9 واقعیت که باید در مورد ناخوداگاه بدانید! + کتاب تمرین رایگان

9 واقعیت که باید در مورد ناخوداگاه بدانید! + کتاب تمرین رایگان
چکیده این مطلب : انتشار : 15 , اردیبهشت , 1399 ۶ نظر ۳۳۷۱ بازدید زمان مطالعه ۳۱ دقیقه پادکست به زودی

همانطور که مطالب را می خوانید ، ممکن است از یادگیری بیشتر و بیشتر فعالیت ناخودآگاه خود احساس افتخار و غرور کنید در واقع ایجاد این احساس تقریباً تضمین شده است!

 

در این مقاله ، ضمیرناخوداگاه شما یک سیلی محکم به صورت شما خواهد زد و نتایجی که بعد از دانستن این مطالب بدست می آورید بسیار چشمگیر خواهد بود به خصوص وقتی که از کتاب تمرین رایگان که در انتهای مطلب قرار دارد استفاده کنید.

 

همانطور که قبل از این هم گفته ایم ضمیرناخوداگاه نقش بزرگی را در زندگی شما بازی می کند این آگاهی ها ممکن است شما را در حیرت زده کند اما به زودی  شما با یک روش جدید تفکر آشنا می شوید و این بسیار خوب است.

 

 

چه چیزهایی از این مقاله یاد میگرید:

  • 9 واقعیت و استراتژی در مورد ذهن ناخودآگاه
  • فرآیندهای خاص و ویژه که تعادل درونی شما را فعال می کنند
  • هنگامی که باورهای منفی شما از بین بروند شما چگونه رفتار میکنید

 

 

آیا آماده هستید تا با قدرتمندترین بخش درونتان شریک شوید؟

دانستن حقایق در مورد آینده می تواند بینشی که هرگز نداشته اید را به شما بدهد ، اگر کتاب تمرینی این مطلب را دانلود کردید از آن در جهت به کار بردن این بینشها استفاده کنید.

 

در این مقاله نمی خواهیم درباره مفهوم ذهن ناخودآگاه بحث کنیم زیرا در مقالات قبلی میتوانید موارد و جزیئات بیشتری در مورد ناخوداگاه مشاهده کنید درعوض ، ما نگاهی دقیق به آنچه ذهن ناخودآگاه انجام می دهد می اندازیم. درک آنچه ذهن ناخودآگاه شما به طور فعال انجام می دهد یک رویکرد عملی است و ایده هایی که شما به آنها عمل میکنید از آنجا سرچشمه می گیرند.

 

این اولین گروه از حقایق ناخوداگاه است:

دسته اول واقعیتها ، نشان دهنده تحقیقات در مورد فعالیت ذهن ناخودآگاه است. همانطور که مطالب را می خوانید ، ممکن است از یادگیری بیشتر و بیشتر فعالیت ناخودآگاه خود احساس افتخار و غرور کنید در واقع ایجاد این احساس تقریباً تضمین شده است!

این واقعیت این است که ابتدا ذهن خوداگاه خود را آماده کنید.

 

 

 

شماره یک

ضمیرناخوداگاه تمام عملکردهای غیر ارادی بدن مانند تنفس ، بزاق ، گردش خون و هضم را کنترل می کند اما شما قبلاً اینها را می دانستید. شما آگاهانه تصمیم نمی گیرید که غذای خود را هضم کنید این خودش اتفاق می افتد زیرا عملکردهای ناخودآگاه در حال کار هستند.

 

اجازه دهید قدرت محاسباتی مغز شما را بررسی کنیم – اگر عملکرد ناخوداگاه یک میلیارد میلیارد عملیات در ثانیه باشد که این واقعا هر کسی را تحت تاثیر قرار میدهد فکر میکنید چه تعداد از این عملیات ها را آگاهانه کنترل می کنید؟

 

قدرت محاسبه ضمیرناخوداگاه در مقابله با توانایی ذهن خوداگاه در ردیابی اطلاعات صرفاً هفت + یا – دو عملکرد در یک زمان است. قانون میلر( قانون میلر یکی از استنادهای بسیار مهم در روانشناسی است).

 

آیا می خواهید محدودیت ضمیرناخوداگاه را بشناسید؟

 

 

 

شماره 2

ضمیرناخوداگاه در درک جهان از عملکرد پیچیده و فراگیری برخوردار است. شما شواهد زیادی در ادامه می بینید ، اما یک ثانیه تامل کنید و فقط به این سؤال ها فکر کنید:

 

آیا اضطراب دارید؟ افسرده؟ تعلل می کنید؟ آیا شما عادت هایی را پرورش می دهید که برای شما مناسب نیستند؟

 

ترس ها و خواسته ها ناشی از عملکردهای ضمیرناخوداگاه است که لحظه به لحظه تعیین می کنند چگونه دنیا و مکان خود را ببینید. اگر خوداگاهی شما محدود باشد ، ذهن ناخودآگاه شما به منظور حفظ بهتر نگه داشتن شرایط یا بدتر کردن شرایط به صورت اتوماتیک عمل میکند که این بر اساس تمایلات طبیعی یا آموخته های شما می باشد : مانند دانستن اینکه چگونه رانندگی کنید یا اینکه یک انسان مثبت نگر یا منفی نگر باشید.

 

گیرنده رادیویی
ضمیرناخوداگاه شما مانند گیرنده رادیویی است.

