چگونه باورهایمان را تغییر دهیم؟راه کار دقیق

چگونه باورهایمان را تغییر دهیم؟راه کار دقیق
چکیده این مطلب : انتشار : ۱۴ , مرداد , ۱۳۹۹ ۳ نظر ۵۵۴ بازدید

ذهن شما اهمیتی به باورهای دروغ نمی دهد همچنین اهمیتی نمی دهد که دروغ در مورد چیزی بسیار اساسی در مورد هویت شما است.اگر در تغییر باورها ناموفق بوده اید به این دلیل است که احساسات این هویت جدید در سطح ناخوداگاه ذخیره نشده است.

 

ایا فکر می کنید با داشتن هوش بینهایت و یادگیری همه آموزشها ، تغییر باور امری آسان است ؟ اگر اسان بود ما هر باوری را میتوانستیم بدون اینکه ان باور دوباره خودش را نشان بدهد تغییر دهیم ولی با این وجود ، گاهی اوقات یک فکر یا باور به سرعت تغییر می کند. شاید برخی از باورها به آسانی تغییر کنند و برخی دیگر سخت تر .

چرا برخی اسان و برخی سخت تغییر میکنند؟ اگر تکنیک های خاصی برای تغییر برخی از باورها کار کند ، اما برای باورهای دیگر کار نکنند چه؟

آیا ممکن است برخی از باورها مانند پیچ و پیچ و مهره هایی باشند که به صورت معکوس بسته می شوند؟ بیشتر آنها با یک چرخش به سمت چپ باز می شوند ، آیا برای برخی از باورهای دیگر باید انها را به جهت معکوس بچرخانید تا تغییر کنند؟

در ادامه پاسخی به این سؤالات و خلاصه چگونگی تغییر باورهای آورده شده است.

 

 

 

 

چگونه می توانید یک باور را به روشی تغییر دهید که اثر بخش باشد؟

اولین قدم برای تغییر یک باور ، درک ساختار آن و آنچه باعث می شود ما اینقدر به آنها متصل شویم است. در اینجا باورهایی وجود دارد که ممکن است تمایل داشته باشید انها را تغییر دهید؟

  • افراد دیگر خیلی احمق هستند – داوری که تمایل به ایجاد درگیری دارد.
  • من دوست داشتنی نیستم –  داوری خود که احساس ناخوشی را ایجاد می کند.
  • او خیلی احمق است  – می تواند خشم ، نارضایتی ، ناامیدی را ایجاد کند.
  • دیگران من را تائید نمیکنند من خودم را دوست ندارم  – ناامیدی و شرم را ایجاد میکند.
  • من نباید این کار را می کردم – گناه ، خجالت را ایجاد میکند.

 

اولین چیزی که باید به آن توجه کنید این است که این باورها احساساتی را شناسایی میکند که اغلب با این نوع باورها مرتبط است زیرا معمولاً یک ایده یا فکر به خودی خود احساس بدی ایجاد نمی کند. زمانی است که یک فکر برای تبدیل شدن به یک باور تقویت شده است ما احساسات قوی در مورد ان فکر داریم و این احساسات است که باعث بدبختی یا خوشبختی ما شده است. یک فکر به خودی خود فقط مفهومی است به شکل یک جمله ، جمله ای که می توانیم با عقل خود ان را دستکاری کنیم و ما می توانیم بدون هیچ مشکلی یک فکر را انتخاب کرده یا در لحظه ان را رها کنیم.

 

به عنوان مثال ، می توانیم درباره لباسی که خودمان یا شخص دیگری می پوشد فکر کنیم و بدون اینکه احساسات زیادی داشته باشیم که خوب به نظر می رسد یا نه ، فکر کنیم. اما اگر ما وارد یک جلسه بزرگ بیزینسی شویم و شلوار جین پوشیده باشیم در حالی که دیگران در لباس های رسمی هستند چه می شود؟ “افکار” ما درباره آنچه پوشیده ایم احساسات سنگینی به همراه دارند و این دیگر یک فکر ساده نیست که بتوانیم به راحتی با عقل خود را رها کنیم یا تغییر دهیم.

