زندگی شما نداشته باشند.

در ادامه روش هایی وجود دارد که به شما کمک میکند بر ترس از شکست غلبه کنید.

بهترین عبارت های تاکیدی برگفته از کتاب ۴ اثر از فلورانس اسکاول شین

فلورانس اسکاول شین (انگلیسی: Florence Scovel Shinn؛ ۲۴ سپتامبر ۱۸۷۱–۱۷ اکتبر ۱۹۴۰) هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا بود که در سال‌های میانی عمر خود تبدیل به یک معلم مذهبی تفکر نوین و نویسندهٔ متافیزیک شد. در محیط‌های تفکر نوین، شین به خاطر کتاب اولیه‌اش «بازی زندگی و چگونگی بازی کردن آن» (۱۹۲۵) شناخته می‌شود.

فلورانس اسکاول شین فلسفه خود را به این صورت بیان می‌کند:نیروهای نامرئی همواره برای انسان کار می‌کنند که همیشه خودش رشته‌ها را می‌کشد، اگرچه انسان از این موضوع آگاه نیست. اما به دلیل قدرت ارتعاش کلمات، هر چه انسان بیان می‌کند، شروع به جذب آن می‌کند.— بازی زندگی، فلورنس اسکوول شین

ورود به حساب کاربری

ایجاد حساب کاربری جدید