 

ضمیرناخوداگاه شما مانند گیرنده رادیویی است. چند کانال را انتخاب می کنید؟ گرفتن یک یا دو کانال میزان انتخاب شما را به شدت محدود می کند. بسته به اتفاقاتی که در زندگی شما رخ می دهد هر چه کانال های بیشتری برای انتخاب داشته باشید بنابراین با توجه با اتفاقات رخ داده بلافاصله می توانید بهتر عمل کنید و این به معنای انتخاب گزینه های عاقلانه تر است …

 

ضمیرناخوداگاه دائماً از چندین کانال عمل میکند. آیا می توانید در زمان مناسب سیگنال مناسب را انتخاب کنید؟ حتی اگر انتخابهای آگاهانه شما حداقل باشند در این صورت زندگی شما به سمت بهتر شدن تغییر می کند.

 

در اینجا حقایقی بسیار خاص تر درباره ضمیرناخوداگاه آمده است:

 

 

 

 

شماره 3

ضمیرناخوداگاه قفسه پرونده تمام خاطرات شماست. ضمیرناخوداگاه شما از طریق خاطرات تعیین می کند که چگونه به زندگی پاسخ دهید و تصمیم بگیرید.

 

برخی از خاطرات شما میتوانند به صورت کامل از ذهن خوداگاه شما پنهان بمانند. با این وجود ، خاطرات شما در هر لحظه به طور جدی بر زندگی و رفتار شما تأثیر می گذارد.

 

تصور کنید برخی خاطرات ، بسیاری از واکنش های شما ، سطح انگیزه شما ، پاسخ های طبیعی شما به افراد دیگر و پاسخ های شما در هر شرایطی را کنترل می کنند. حتی خاطراتی که از آگاهی شما پنهان هستند همه جوانب زندگی روزانه شما را کنترل می کند.

ضمیرناخوداگاه
تصور کنید برخی خاطرات همه جوانب زندگی روزانه شما را کنترل می کنند.

 

هر بار که دستگیره در را می چرخانیم و از در عبور می کنیم ، خاطره هایی از نحوه باز کردن در ذخیره می شود و حرکت های بعدی ما را برای باز کردن در تعیین می کند. البته ، من به یاد نمی آورم که دستگیره چرخاندن در را یاد گرفته باشم اما اگر تمام خاطراتم درباره چگونگی باز کردن در از ناخودآگاهم پاک شود من جلوی درب می ایستادم زیرا نمی دانم چگونه باید از در عبور کنم بنابراین خاطرات ، رفتار ما را تعیین می کنند. من می دانم که چگونه یک دستگیره درب را بچرخانم زیرا به صورت ناخودآگاه این را به یاد دارم.

 

همین پدیده در شرایط دیگر هم صدق می کند ما می دانیم که بر اساس کارهایی که در گذشته یاد گرفته ایم چه باید بکنیم به صورت خلاصه ما یادگیری های گذشته خود را فراخوانی می کنیم. به این مثال در فکر کنید ، درس دستگیره در به سنین کودکی من برمی گردد حال تصور کنید چه می شود اگر من بر اساس آموخته های رفتار با دوستم در کلاس سوم ، نسبت به دوستانم فعلیم رفتار کنم؟ یا با مادرم وقتی دو ساله بودم؟ بنابراین این اتفاق همیشه خوب نیست!

 

پس چرا کنجکاو نمی شوید که کدام خاطرات جنبه های مختلف زندگی شما را کنترل میکند؟ مانند خاطرات در مورد پول…

 

 

 

 

 

شماره 4

ضمیرخوداگاه ممکن است بعد از اتخاذ تصمیم از تصمیمات آگاه شود. یک دانش آموز در یک کلاس آموزش NLP نمونه ای از چگونگی این است که چطور به صورت ناخودآگاه تصمیمی را به تعویق انداخت.

 

سناریوی او به این شکل پیش رفت: من از محل کار به خانه برگشتم ، چیزی برای خوردن برداشتم بعد روی نیمکت نشستم تا چند دقیقه استراحت کنم این فکر به ذهنم خطور کرد که برای کار روی کتابم باید به دفتر کار خود بروم فقط یک فکر گذرا بود ، چیز دیگری که می دانستم این بود که یک ساعت گذشته بود و من هنوز روی نیمکت بودم و در حال بازی با گوشی خود بودم.

 

بسیاری از پردازش های ذهن به این تصمیم رسیدند ، گزینه های مثل بلند شدن ، در نظر گرفتن عواقب و اولویت ها ، ارزیابی اهداف و موارد دیگ رو در نهایت منجر به انتخاب بازی با گوشی شده است ، این فرد به صورت اگاهانه از عوامل دخیل آگاه نبود.

 

تحقیقات در دانشگاه کرنل نشان می دهد که مردم هر روز 35000 تصمیم می گیرند که بیش از 200 تصمیم فقط مربوط به غذا است. هشت ساعت زمان را خواب به خود اختصاص می دهد ، که هر 1.5 ثانیه یک تصمیم کم می کند با این محاسبات چه تعداد از این انتخابها با آگاهی از روند انجام می شوند؟

 

خداراشکر ما یک ضمیرناخوداگاه برای هدایت خودمان در طول روز داریم و مانند بقیه چیزها ، تصمیم گیری ضمیرناخوداگاه می تواند مانند یک شمشیر دو لبه باشد ، نباید سعی کنیم مسئولیت هر تصمیمی را به عهده بگیریم. مثل راه رفتن ، با این حال وقتی ما گزینه های نامناسبی را انتخاب می کنیم ، آیا تفکر در مورد عواقب آنچه اتفاق می افتد مفید نیست؟

 

 

 

 

 

 

شماره 5

ضمیرناخوداگاه اهداف را با آگاهی یا بدون آگاهی شما دنبال می کند. در ابتدا به نظر می رسد رسیدن به اهداف به صورت ناخودآگاه عالی است با این وجود ، اگر این اهداف تحت تأثیر خاطرات بد و عادتهای مخرب ناخودآگاه باشد که برای شما مناسب نیستند ، چه می شود؟

 

همه ما می توانیم با عادت های بد ، احساسات قدیمی که از بین نمی رود را شناسایی کنیم. انها نمونه هایی از عملکرد های ذهن ناخودآگاه است که کار خود را ، بدون تأثیرپذیری از خوداگاه انجام می دهد هدف پیش فرض ذهن ناخودآگاه شما بازیابی و تکرار چیزهایی است که به آنها عادت کرده اید ، حتی اگر آگاهانه آن عادت ها را انتخاب نکرده باشید.