 

 

 

ممکن است درباره آنچه مردم درباره ما فکر می کنند فکر کنیم.
ما به احتمال زیاد احساسات قوی تولید میکنیم زیرا اعتقادات ما می گویند آنها ما را قضاوت میکنند.

 

ما به سرعت درگیر باورهای عاطفی می شویم افکاری مانند:

“من احمق هستم (احساس بی ارزشی). من نباید دعوت را قبول میکردم (احساس احمق بودن). همه در اینجا به من خیره می شوند (احساس قضاوت شدن)، من باید به خانه برگردم و لباسم را عوض کنم (شک به خود و ناامنی درباره یک تصمیم). این در نظر مدیران بد به نظر می رسد (احساس فرومایگی و پستی). من دیگر ترفیع نمیگیرم (ترس از دست دادن). این پایان شغلی من است (احساس عذاب و ناامیدی) “.

نکته مهم درباره همه این افکار و باورهای عاطفی این است که آنچه پوشیده اید تغییر نکرده است از انجا که وقتی لباس پوشیدید باور داشتید که لباسهایتان کاملاً خوب است اما ناگهان با نگاه کردن به لباسهای یکسان جمعیت با باوری متفاوت احساسات زیادی را به وجود آوردید.

 

مؤلفه قدرتمندی که هنگام تغییر یک باور باید در نظر بگیریم این است که باید احساسات مربوطه را تغییر دهیم “فکر” در ذهن ما فقط یک چیز مفهومی است و عقل ما می گویید که باید به راحتی و به سرعت تغییر کند با این وجود ، تغییر احساسات وابسته به باور نیاز به رویکردی متفاوت دارد. احساسات حرکت نمی کنند ، از بین می روند و از طریق عقل ما هم تغییر نمی کنند قدرت احساسات مرتبط با یک باور اختلاف بین باور “آسان” برای تغییر و باور “سخت” برای تغییر است. تغییر بعضی از اعتقادات سخت تر است زیرا دلبستگی های عاطفی بسیار قوی تری به انها متصل است.

تغییر باور

هویت بخشی از یک باور است.

فرض کنید در گفتگوی منفی شما چنین افکاری وجود دارد مانند: “من احساس می کنم بازنده هستم” آنچه ذهن ما با این نوع فکر انجام می دهد ، ساختن یک داستان ذهنی است به نوعی یک فیلم ذهنی بسیار کوتاهی را در ذهن ما پخش میکند و در آن فیلم ذهن ما تصویری از خودمان را به عنوان شخصیت بازنده نمایش می دهد ، این شخصیت یک ویژگی دارد ، “بازنده” برای آن لحظه این فیلم تمام هویت شماست. آن فیلم که این یک نسخه از شما است و بر اساس یک ویژگی منفی است و این یک تصویر کاملاً تحریف شده است.

 

در آن لحظه شما هیچ ویژگی دیگری ، هیچ تاریخی و هیچ ویژگی دیگری ندارید که این تصویر را تصحیح کند. این یک تصویر نادرست است ، اما به دلیل این که تخیل در یک ویژگی تثبیت می شود و آن شخصیت را برای شما اغراق می کند و در لحظه به صورت واقعی پذیرفته می شود و البته ممکن است به نظر واقعی برسد زیرا با احساساتی که در آن لحظه احساس می کنید هماهنگ است.

 

این هویت دورغی یک تصویر ذهنی کاذب است ، اما ما متوجه دروغ ان نمی شویم.

بخشی از این فیلم را که نمی بینیم این است که در حافظه ناخوداگاه ما بایگانی شده است. ذهن ما به تمام خصوصیات و مشخصات دیگر ما اعتبار نمی دهد زیرا روند ذهنی ما نگران این نیست که باید تمام تجربیات و دستاوردهای قبلی ما را بازخوانی کند تا تصویری درست و حقیقی از خودمان را نشان دهد.

