چگونه باورهایمان را تغییر دهیم؟راه کار دقیق

چگونه باورهایمان را تغییر دهیم؟راه کار دقیق
چکیده این مطلب : انتشار : ۱۴ , مرداد , ۱۳۹۹ ۳ نظر ۳۷۱ بازدید

ذهن شما اهمیتی به باورهای دروغ نمی دهد همچنین اهمیتی نمی دهد که دروغ در مورد چیزی بسیار اساسی در مورد هویت شما است.اگر در تغییر باورها ناموفق بوده اید به این دلیل است که احساسات این هویت جدید در سطح ناخوداگاه ذخیره نشده است.

 

ایا فکر می کنید با داشتن هوش بینهایت و یادگیری همه آموزشها ، تغییر باور امری آسان است ؟ اگر اسان بود ما هر باوری را میتوانستیم بدون اینکه ان باور دوباره خودش را نشان بدهد تغییر دهیم ولی با این وجود ، گاهی اوقات یک فکر یا باور به سرعت تغییر می کند. شاید برخی از باورها به آسانی تغییر کنند و برخی دیگر سخت تر .

چرا برخی اسان و برخی سخت تغییر میکنند؟ اگر تکنیک های خاصی برای تغییر برخی از باورها کار کند ، اما برای باورهای دیگر کار نکنند چه؟

آیا ممکن است برخی از باورها مانند پیچ و پیچ و مهره هایی باشند که به صورت معکوس بسته می شوند؟ بیشتر آنها با یک چرخش به سمت چپ باز می شوند ، آیا برای برخی از باورهای دیگر باید انها را به جهت معکوس بچرخانید تا تغییر کنند؟

در ادامه پاسخی به این سؤالات و خلاصه چگونگی تغییر باورهای آورده شده است.

 

 

 

 

چگونه می توانید یک باور را به روشی تغییر دهید که اثر بخش باشد؟

اولین قدم برای تغییر یک باور ، درک ساختار آن و آنچه باعث می شود ما اینقدر به آنها متصل شویم است. در اینجا باورهایی وجود دارد که ممکن است تمایل داشته باشید انها را تغییر دهید؟

  • افراد دیگر خیلی احمق هستند – داوری که تمایل به ایجاد درگیری دارد.
  • من دوست داشتنی نیستم –  داوری خود که احساس ناخوشی را ایجاد می کند.
  • او خیلی احمق است  – می تواند خشم ، نارضایتی ، ناامیدی را ایجاد کند.
  • دیگران من را تائید نمیکنند من خودم را دوست ندارم  – ناامیدی و شرم را ایجاد میکند.
  • من نباید این کار را می کردم – گناه ، خجالت را ایجاد میکند.

 

اولین چیزی که باید به آن توجه کنید این است که این باورها احساساتی را شناسایی میکند که اغلب با این نوع باورها مرتبط است زیرا معمولاً یک ایده یا فکر به خودی خود احساس بدی ایجاد نمی کند. زمانی است که یک فکر برای تبدیل شدن به یک باور تقویت شده است ما احساسات قوی در مورد ان فکر داریم و این احساسات است که باعث بدبختی یا خوشبختی ما شده است. یک فکر به خودی خود فقط مفهومی است به شکل یک جمله ، جمله ای که می توانیم با عقل خود ان را دستکاری کنیم و ما می توانیم بدون هیچ مشکلی یک فکر را انتخاب کرده یا در لحظه ان را رها کنیم.

 

به عنوان مثال ، می توانیم درباره لباسی که خودمان یا شخص دیگری می پوشد فکر کنیم و بدون اینکه احساسات زیادی داشته باشیم که خوب به نظر می رسد یا نه ، فکر کنیم. اما اگر ما وارد یک جلسه بزرگ بیزینسی شویم و شلوار جین پوشیده باشیم در حالی که دیگران در لباس های رسمی هستند چه می شود؟ “افکار” ما درباره آنچه پوشیده ایم احساسات سنگینی به همراه دارند و این دیگر یک فکر ساده نیست که بتوانیم به راحتی با عقل خود را رها کنیم یا تغییر دهیم.