 

اگر ذهن ناخودآگاه شما مجبور است روی تجربیات ضعیف و باورهای مخرب گذشته کار کند ، تصمیمات ضعیف و رفتارهای غیر منطقی را برای شما ایجاد می کند و حتی ممکن است شما را به سمت اهداف ناسالم هدایت کند. اگر آگاهانه در مورد آن فکر کنید دنبال کردن و رسیدن به اهدافی که باعث بدبختی شما می شوند بی معنی است زیرا شما هرگز چنین کاری را آگاهانه انجام نخواهید داد ، درست است؟ اما برای برخی افراد این اتفاق رخ میدهد.

 

نکته مهم زندگی شاد و عالی این است که جلوی کورکورانه عمل کردن تمایلات ضمیرناخوداگاه را بگیریم و شروع به درک آنها کنیم. فقط در این صورت می توانید ناخودآگاه را تحت تأثیر قرار دهید. اگر ناخوداگاه شما را به جایی که می خواهید باشید نبرد درک کردن این موارد بسیار ارزشمند است.

 

موانع اصلی رشد شخصی ، نادانی و مقاومت در برابر واقعیتهای ضمیرناخوداگاه که تجربه می کنید است. مورد اول یعنی رفع نادانی بسیار ساده است زیرا شما با مطالعه و تحقیق میتوانید دانش لازم را بدست اورید اما مقاومت در برابر ناخودآگاه و خنثی کردن واقعیت هایی که ایجاد میکند نا امیدکننده پیچیده تر است. این همان کاری است که اکثر ما انجام می دهیم ، هنگامی که افکار و احساسات منفی یا ناراحت کننده به سمت خوداگاه هجوم می اوردند ما بلافاصله سعی می کنیم آنها را از بین ببریم.

ضمیرناخوداگاه
مقاومت در برابر ناخودآگاه

 

 

بجنگ یا فرار کن!

آن فکر را از ذهن خود پاک کنید.
از شر آن افکار منفی خلاص شوید.
آن را از ذهن خود خارج کنید.
مثبت فکر کنید

و بعد یک نفس عمیق بکشید…

 

 

 

فرار از انتقاد از خود و فرار کردن از افکاری که مربوط به شکست می شوند ، در واقع نوعی رفتار مخرب برای جلوگیری کردن از شکست خوردن است. جنگیدن در برابر آنچه که اکنون اتفاق می افتد تضمین می کند شما تأثیر آگاهانه ای بر نتیجه نخواهید داشت.

 

برخورد کردن با چنین افکاری باعث ناپدید شدن این احساسات می شود و این تنها راه غیرمستقیم برای پوشاندن (و در نتیجه محافظت) از منفی فکر کردن است.

 

تصور کنید: یک ظرف غذا در اتاقتان به شما میدهند و شما غذا را نمی خواهید ، آیا شما از اتاق بیرون می روید! شما از قبل در اتاق بوده اید چگونه ظرف غذا را از اتاق خود حذف می کنید؟ در این مرحله ، شما ظرف غذا را نمی خواهید بنابراین آن را از اتاق بیرون می برید این یک اقدام ضروری برای از بین بردن ظرف غذا است. نادیده گرفتن ظرف غذا داخل اتاق منجر به آشفتگی بیشتری می شود مانند بوی بد غذا یا کثیف کردن محیط شما می شود.

 

در مثال ظرف غذا آیا شما عصبانی می شوید و شروع به پرتاب وسایل اتاق خود می کنید زیرا احساس می کنید ظرف غذا نباید آنجا باشد چرا باید جهنمی را برای مقابله با آن ایجاد کنید؟ آیا این شیوه برای از بین بردن افکار منفی کمک میکند؟

 

” آنچه در برابر آن مقاومت کنید ، بیشتر می شود “

 

 

 

 

شماره شش

نادیده گرفتن کاری که ذهن ناخودآگاه انجام می دهد به این دلیل این است که ما افکار و باورهایمان را در شرایط احساسی انتخاب کرده ایم.

آنچه از یک کوه یخ قابل مشاهده است تنها 10٪ آن است 90٪ کوه یخ زیر آب پنهان است.

 

درک کردن یخچالهای طبیعی ( از جمله بخش پنهان آن ) می تواند دیدگاه ما به ذهنمان را وسیعتر کند. وقتی این را درک کنید می دانید با نزدیک شدن به کوه یخ باید انتظار چه چیزی را داشته باشید.

ضمیرناخوداگاه
کوه یخ

 

این به خوبی می تواند ارتباط شما با ذهن ناخودآگاه را خلاصه کند. نزدیک شدن به قسمت پنهان ذهن خطرناک نیست در حقیقت ، زندگی با آگاهی بیشتر از ذهن ناخودآگاه سالمترین کاری است که می توانید انجام دهید.

 

 

بیشتر افراد با یادآوری بخشی از یخهای ناخودآگاه مانند افکار ، احساسات ، شک و انتقادهای خطرناک یا باورهایشان زندگی می کنند و البته بیشتر مردم هم آنها را نمی بینند. وقتی از یخ های ناخوداگاه غافل باشیم آنها میتوانند مشکل بزرگی ایجاد کنند مانند ندانستن اینکه یک کوه یخ جلوی حرکت کشتی قرار دارد ، یخ ناخودآگاه بی خطر هستند ، تا زمانی که شما بدانید چگونه باید با آن رفتار کنید.