 

ذهن ما در تلاش برای توضیح احساسات فعلی است و یک فیلم ساده را برای لحظه فعلی ساخته است. ذهن ما هویت “بازنده” را با تمام خصوصیات خوب و سخاوتمندانه ما به طور عادلانه و متناسب کنار هم قرار نمی دهد در واقع ذهن فقط هویت بازنده را هویت ما می داند. وقتی ذهن ما فیلم “بازنده” را درون ذهن ما پخش میکند آن را به عنوان کل هویت ما در نظر میگیرد و نه تنها این را هویت ما میداند بلکه هویت “بازنده” را همان چیزی می داند که همیشه بوده ایم و همیشه خواهیم بود هر وقت به گذشته نگاه می کنیم و لحظات “بازنده” بودن را به یاد می اوریم ، حافظه ما شخصیت “بازنده” را فراخوانی می کند تا در حافظه و تخیل ما ظاهر شود. کلمه دیگر برای این تصویر نادرست از هویت Ego” – ایگو”  است.

 

 

با این هویت نادرست ان را به تصویری منفی از خود واقعیمان تبدیل میکنیم و هر بار که به آن فکر می کنیم احساسات منفی زیادی را به وجود می آوریم در طی این فرایند ما به طور ناخودآگاه احساساتی ایجاد میکنیم و متوجه نمی شویم که ذهن ما این هویت را ذخیره کرده است.

 

 

تغییر باور

ذهن شما اهمیتی به باورهای دروغ نمی دهد همچنین اهمیتی نمی دهد که دروغ در مورد چیزی بسیار اساسی در مورد هویت شما است.

 

این تصویر نادرست از هویت ، بخشی از اعتقاد شما است. در فرآیند تغییر باور شما باید هویت خود را تغییر دهید. از آنجا که هویت کاذب شما بخشی از خاطرات شما است ، وقتی یک باور را تغییر دهید خاطرات عاطفی را نیز تغییر خواهید داد. یکی از راه هایی که می توانید این کار را راحتر کنید این است که احساس دیگری از هویت خود که میتوانید با ان ارتباط برقرار کنید داشته باشید و  اگر شما یک تصویر ذهنی از هویت دیگری را ندارید بنابراین این روند نیازمند ایجاد کردن یک احساس متفاوت از شخصیتی که می خواهید است.

 

 

اگر در تغییر باورها ناموفق بوده اید ، به این دلیل است که احساسات این هویت جدید در سطح ناخوداگاه ذخیره نشده است. برخی از افراد سعی می کنند با عبارت های تاکیدی مانند “من شخص باهوش و موفق هستم” این هویت را تغییر دهند. این روش مشکلات بسیاری به همراه دارد یکی از این مشکلات این است که ساختار اعتقادی فعلی شما هویت شما را شکل داده است زیرا به محض گفتن این جمله بخشی از ذهن شما یا خوداگاه این جمله را می گویید که “من خیلی احمق هستم” و این تاکیدات مثبت را قبل از اینکه وارد ناخوداگاه شوند رد می کند.

در حال حاضر فقط این را می گوییم که تغییر نگاهمان در مورد هویت کاذب یکی از مراحلی است که باید برای تغییر یک باور لحاظ شود وقتی این هویت را رها کنید ، چیزهای نادرست از زندگی شما از بین خواهند رفت به نوعی شما هویت خود را از دست نخواهید داد بلکه شخصیت دروغین خود را از بین می برید و به شخصیت واقعی خود نزدیک خواهید شد پیشنهاد می کنیم به البوم های صوتی در حوزه دلخواه خود گوش کنید تا درک تجربی از این موضوع داشته باشید.

 

 

ایمان – چسبی که باورها را در کنار هم نگه می دارد.

ایمان نوعی قدرت شخصی است که در افکار یا عقاید سرمایه گذاری می شود و این افکار ما هستند که به باور تبدیل می شوند. وقتی کاملاً نسبت به چیزی باور پیدا کرده اید و یا نسبت به آن اشتیاق دارید ، نوعی انرژی وجود دارد که در درون شما جاری می شود و هر گونه اندیشه متناقض با ان را از ذهن دور نگه می دارد.