 

 

 

ممکن است درباره آنچه مردم درباره ما فکر می کنند فکر کنیم.
ما به احتمال زیاد احساسات قوی تولید میکنیم زیرا اعتقادات ما می گویند آنها ما را قضاوت میکنند.

 

ما به سرعت درگیر باورهای عاطفی می شویم افکاری مانند:

“من احمق هستم (احساس بی ارزشی). من نباید دعوت را قبول میکردم (احساس احمق بودن). همه در اینجا به من خیره می شوند (احساس قضاوت شدن)، من باید به خانه برگردم و لباسم را عوض کنم (شک به خود و ناامنی درباره یک تصمیم). این در نظر مدیران بد به نظر می رسد (احساس فرومایگی و پستی). من دیگر ترفیع نمیگیرم (ترس از دست دادن). این پایان شغلی من است (احساس عذاب و ناامیدی) “.

نکته مهم درباره همه این افکار و باورهای عاطفی این است که آنچه پوشیده اید تغییر نکرده است از انجا که وقتی لباس پوشیدید باور داشتید که لباسهایتان کاملاً خوب است اما ناگهان با نگاه کردن به لباسهای یکسان جمعیت با باوری متفاوت احساسات زیادی را به وجود آوردید.

 

مؤلفه قدرتمندی که هنگام تغییر یک باور باید در نظر بگیریم این است که باید احساسات مربوطه را تغییر دهیم “فکر” در ذهن ما فقط یک چیز مفهومی است و عقل ما می گویید که باید به راحتی و به سرعت تغییر کند با این وجود ، تغییر احساسات وابسته به باور نیاز به رویکردی متفاوت دارد. احساسات حرکت نمی کنند ، از بین می روند و از طریق عقل ما هم تغییر نمی کنند قدرت احساسات مرتبط با یک باور اختلاف بین باور “آسان” برای تغییر و باور “سخت” برای تغییر است. تغییر بعضی از اعتقادات سخت تر است زیرا دلبستگی های عاطفی بسیار قوی تری به انها متصل است.

تغییر باور

هویت بخشی از یک باور است.

فرض کنید در گفتگوی منفی شما چنین افکاری وجود دارد مانند: “من احساس می کنم بازنده هستم” آنچه ذهن ما با این نوع فکر انجام می دهد ، ساختن یک داستان ذهنی است به نوعی یک فیلم ذهنی بسیار کوتاهی را در ذهن ما پخش میکند و در آن فیلم ذهن ما تصویری از خودمان را به عنوان شخصیت بازنده نمایش می دهد ، این شخصیت یک ویژگی دارد ، “بازنده” برای آن لحظه این فیلم تمام هویت شماست. آن فیلم که این یک نسخه از شما است و بر اساس یک ویژگی منفی است و این یک تصویر کاملاً تحریف شده است.

 

در آن لحظه شما هیچ ویژگی دیگری ، هیچ تاریخی و هیچ ویژگی دیگری ندارید که این تصویر را تصحیح کند. این یک تصویر نادرست است ، اما به دلیل این که تخیل در یک ویژگی تثبیت می شود و آن شخصیت را برای شما اغراق می کند و در لحظه به صورت واقعی پذیرفته می شود و البته ممکن است به نظر واقعی برسد زیرا با احساساتی که در آن لحظه احساس می کنید هماهنگ است.

 

این هویت دورغی یک تصویر ذهنی کاذب است ، اما ما متوجه دروغ ان نمی شویم.

بخشی از این فیلم را که نمی بینیم این است که در حافظه ناخوداگاه ما بایگانی شده است. ذهن ما به تمام خصوصیات و مشخصات دیگر ما اعتبار نمی دهد زیرا روند ذهنی ما نگران این نیست که باید تمام تجربیات و دستاوردهای قبلی ما را بازخوانی کند تا تصویری درست و حقیقی از خودمان را نشان دهد.