برای زندگی با هماهنگی ذهن ناخودآگاه از راهکارهای زیر استفاده کنید …

 

 

 

 

 

شماره هفت

به طور طبیعی عمل کنید. این حرف که افکار و احساسات منفی نباید وجود داشته باشند را باور نکنید. فکر اینکه آنچه اتفاق افتاد نباید رخ میداد را نکنید با اینکار وقت ذهن خود را درگیر مسائل بیهوده میکنید زیرا زمان به عقب بر نخواهد گشت.

 

داشتن افکار منفی  100٪ طبیعی و نرمال است مشکل از شما نیست همه انسان ها با افکار منفی روبرو می شوند.

 

منفی بودن می تواند ارزشمند باشد. آیا تاکنون در مورد مهندسی ایمنی شنیده اید؟ آنها زندگی را بر اساس دیدگاه بدبینانه نگاه میکنند و جان انسان ها را نجات می دهند ، آنها به طور عادت پیش بینی می کنند چه اشتباهاتی می تواند به عنوان مثال در جاده رخ دهد. تصور کنید که مهندسین ایمنی انسان های بسیار خوش بین و مثبتی بودند در این صورت همه انسان ها می مردند. فرض کنید این جمله را می گفتند نگران گارد بقل جاده نباشید مردم به دره سقوط نخواهند کرد من به مردم اعتماد دارم بیایید مثبت فکر کنیم.

 

مسئله این است: وقتی افکار منفی ظاهر می شوند نگران نشوید این منفی ها فقط یک ذهنیت هستند … یک طرز فکر است. مشکل واقعی از وقتی شروع می شود که شما باور داشته باشید اصلاً نباید آن طرز فکر به ذهن شما بیاید. این زمانی است که شما (و من) شروع به آشفتگی و استرس میکنیم.

 

 

 

 

شماره هشت

آرام باشید، هه این افکار بد در ناخوداگاه اتفاق می افتد. ما آگاهانه انتخاب بدبخت بودن نمیکنیم تصور کنید: خوب ، اکنون می خواهم به خودم بگویم که من یک بازنده کامل هستم تا احساس بی ارزشی و بی کفایی کنم. نه ، این به صورت ناخوداگاه اتفاق می افتد ، که ناشی از عدم کنترل آگاهانه است.

 

وقتی ذهن ناخودآگاه شما اتفاق بدی را به وجود می اورد آرام باشید البته این به معنای آواز خواندن و رقصیدن نیست و البته بدان معنی هم نیست که احساس بدی داشته باشید زیرا اگر نتوانید احساست خود را در زمان رخ دادن اتفاقات بد کنترل کنید از انجام کاری مثبت در مورد آن اتفاق ناتوان خواهید بود.

 

“ارام بودن و کاری نکردن” سخت است و منطقی به نظر نمی رسد اما  وقتی احساس می کنید در زیر مشکلات گیر افتاده اید نگران نباشید شما در امان هستید زیرا تنها در زمان ارامش است که میتوانید راه حل های درست پیشنهاد دهید.

شماره نه

وقتی اتفاق بدی رخ میدهد شخصی به شما می گوید منفی بودن بد است و شما باور کرده اید که فقط بر روی مثبت ها تمرکز کنید اما وقتی به این شکل فکر میکنید افکار منفی ناپدید نخواهند شد.

 

بنابراین ، منفی بودن در ذهن ناخودآگاه شما تبدیل به یک دشمن شده است و از انجا که قدرت ضمیر ناخوداگاه بیشتر از خوداگاه است دشمن شما پیروز می شود. اما وقتی بفهمید چطور با آن مقابله کنید دیگر افکار منفی دشمن شما نخواهند بود.

 

خوب است که ارام باشید و فکر کنید. ترس ها و نگرانی های ذهن ناخودآگاه خود را جدی بگیرید.

آنها نگرانی های شما هستند که آیا شما آگاهانه به نگرانی هایتان اعتراف کرده اید یا نه.

 

 

 

 

 

این داستان را به یاد داشته باشید …

یک شرکت کننده در یک گروه موفقیت اعتراف میکند که ترس از عدم موفقیت را دارد به او پیشنهاد شد نگرانی هایش را از ارزش های شخصیتی خود جدا کند.

ضمیرناخوداگاه
ترس از موفقیت

 

 

مجری سؤالی از گروه پرسید: شایع ترین دلایل یا ( بهانه) که به خود می گویید که چرا ایده های مالی شما آماده آزمایش نیستند چیست؟

 

پاسخ شرکت کنندگان: همیشه در مورد هدر دادن پول است که ممکن است ایده به درامد زایی نرسد. به ویژه وقتی پول شخص دیگری در کار باشد و این سوال پیش می آید که “اگر من شکست بخورم چه می شود؟ بنابراین همه چیز فراموش می شود ، فرد ناامید خواهد شد و سرمایه گذارها و ایده اش را رها میکند.

 

 

 

پاسخ درست به این داستان چیست؟ وقتی از خود این سؤال را می پرسیم و جوابی برای آن نداریم ابتدا باید سؤال را از دیدگاه باورهای اصلیمان  بررسی کنیم و جواب را بگیریم واقعا چرا ایده مان را اجرا نکرده ایم؟

 

 

 

به این معنی که پاسخ اولیه به این سوالات شک به خود است که فرد به ترس ایجاد شده واکنش نشان می دهد و سعی می کند آنها را از ذهن خود خارج کند – از آنها دوری کند یا مثبت اندیش باشد و بگویید “من شکست نخواهم خورد! نباید تمرکز خود را روی شکست بگذارم!” و غیره اما هیچکدام از اینها اثر بخش نخواهد بود.