 

وقتی “متقاعد شویم” که ما یا شخص دیگری کاری “احمقانه” یا “اشتباه” انجام داده ایم ، آن نیروی ایمان دیدن ان اتفاق را به روش دیگر دشوار می کند و نقطه مقابل این انرژی شک و تردید است. وقتی دچار تردید می شویم ، به آنچه به خودمان می گوییم یا آنچه دیگران به ما می گویند به روش های مختلف نگاه میکنیم در واقع ما از همه زوایا به آن نگاه می کنیم و گزینه های دیگر را هم در نظر می گیریم.

 

اگر این باور را داریم که احمق هستیم یا فکر دیگری که با این احساسات هماهنگ است به این دلیل است که ما روی ایمان این تصویر “احمق” بودن سرمایه گذاری کرده ایم. تصویر دروغین ما به عنوان یک شخص احمق با استفاده از این انرژی چسبنده ایمان به ما وصل شده است و وقتی سعی می کنیم آن را انکار کنیم یا آن را از بین ببریم ، به دلیل این ایمانی که به این شخصیت دروغین داریم به نظر می رسد در این کار ناموفق هستیم.

 

 

یکی از کلیدهای تغییر باورها این است که ما باید این پیوندهای ایمانی را که ما را به افکار دروغین و هویت های دروغین متصل کرده ایم را بشکنیم. باورهایی که در ذهن شما با اندکی ایمان (چسب) در ذهن شما نگه داشته می شوند ، آسان تر از شکستن باورهایی است که روی آنها ایمان زیادی سرمایه گذاری کرده اید. توانایی شما در تغییر باور به مهارت شما در شک و تردید به شنیده های قبلیتان و همچنین توانایی شما در هدایت قدرت ایمانتان بستگی دارد. شک و تردید شما نسبت به آنچه به آن اعتقاد دارید و قدرت شخصی شما ، دو عامل هستند که روی زمان تغییر باور اثر می گذارند.

 

 

مراحل تغییر یک باور

  1. از قسمت های مختلفی که یک باور تشکیل شده است آگاه شوید.
  2. احساسات مربوط به آن عقاید را رها کنید.
  3. چشم انداز خود را تغییر دهید تا بتوانید هویت دروغین را ببینید.
  4. پیوندهای ایمانی را که یک ایده یا اندیشه را قدرتمند می کنند بشکنید.

این لیست پیچیده یا طولانی نیست ، اما باید برای هر باور اجرا شود. از آنجا که ممکن است اعتقادات بسیاری داشته باشیم ، همانطور که توسط افکار منفی متعددی نشان داده شده است این روند باید تکرار شود و در آغاز کار ذهن آگاهی ممکن است بسیار کند و دست و پا گیر به نظر برسد و این طبیعی است زیرا شما برای اولین بار در حال تغییر دیدگاه و آزاد کردن احساسات هستید. طبیعی است که هنگام یادگیری مهارت های جدید ، احساس ناسازگاری کنید با این حال ، هر چه بیشتر تمرین کنید ، این کارها طبیعی می شوند و شما آنها را با سهولت انجام می دهید نکته مهم این است که کار را برای توسعه این مهارت ها انجام دهیم تا تغییر باورها آسان شود.

 

 

دقیقا مانند یادگیری ریاضی و جدول ضرب همچنین برای یادگیری زبان ساعتها به مکالمات گوش می دادیم و سپس با تکرار نحوه تلفظ و خواندن کلمات به ما آموزش داده می شود بنابراین آزاد کردن احساسات ، تغییر دیدگاه هویت ما و تغییر ایده هایی که به آنها ایمان آورده ایم نیز مهارت های ذهنی هستند اگر این مهارت ها را یاد نگرفته اید ، احتمالاً تغییر باورهای امری دشوار است. برای یادگیری این مهارتهای و تغییر باورها می توانید از پکیج ویژه سایت استفاده کنید در این پکیج یک راهنمای عملی برای تغییر افکار و باورها  بیان شده است.