 

ذهن ما در تلاش برای توضیح احساسات فعلی است و یک فیلم ساده را برای لحظه فعلی ساخته است. ذهن ما هویت “بازنده” را با تمام خصوصیات خوب و سخاوتمندانه ما به طور عادلانه و متناسب کنار هم قرار نمی دهد در واقع ذهن فقط هویت بازنده را هویت ما می داند. وقتی ذهن ما فیلم “بازنده” را درون ذهن ما پخش میکند آن را به عنوان کل هویت ما در نظر میگیرد و نه تنها این را هویت ما میداند بلکه هویت “بازنده” را همان چیزی می داند که همیشه بوده ایم و همیشه خواهیم بود هر وقت به گذشته نگاه می کنیم و لحظات “بازنده” بودن را به یاد می اوریم ، حافظه ما شخصیت “بازنده” را فراخوانی می کند تا در حافظه و تخیل ما ظاهر شود. کلمه دیگر برای این تصویر نادرست از هویت Ego” – ایگو”  است.

 

 

با این هویت نادرست ان را به تصویری منفی از خود واقعیمان تبدیل میکنیم و هر بار که به آن فکر می کنیم احساسات منفی زیادی را به وجود می آوریم در طی این فرایند ما به طور ناخودآگاه احساساتی ایجاد میکنیم و متوجه نمی شویم که ذهن ما این هویت را ذخیره کرده است.

 

 

تغییر باور

ذهن شما اهمیتی به باورهای دروغ نمی دهد همچنین اهمیتی نمی دهد که دروغ در مورد چیزی بسیار اساسی در مورد هویت شما است.

 

این تصویر نادرست از هویت ، بخشی از اعتقاد شما است. در فرآیند تغییر باور شما باید هویت خود را تغییر دهید. از آنجا که هویت کاذب شما بخشی از خاطرات شما است ، وقتی یک باور را تغییر دهید خاطرات عاطفی را نیز تغییر خواهید داد. یکی از راه هایی که می توانید این کار را راحتر کنید این است که احساس دیگری از هویت خود که میتوانید با ان ارتباط برقرار کنید داشته باشید و  اگر شما یک تصویر ذهنی از هویت دیگری را ندارید بنابراین این روند نیازمند ایجاد کردن یک احساس متفاوت از شخصیتی که می خواهید است.

 

 

اگر در تغییر باورها ناموفق بوده اید ، به این دلیل است که احساسات این هویت جدید در سطح ناخوداگاه ذخیره نشده است. برخی از افراد سعی می کنند با عبارت های تاکیدی مانند “من شخص باهوش و موفق هستم” این هویت را تغییر دهند. این روش مشکلات بسیاری به همراه دارد یکی از این مشکلات این است که ساختار اعتقادی فعلی شما هویت شما را شکل داده است زیرا به محض گفتن این جمله بخشی از ذهن شما یا خوداگاه این جمله را می گویید که “من خیلی احمق هستم” و این تاکیدات مثبت را قبل از اینکه وارد ناخوداگاه شوند رد می کند.

در حال حاضر فقط این را می گوییم که تغییر نگاهمان در مورد هویت کاذب یکی از مراحلی است که باید برای تغییر یک باور لحاظ شود وقتی این هویت را رها کنید ، چیزهای نادرست از زندگی شما از بین خواهند رفت به نوعی شما هویت خود را از دست نخواهید داد بلکه شخصیت دروغین خود را از بین می برید و به شخصیت واقعی خود نزدیک خواهید شد پیشنهاد می کنیم به البوم های صوتی در حوزه دلخواه خود گوش کنید تا درک تجربی از این موضوع داشته باشید.

 

 

ایمان – چسبی که باورها را در کنار هم نگه می دارد.

ایمان نوعی قدرت شخصی است که در افکار یا عقاید سرمایه گذاری می شود و این افکار ما هستند که به باور تبدیل می شوند. وقتی کاملاً نسبت به چیزی باور پیدا کرده اید و یا نسبت به آن اشتیاق دارید ، نوعی انرژی وجود دارد که در درون شما جاری می شود و هر گونه اندیشه متناقض با ان را از ذهن دور نگه می دارد.

 

وقتی “متقاعد شویم” که ما یا شخص دیگری کاری “احمقانه” یا “اشتباه” انجام داده ایم ، آن نیروی ایمان دیدن ان اتفاق را به روش دیگر دشوار می کند و نقطه مقابل این انرژی شک و تردید است. وقتی دچار تردید می شویم ، به آنچه به خودمان می گوییم یا آنچه دیگران به ما می گویند به روش های مختلف نگاه میکنیم در واقع ما از همه زوایا به آن نگاه می کنیم و گزینه های دیگر را هم در نظر می گیریم.