 

باید اینگونه دلیل بیاوریم و این سوال را جدی بگیرم و اینگونه با خود صحبت کنیم  “خوب اگر من واقعاً شکست بخورم چه می شود ؟ “

 

این سؤال منطقی است دانستن پاسخ احتمالی ، در دنیای واقعی به این سوال ممکن است به شما کمک کند که نگران شکست خوردن نباشید و تمام انرژی خود را روی موفقیت بگذارید.

 

یک چیز مطمئنا رخ می دهد که پاسخ به این سؤال احتمال شکست را کم میکند و  برعکس عمل می کند یعنی احتمال موفقیت را افزایش میدهد.

 

دلیل منطقی دیگری هم وجود دارد که پاسخ این سوال را در نظر بگیریم. چه می شود اگر نتیجه منطقی و نهایی شکست احتمالی و غیرقابل اثبات باشد؟ چه می شود اگر ، با توجه به شانس موفقیت در بیزینس شما ، شکست احتمالی چیزی غیر از  بی خانمانی یا پایان یک دوستی ارزشمند باشد؟

 

چرا نباید این سؤالات را از نظر ارزش ارزیابی کنیم؟ ما نمی توانیم همه چیز را پیش بینی کنیم ، اما می توانیم با نگاه گسترده به قسمت های فراز و نشیب مسئله جواب های خوبی دریافت کنیم.

 

اگر من برای شروع بیزینس از هر کسی وام بگیرم ، مکالمه ای شبیه به این خواهم داشت “من از اعتماد شما قدردانی می کنم و می خواهم که شما 100٪ بدانید که من متعهد به موفقیت در این امر هستم و … همچنین باید بدانیم که اگر همه چیز انطور که شاید پیش نرود چه اتفاقی می افتد آیا باز هم با هم دوست هستیم؟ چه اتفاقی می افتد اگر شما پول خود را از دست بدهید و البته مطمئن نیستیم که چه زمانی پول شما برمیگردد؟

 

فقط سعی کنید واقعی باشید و این نگرانی را که ظاهراً وجود دارد ، برطرف کنید .

 

آیا تحمل شنیدن حقیقت را دارید؟

همه موارد فوق می تواند راه را برای ایجاد یک رابطه جدید با ذهن ناخودآگاه هموار سازد. ذهنی که نقش بزرگی را در زندگی شما ایفا می کند آیا میتوانید این کار را انجام دهید؟

 

دانلود کتاب تمرینی رایگان
کتاب تمرینی این مطلب

 

استاد ضمیرناخوداگاه شوید


شماره جادویی هفت ، به علاوه یا منهای دو: در مورد برخی از محدودیت های توانایی ما برای پردازش اطلاعات است و این یکی از مقالات بسیار مورد بحث در روانشناسی است.

این کتاب در سال 1956 توسط روانشناس جورج A. میلر از گروه روانشناسی دانشگاه هاروارد منتشر شد. غالباً گفته می شود كه تعداد عملکرد هایی كه یك انسان به طور متوسط می تواند در حافظه كوتاه مدت نگه داشته باشد 2 ± 7 عملکرد باشد. این به عنوان قانون میلر خوانده می شود.

  1. ۰

    سلام معنی این جمله (ضمیرناخوداگاه شما مانند گیرنده رادیویی است. چند کانال را انتخاب می کنید؟ گرفتن یک یا دو کانال میزان انتخاب شما را به شدت محدود می کند)
    معنیش اینه ک ما با افزایش خوداگاهی میتونیم کانال های بیشتر و انتخاب های عاقلانه تری داشته باشیم درسته؟

    • ۰

      سلام به این معنی است که هر چه سطح یادگیری شما بیشتر باشد شما انتخاب های بهتری میتوانید انجام دهید به عنوان مثال کسی که رانندگی و خلبانی را یادگرفته است انتخاب های بیشتری نسبت به شخصی که فقط رانندگی بلد است دارد و یا به عبارت دیگر به این معنی است که دایره ذهنی خود را گسترش دهید

  2. ۰

    سلام میشه معنی این ۳ تارو برام توضیح بدین و اگرم میشه یک مثال ازشون بگین ک من بیشتر متوجه شم!’
    ۱-قدرت محاسبه ضمیرناخوداگاه در مقابله با توانایی ذهن خوداگاه در ردیابی اطلاعات صرفاً هفت + یا – دو عملکرد در یک زمان است. قانون میلر( قانون میلر یکی از استنادهای بسیار مهم در روانشناسی است).
    ۲-نادیده گرفتن کاری که ذهن ناخودآگاه انجام می دهد به این دلیل این است که ما افکار و باورهایمان را در شرایط احساسی انتخاب کرده ایم.
    ۳-ضمیرناخوداگاه ممکن است بعد از اتخاذ تصمیم از تصمیمات آگاه شود. میشه برام واضحتر توضیحش بدین

    • ۰

      سلام سوال اول مربوط به قانون میلر است که در لینک زیر میتوانید اطلاعات بیشتری در مورد ان کسب کنید و در مورد این موضوع است که برخی از محدودیت های توانایی ما برای پردازش اطلاعات است.
      https://en.wikipedia.org/wiki/The_Magical_Number_Seven,_Plus_or_Minus_Two

      سوال دوم به این معنی است که کارهایی که ما به صورت ناخوداگاه انجام میدهیم مانند رانندگی با ماشین و یا رفتارهایی که در شرایط احساسی مانند خوشحالی یا غمگین بودن انتخاب کرده ایم و انها را بروز میدهیم ناخوداگاه انتخاب شده اند و ما نااگاهانه انها را انتخاب کرده ایم.