 

مشاهده صفحه پکیج ویژه

 


منبع:

www.pathwaytohappiness.com/blog/how-change-belief/

  1. ۰

    درود وتشکر فراوان بخاطر مقالات رایگانی که در سایت به اشتراک میگذارید
    دوست دارم این را بگویم
    واقعا این مقالات از محبت و عشقی که شما دارید سرچشمه گرفته است
    به وضوح میتوان این محبت را دید
    راهکارهایی که شما منتشر میکنید واقعا خیلی اثر گذار هستند
    بسیار خوب است که افکار والگوهای مخرب را با مثال معرفی میکنید
    هر وقت در این سایت نمونه افکار منفی را با ذکر مثالهایی که می آورید میخوانم و از آنها مطلع میشوم گویا سدی از سر راهم برداشته میشود
    چون در روند روز دیگر میدانم که کدام فکر مثال باور غلط است و این (دانستن وشناختن) خیلی کمک کننده است زیرا دیگر آن صدا منفی که خودش را در غالب آدم نشان میدهد شناخته شده است
    شناختن ودانستن این صداها و حرف ها و کلماتشون خیلی راهگشا هستند
    دوست دارم باز هم به سهم خودم از شماها و همکاران و همه عزیزان تشکر وقدردانی کنم
    خداراسپاس
    محمدعلی نصراصفهانی
    اصفهان

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید




سلام جناب علیخانی و تیم زحمتکشتان سپاسگزارم بخاطر اینکه این توانایی و انگیزه را داشتی برای اول خودت که به موفقیت رسیدی و بعد ترویج ان در ایران به یاری خدا این سایت در مسیرم قرار گرفت و ۲ محصول سفارش دادم که همون روز اول اولین نتیجه رویت شد به حول و قوه الهی حتما در اینده نزدیک از نتایج خواهم گفت برای کاربران سایت که میشود .بازهم سپاسگذارم و امیدوارم در این مسیر موفق باشید

این مطلب را به اشتراک بگذارید



امتیاز شما به این مطلب



جست و جو

برای جست و جو کلمه مورد نظر را وارد کنید.

پیام های سیستم

آپدیت مقاله : چطور رویای شفاف ببینیم ؟

ارتباط با دنیای بیرون از طریق رویای شفاف

ارتباط با دنیای بیرون از طریق رویای شفاف و دریافت پاسخ سوالات

به وضوح مشخص است که رویاها مهم هستند، همه انسان ها مانند حیوانات از گربه ها تا فیل ها رویا می بینند. دانشمندان علوم اعصاب معتقدند که رویاها در پردازش خاطرات نقش دارند، با این حال مطالعه در مورد رویای شفاف محدود می شود زیرا افراد رویابین شفاف در هنگام خواب نمی توانند با کسی صحبت کنند.بنابراین محققان باید به خاطرات غیر قابل اعتماد افرادی که از خواب بیدار می شوند اعتماد کنند. با این حال ، اکنون تیمی از دانشمندان به سرپرستی کن پالر ، عصب شناس در دانشگاه نورث وسترن ، فکر می کنند که ممکن است راهی برای حل این مشکل پیدا کرده باشند.

خلق اهداف با قدرت نیت از طریق مطالعات علمی ثابت شده است!

نیت ها قدرتمند هستند.

خلق خواسته ها با استفاده از قانون جذب از طریق قدرت نیت یک باور “عصر جدید” نیست. طی چند دهه اخیر آزمایشات علمی برای اثبات این موضوع انجام شده است. در این مقاله ، یکی از آزمایشاتی را که اکثر مردم در مورد آن چیزی نشنیده اند را بررسی میکنیم، ابتدا به این دلیل که رسانه های اصلی چنین یافته های را گزارش نمی دهند و دوم به این دلیل است که بیشتر مردم بیش از حد درگیر زندگی روزمره هستند و دیگر به کشفیات تغییر دهنده زندگی اهمیت نمی دهند.

اپدیت مقاله : چطور به خواسته هایمان برسیم؟

افکار و تاکیدات مثبت برای فعال کردن قانون جذب کافی نیست!