      سوال سوم ناخوداگاه به خوداگاه اصلاح شد و منظور ان در مثال ادامه توضیح داده شده است

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید




سلام جناب علیخانی و تیم زحمتکشتان سپاسگزارم بخاطر اینکه این توانایی و انگیزه را داشتی برای اول خودت که به موفقیت رسیدی و بعد ترویج ان در ایران به یاری خدا این سایت در مسیرم قرار گرفت و ۲ محصول سفارش دادم که همون روز اول اولین نتیجه رویت شد به حول و قوه الهی حتما در اینده نزدیک از نتایج خواهم گفت برای کاربران سایت که میشود .بازهم سپاسگذارم و امیدوارم در این مسیر موفق باشید

این مطلب را به اشتراک بگذارید



امتیاز شما به این مطلب

train-your-brain.jpg


جست و جو

برای جست و جو کلمه مورد نظر را وارد کنید.

پیام های سیستم

روانشناسی پول چیست و چگونه ذهن ما تصمیم‌های مالی را کنترل می‌کند؟

وانشناسی پول چیست؟ چرا رابطه ما با پول بیشتر ذهنی است تا عددی؟

خیلی‌ها فکر می‌کنند موفقیت مالی فقط به یک چیز بستگی دارد: درآمد بیشتر.

اما اگر این موضوع درست بود، هر کسی که درآمد بالایی داشت باید ثروتمند و آرام بود. در حالی که واقعیت چیز دیگری است افرادی هستند که درآمد زیادی دارند اما همیشه نگران پول هستند. بدهی دارند. تصمیم‌های عجولانه می‌گیرند و هیچ‌وقت احساس امنیت مالی نمی‌کنند.

در مقابل، بعضی افراد با درآمد معمولی، مدیریت مالی بهتری دارند. آرام‌تر زندگی می‌کنند و به مرور دارایی می‌سازند تفاوت اصلی کجاست؟

اینجا پای روانشناسی پول وسط می‌آید. روانشناسی پول درباره این است که ذهن انسان چگونه درباره پول فکر می‌کند، چگونه تصمیم مالی می‌گیرد و چه باورهایی رفتار اقتصادی او را شکل می‌دهند.

15 باور مالی مخرب که مانع ثروتمند شدن می‌شوند؟

تا به حال از خودت پرسیده‌ای چرا بعضی افراد با شرایط تقریباً مشابه، نتایج مالی کاملاً متفاوتی می‌گیرند؟
بخشی از پاسخ را باید در مهارت‌ها، فرصت‌ها و شرایط اقتصادی جست‌وجو کرد. اما یک عامل مهم‌تر هم وجود دارد؛ چیزی که کمتر دیده می‌شود.باور مالی.

باورهایی که از کودکی در ذهن ما شکل گرفته‌اند، روی تصمیم‌هایی که درباره پول می‌گیریم اثر می‌گذارند. این باورها تعیین می‌کنند چقدر درآمد داشته باشیم، چطور پول خرج کنیم، آیا سرمایه‌گذاری کنیم یا نه و حتی این‌که خودمان را لایق ثروت بدانیم یا نه. در این مقاله با ۱۵ باور مالی مخرب آشنا می‌شوید؛ باورهایی که اگر اصلاح نشوند، می‌توانند سال‌ها جلوی رشد مالی شما را بگیرند.

دوپامین چیست و چگونه انگیزه را کنترل می‌کند؟

دوپامین چیست و چگونه انگیزه شما را کنترل می‌کند؟

تا حالا شده کاری را شروع کنید با انرژی، ولی وسط راه ولش کنید؟

یا برعکس، یک کار ساده آنقدر جذبتان کند که ساعت‌ها درگیرش شوید؟

اینجا یک بازیگر مهم در مغز شما فعال است. اسمش دوپامین است.

اما چیزی که خیلی‌ها اشتباه می‌فهمند این است: دوپامین «هورمون لذت» نیست. دوپامین بیشتر از اینکه به شما لذت بدهد، به شما انگیزه حرکت به سمت لذت می‌دهد.

یعنی مغز قبل از اینکه چیزی را تجربه کند، با دوپامین شما را به سمت آن هل می‌دهد .

سیستم RAS چگونه روی نتایج زندگی شما تأثیر می‌گذارد؟

سیستم RAS چیست؟

تا حالا برایتان پیش آمده که تصمیم بگیرید یک ماشین خاص بخرید و ناگهان همان مدل ماشین را همه‌جا ببینید؟

یا وقتی وارد یک حوزه جدید می‌شوید، احساس می‌کنید همه درباره همان موضوع صحبت می‌کنند؟

جالب است بدانید که دنیا ناگهان تغییر نکرده است. چیزی که تغییر کرده، فیلتر ذهن شماست.

اینجاست که پای سیستم RAS به میان می‌آید.

سیستمی در مغز که هر روز بدون اینکه متوجه شوید، میلیون‌ها اطلاعات را غربال می‌کند و تصمیم می‌گیرد چه چیزهایی وارد آگاهی شما شوند و چه چیزهایی نادیده گرفته شوند.

اگر بخواهیم خیلی ساده توضیح بدهیم، RAS مثل نگهبان ورودی ذهن عمل می‌کند. نگهبانی که تعیین می‌کند چه چیزی مهم است و چه چیزی ارزش توجه ندارد.

درک عملکرد این سیستم می‌تواند نگاه شما را به اهداف، موفقیت، باورها و حتی ضمیر ناخودآگاه تغییر دهد.

 

با تغییر باورها چگونه پولدار شویم ؟ کلید ضمیر ناخودآگاه

با تغییر باورها چگونه پولدار شویم ؟ کلیدی در ضمیر ناخودآگاه

تا حالا شده با خودتون فکر کنید چرا بعضی‌ها انگار دست به خاک بزنن طلا میشه، اما شما هر چقدر تلاش می‌کنید به نتیجه‌ای نمی‌رسید؟ چرا یکی با کمترین زحمت پولدار میشه و شما با سخت‌ترین کارها باز هم تهش به جایی نمیرسید؟ جواب این سوال‌ها شاید اون جایی که فکر می‌کنید نیست؛ نه توی شانس، نه توی استعداد فوق‌العاده و نه حتی توی روابط خاص. کلید اصلی اونجا، توی ضمیر ناخودآگاه شماست.

بسیاری از ما فکر می‌کنیم پولدار شدن فقط به تلاش و کار زیاد وابسته است. البته که تلاش مهمه، اما کافی نیست. حقیقت اینه که مسیر رسیدن به ثروت، بیشتر از اینکه فیزیکی باشه، ذهنیه. باورهای ما، به خصوص اونایی که عمیقاً توی ضمیر ناخودآگاهمون ریشه کرده اند، مثل یه فرمانده عمل می‌کنن و تمام تصمیمات و رفتارهای ما رو جهت میدن. اگه باور شما این باشه که پول کثیفه، یا پولدار شدن غیرممکنه، ضمیر ناخودآگاهتون تمام تلاششو می‌کنه تا این باور رو به واقعیت تبدیل کنه.

پولدار شدن یه مهارت نیست که توی یه دوره یادش بگیرید، بلکه یک حالت ذهنیه. باورهای ثروت‌ساز در حقیقت چارچوبی هستند که ذهن شما رو برای پذیرش و جذب ثروت آماده می‌کنن. در این مقاله می‌خوایم قدم به قدم بررسی کنیم چطور با شناخت و تغییر این باورهای ناخودآگاه، راه رو برای پولدار شدن خودمون باز کنیم.

لیست باورهای محدود کننده ضمیر ناخودآگاه

تا حالا شده به یک موقعیت عالی فکر کنی و بلافاصله یک صدا توی ذهنت بگه: «بیخیال، این برای تو نیست»؟ یا بخواهی یک کار جدید را شروع کنی اما یک حس سنگین و آشنا مجبورت کند که سر جایت بنشینی؟ این حس‌ها، این صداهای درونی، تصادفی نیستند. آن‌ها نگهبانان قدیمی یک زندان نامرئی هستند؛ زندانی که دیوارهایش از باورهای محدودکننده ما ساخته شده.

این باورها مثل یک سیستم عامل قدیمی روی کامپیوتر ذهن ما نصب شده‌اند. از بچگی، از طریق حرف‌های پدر و مادر، تجربه‌ها، شکست‌ها و حتی فرهنگ جامعه، این برنامه‌ها در پس‌زمینه در حال اجرا بوده‌اند و تصمیم‌های ما را کنترل کرده‌اند. آن‌ها در ضمیر ناخودآگاه ما زندگی می‌کنند، یعنی جایی که ما حتی متوجه حضورشان نیستیم. فقط اثرشان را می‌بینیم: فرصت‌های از دست رفته، روابط نصفه و نیمه، و رویاهایی که همیشه «یک روزی» به سراغشان خواهیم رفت.

باورهای مخرب مالی در سریال ونزدی: از ثروت تا انزوای خانواده آدامز

فکرش را بکنید. یک شب خسته از سر کار برگشته‌اید، روی مبل لم می‌دهید و کنترل را برمی‌دارید. دنبال یک سریال پرطرفدار می‌گردید تا کمی سرگرم شوید و ذهن‌تان را از دغدغه‌های روزمره خالی کنید. سریال «ونزدی» (Wednesday) انتخاب خوبی به نظر می‌رسد؛ داستانی جذاب، شخصیت‌های عجیب و کمی هم چاشنی ترس. اما آیا واقعاً فقط دارید سرگرم می‌شوید؟

حقیقت این است که وقتی شما در حالت آرامش و استراحت هستید، ذهن منطقی و تحلیل‌گر شما هم به مرخصی می‌رود. در این لحظات، ضمیر ناخودآگاه شما، یعنی همان بخش قدرتمندی که ۹۵ درصد تصمیم‌ها، عادت‌ها و باورهای شما را کنترل می‌کند، کاملاً باز و آماده دریافت اطلاعات جدید است. ذهن شما در این حالت مثل یک اسفنج، هر پیامی را به خودش جذب می‌کند؛ مخصوصاً پیام‌های پنهانی که در مورد پول، موفقیت و آدم‌های پولدار در لایه‌های زیرین داستان پنهان شده است. این پیام‌ها بدون اینکه متوجه شوید، می‌توانند باورهای شما را شکل دهند و شما را از اهداف مالی‌تان دور کنند. در این مقاله می‌خواهیم پرده از این راز برداریم و ببینیم سریال محبوبی مثل ونزدی، چطور ممکن است ناخودآگاه شما را علیه ثروت برنامه‌ریزی کند.

۱۳ راه برای آموزش ذهن ناخودآگاه به‌منظور دستیابی به خواسته‌هایتان – نوشتهٔ بریانا ویست (ByBrianna Wiest)

دستیابی به خواسته‌ها ، به بررسی روش‌هایی برای برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه جهت تحقق اهداف پرداخته شده است. در ادامه، خلاصه‌ای از این روش‌ها با بیانی ساده و روان ارائه می‌شود.

باور به تغییر، تمرکز روی احساسات مثبت،تجسم موفقیت، تکرار تأییدات مثبت، و ساخت عادت‌های کوچک و مفید ممکنه.هم‌ زمان باید از محیط منفی دور شی، مدیتیشن کنی، شکرگزاری رو فراموش نکنی، و در لحظه زندگی کنی. در نهایت، فقط فکر کردن کافی نیست، باید عمل هم بکنی.