درک نیروی محرکه قانون جذب مهمترین مرحله برای جذب خواسته های است.  اگر بتوانید قانون جایگزینی را درک کنید ، درک قانون جذب بسیار منطقی تر می شود.

آخرین نیروی محرکه قانون جذب قانون ارتعاش است. از آنجا که همه چیز فرکانس است و هر چیز قبل از تبدیل شدن به ماده ، یک فکر است ، درک فرکانس و ارتعاش کلید حلق خواسته ها است.

اگر تاکنون آموزه های آبراهام هیکس را در مورد موضوع “بخواهید تا به شما داده شود” را خوانده باشید ، از اهمیت قرار گرفتن در ارتعاشات آنچه می خواهید را درک می کنید، آیا منظور همگام سازی ارتعاشات چیست؟ مراحل واقعی رسیدن به خواسته ها چیست و چه تغییراتی و چگونه باید انجام شود؟

موفقیت و کسب ثروت در بازار سهام (بورس)

سابلیمینال موفقیت در بورس

آیا می خواهید در بازار بورس به راحتی کسب درامد کنید؟

اگر به دنبال راهی هستید تا موفقیت خود در بازارهای مالی افزایش دهید جای درستی هستید .

 

برخی افراد سال ها در بازارهای باینری و الیمپ ترید یا بورس و بازارهای مشابه مانند طلا و مسکن فعالیت میکنند و به راحتی درامدهای میلیونی یا میلیاردی دارند اما چرا این تنها برای اقلیت افراد است چرا تعداد افراد محدودی قادر به رسیدن به این سطح هستند؟

جو دیسپنزا – بهترین زمان برای تغییر باورهای ناخوداگاه

بهترین زمان برای تغییر باورهای ناخوداگاه از زبان دکتر جو دیسپنزا

دو مرتبه درِ ذهن ناخودآگاه باز می شود . وقتی صبح از خواب بیدار می شویم و وقتی که شب می خوابیم، چرا؟

جو دیسپنزا

چرا این زمان ها، زیرا مغز شما از امواج مغزی دلتا عمیق به امواج مغزی تتا و سپس امواج مغزی آلفا و سپس به امواج مغزی بتا وارد می شود و هنگامی که شب به رختخواب می روید از اموج مغزی بتا به آلفا به تتا و سپس به دلتا می روید و اگر نتوانید به دلتا برسید ، یعنی در بتا زیادی گیر کرده اید .

انگیزشی هنرمند فاجعه

فیلم هنرمند فاجعه ۲۰۱۷، وقتی گرگ سسترو بازیگر بلند پرواز با تامی وایزیو عجیب در کلاس بازیگری آشنا می شود، دوستی منحصر بفردی را آغاز می کنند و باهم به هالیوود سفر می کنند تا آرزوهایشان را به واقعیت تبدیل کنند و …

آپدیت مقاله : به خودتان اجازه دهید برای دریافت خواسته هایتان جهان به شما کمک کند!

اه های عملی برای دریافت کمک از جهان هستی

همه ما چیزهایی را از جهان می خواهیم اما این همیشه یک فرآیند آگاهانه نیست ، در واقع هر یک از ما از طریق امیدها و رویاهایمان درخواست های خود را ارسال می کنیم.

در طول این مقاله ، ما به “جهان” به عنوان یک قدرت بزرگتر اشاره خواهیم کرد – شما می توانید هر کلمه ای را که دوست دارید به جای جهان جایگزین کنید.

به هر آنچه اعتقاد دارید ، روند درخواست و دریافت به همان شکل رخ می دهد، لذا فقط درخواست کردن یا سوال کردن کافی نیست ، باید مراحل زیر را طی کنید تا جوابی دقیق و مشخص دریافت کنید.