۳ کتابی که به شما کمک میکند تا ثروتمند شود و با “قوانین خودتان زندگی کنید”

مادر ۳۶ ساله ای که ماهانه ۱۰۰۰۰ دلار درآمد غیرفعال دارد: ۳ کتابی که به من کمک کردند ثروتمند شوم و “با شرایط خودم زندگی کنم”

وقتی بچه بودم، والدینم بلیت های بخت آزمایی می خریدند و در مورد اینکه اگر برنده شوند چه کاری با ان پول انجام دهند صحبت می کردند. این بحثی بود که همیشه سر میز شام داغ بود، اما این رویایی بود که همیشه دور از دسترس به نظر می رسید. اما من اغلب با خودم فکر می کردم، “چرا راهی بهتر برای ثروتمند شدن با پیدا نمی کنند؟”

طرز فکر خود را تغییر دهید تا میلیونر شوید (توصیه قدرتمند برای داشتن زندگی رویایی)

تغییر طرز فکر برای تبدیل شدن به یک میلیونر سفری است که نیازمند تلاش و فداکاری مداوم است. با اجرای این تغییرات ذهنی قدرتمند و همراه کردن آنها با اقدامات استراتژیک، به خوبی در راه خلق ثروتی که می خواهید خواهید بود.
به یاد داشته باشید، میلیونر شدن با این باور که میتوانید میلیونر شوید شروع می شود. از همین امروز شروع کنید و ببینید که چگونه واقعیت مالی شما با طرز فکر میلیونر شما تغییر می کند.

طور به جمع میلیونرها بپیوندید ؟ این سوالی است که خیلی از افراد از خود می پرسند؟

چطور به جمع میلیونرها بپیوندید ؟ این سوالی است که خیلی از افراد از خود می پرسند؟

جورج کامل، یکی از مجریان برنامه «نمایش رمزی»، یک ویدیوی درباره افزایش تعداد میلیونرها منتشر کرده است. به گفته کامل، این جهش بواسطه جهش بزرگ در بازار سهام در سال ۲۰۲۳ نسبت به سال ۲۰۲۲ است که در آن مارکت S&P 500 بزرگترین افت سالانه خود را که از سال ۲۰۰۸ ثبت کرده بود ، تقویت شده است.

۸+۸+۸ قانون موفقیت

همیشه گفتن راحتر از انجام دادن است. کار، خانواده، سلامتی و اهداف شخصی ما با هم رقابت می کنند. یافتن هماهنگی بین این اولویت ها یک چالش همیشگی است.

به همین دلیل است که قانون ساده و در عین حال موثر ۸+۸+۸ زندگی هزاران نفر را متحول کرده است. اختصاص ۸ ساعت به کار، وقت شخصی و استراحت باعث می شود تا انگیزه و موفقیت پایدارتر قابل دستیابی باشد. اجرای این قانون مستلزم تغییر در طرز فکر، تاکتیک های عملی برای هر حوزه زندگی و سازگاری با سبک زندگی شما است. بازدهی در سلامت روان، بهره وری، و تحقق بلندمدت آن را تبدیل به یک تغییر بازی ارزش کاوش می کند. در ادامه بخوانید تا بدانید چگونه قانون ۸+۸+۸ می‌تواند باعث بهبود پایدار زندگی شما شود.

۷ راه برای غلبه بر ترس از شکست

راه برای غلبه بر ترس از شکست

وقتی روی پروژه ای تلاش می کنید، و به افراد زیادی در مورد آن صحبت میکنید و شب ها بی خوابی می کشید و در تلاش هستید مسیر موفقیت را سپری کنید، شکست می تواند کوبنده باشد. اما اگر دائماً از نتیجه منفی می ترسید، نمی توانید به هدف خود برسید.

ممکن است شغل رویایی خود را از لیست اهداف خود خط بزنید چون با وجود شکست، تلاش بی معنی خواهد بود. ممکن است به یک رابطه امیدوارکننده پایان دهید زیرا اگر رابطه به خوبی پیش نرود از درد پس از جدایی می ترسید. در هر دوی این موارد، با ایجاد یک نتیجه بد می تواند شما را از دنبال کردن اهدافتان باز دارد.

چه در محل کار باشد چه در زندگی، طبیعی است که نگران این باشیم که آیا همه چیز درست می شود یا خیر. اما در واقع، طبق نظرسنجی که روی بیش از ۱۰۰۰ نفر انجام شد، مردم بیشتر از اینکه از عنکبوت ها، تنها ماندن در خانه و حتی ارواح می ترسند از شکست خوردن می ترسند.

اما اگر به ترس اجازه دهید به شما غلبه کند می تواند شما را ناتوان کند. مهم است که مراقب ترس‌های خود باشید تا تأثیر منفی بر زندگی شما نداشته باشند.

در ادامه روش هایی وجود دارد که به شما کمک میکند بر ترس از شکست غلبه کنید.

بهترین عبارت های تاکیدی برگفته از کتاب ۴ اثر از فلورانس اسکاول شین

فلورانس اسکاول شین (انگلیسی: Florence Scovel Shinn؛ ۲۴ سپتامبر ۱۸۷۱–۱۷ اکتبر ۱۹۴۰) هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا بود که در سال‌های میانی عمر خود تبدیل به یک معلم مذهبی تفکر نوین و نویسندهٔ متافیزیک شد. در محیط‌های تفکر نوین، شین به خاطر کتاب اولیه‌اش «بازی زندگی و چگونگی بازی کردن آن» (۱۹۲۵) شناخته می‌شود.

فلورانس اسکاول شین فلسفه خود را به این صورت بیان می‌کند:نیروهای نامرئی همواره برای انسان کار می‌کنند که همیشه خودش رشته‌ها را می‌کشد، اگرچه انسان از این موضوع آگاه نیست. اما به دلیل قدرت ارتعاش کلمات، هر چه انسان بیان می‌کند، شروع به جذب آن می‌کند.— بازی زندگی، فلورنس اسکوول شین

ورود به حساب کاربری

ایجاد حساب کاربری جدید