آپدیت مقاله : چگونه باورهای ناخوداگاه را کشف کنیم؟

چطور هسته اصلی باورهای ناخوداگاه را تغییر دهیم؟

افکار چه هستند؟

دانشمندان علوم اعصاب و مغز فکر را تعامل میلیاردها نورون در یک لحظه تعریف می کنند و مبادله مواد شیمیایی برقراری ارتباط بین آنها را ایجاد می کنند. دکتر عصب شناس مدرس دکتر جو دیسپنزا می گوید که مغز ما تقریباً صد میلیارد نورون دارد. اگر صد میلیارد ورق کاغذ برداریم و روی هم جمع کنیم ، ارتفاع آنها به حدود ۸۰۴۷ کیلومتر (۵۰۰۰ مایل) می رسید. فاصله از گویانا تا آلمان (Guyana to Germany).

آپدیت مقاله : یادگیری در خواب

هر روز ۲۴ ساعت است و معمولاً حدود یک سوم آن صرف خواب می شود. افرادجاه طلب همیشه به دنبال پاسخ این سوال هستند که: آیا می توان از این زمان برای یادگیری مهارت یا حتی یک زبان جدید استفاده کرد؟ به عبارت دیگر ، آیا یادگیری در خواب امکان پذیر است؟

نحوه استفاده از تکنیک سابلیمینال مارکتینگ در کمپین های تبلیغاتی

تکنیک سابلیمینال مارکتینگ چیست؟

مدت هاست که بازاریابان به دنبال روشی موثر هستند که منجر به فروش بیشتر محصولاتشان شود ، در اینجا روشی را به شما معرفی میکنیم که این روش به شما کمک میکند در ساحل شن و ماسه بفروشید.

همانطور که همه ما می دانیم ، در بازاریابی چیزی به نام هک ذهن کاربران وجود ندارد، با این حال ، یک روش کاملاً به این هدف نزدیک است – سابلیمینال مارکتینگ.

آپدیت مقاله : چرا جریان پول در زندگی شما مسدود شده است؟

یکی از بزرگترین سدهای ذهنی ما در مورد ذهنیت پول است. از دیر باز پول در ذهن ما با مقاومت همراه است و این می تواند باعث ایجاد رفاه کمتر برای ما و خانواده ما شود.

 طرز تفکر پول ما اغلب بازتاب مستقیمی از اینکه خانواده ما چگونه پول را مدیریت می کردند یا به پول اعتقاد داشتند است. این همچنین می تواند از آگاهی جمعی و داستان های جامعه ما درباره پول و فراوانی باشد، بنابراین ما باید ذهنیت پول را درمان کنیم تا فراوانی به صورت طبیعی به سمت ما جذب شود.

سابلیمینال مارکتینگ – آژانس تبلیغاتی سابلیمینال

نگاهی تازه به آینده – تبلیغات سابلیمینال – چشم اندازی جدید از علوم اعصاب شناختی

آیا در مورد تبلیغات سابلیمینال چیزی شنیده اید؟

 تبلیغات سابلیمینال چیست؟

تبلیغات سابلیمینال چه کاربردی دارد؟

 آیا این نوع تبلیغات اثر بخش است؟

چگونه میتوانم از این نوع تبلیغات استفاده کنم؟

انگیزشی دایناسور خوب

در دنیایی که انسان ها و دایناسورها کنار یکدیگر زندگی می کنند، یک دایناسور خوب یا مهربون یا خوش قلب بنام آرلو با یک پسربچه رابطه دوستی برقرار می کند و با هم سفری حماسی را آغاز می کنند و …

آپدیت مقاله : برنامه نویسی ذهنی چیست؟

هنگامی که ما متولد شدیم، هفت سال اولیه زندگی خود را در حالت دلتا زندگی کردیم و سپس حالت تتا ، که هر دوی این حالت ها مربوط به فرکانس مغزی هستند که از حالت هوشیاری پایین تر هستند. “دلتا و تتا یک حالت مغزی را تعریف می کنند که به عنوان ترنس یا حالت هیپنوتیزم شناخته می شود – همان حالت عصبی که متخصصان هیپنوتیزم برای ایجاد مستقیم رفتارهای جدید در ضمیر ناخودآگاه مشتریان خود استفاده می کنند. به عبارت دیگر ، هفت سال اول زندگی کودک در یک خلسه خواب آور سپری می شود ” (بروس لیپتون).

ورود به حساب کاربری

ایجاد حساب کاربری جدید