 

اگر این باور را داریم که احمق هستیم یا فکر دیگری که با این احساسات هماهنگ است به این دلیل است که ما روی ایمان این تصویر “احمق” بودن سرمایه گذاری کرده ایم. تصویر دروغین ما به عنوان یک شخص احمق با استفاده از این انرژی چسبنده ایمان به ما وصل شده است و وقتی سعی می کنیم آن را انکار کنیم یا آن را از بین ببریم ، به دلیل این ایمانی که به این شخصیت دروغین داریم به نظر می رسد در این کار ناموفق هستیم.

 

 

یکی از کلیدهای تغییر باورها این است که ما باید این پیوندهای ایمانی را که ما را به افکار دروغین و هویت های دروغین متصل کرده ایم را بشکنیم. باورهایی که در ذهن شما با اندکی ایمان (چسب) در ذهن شما نگه داشته می شوند ، آسان تر از شکستن باورهایی است که روی آنها ایمان زیادی سرمایه گذاری کرده اید. توانایی شما در تغییر باور به مهارت شما در شک و تردید به شنیده های قبلیتان و همچنین توانایی شما در هدایت قدرت ایمانتان بستگی دارد. شک و تردید شما نسبت به آنچه به آن اعتقاد دارید و قدرت شخصی شما ، دو عامل هستند که روی زمان تغییر باور اثر می گذارند.

 

 

مراحل تغییر یک باور

  1. از قسمت های مختلفی که یک باور تشکیل شده است آگاه شوید.
  2. احساسات مربوط به آن عقاید را رها کنید.
  3. چشم انداز خود را تغییر دهید تا بتوانید هویت دروغین را ببینید.
  4. پیوندهای ایمانی را که یک ایده یا اندیشه را قدرتمند می کنند بشکنید.

این لیست پیچیده یا طولانی نیست ، اما باید برای هر باور اجرا شود. از آنجا که ممکن است اعتقادات بسیاری داشته باشیم ، همانطور که توسط افکار منفی متعددی نشان داده شده است این روند باید تکرار شود و در آغاز کار ذهن آگاهی ممکن است بسیار کند و دست و پا گیر به نظر برسد و این طبیعی است زیرا شما برای اولین بار در حال تغییر دیدگاه و آزاد کردن احساسات هستید. طبیعی است که هنگام یادگیری مهارت های جدید ، احساس ناسازگاری کنید با این حال ، هر چه بیشتر تمرین کنید ، این کارها طبیعی می شوند و شما آنها را با سهولت انجام می دهید نکته مهم این است که کار را برای توسعه این مهارت ها انجام دهیم تا تغییر باورها آسان شود.

 

 

دقیقا مانند یادگیری ریاضی و جدول ضرب همچنین برای یادگیری زبان ساعتها به مکالمات گوش می دادیم و سپس با تکرار نحوه تلفظ و خواندن کلمات به ما آموزش داده می شود بنابراین آزاد کردن احساسات ، تغییر دیدگاه هویت ما و تغییر ایده هایی که به آنها ایمان آورده ایم نیز مهارت های ذهنی هستند اگر این مهارت ها را یاد نگرفته اید ، احتمالاً تغییر باورهای امری دشوار است. برای یادگیری این مهارتهای و تغییر باورها می توانید از پکیج ویژه سایت استفاده کنید در این پکیج یک راهنمای عملی برای تغییر افکار و باورها  بیان شده است.

 

مشاهده صفحه پکیج ویژه

 


منبع:

www.pathwaytohappiness.com/blog/how-change-belief/

  1. ۰
    Janejanafarinam

    درود وتشکر فراوان بخاطر مقالات رایگانی که در سایت به اشتراک میگذارید
    دوست دارم این را بگویم
    واقعا این مقالات از محبت و عشقی که شما دارید سرچشمه گرفته است
    به وضوح میتوان این محبت را دید
    راهکارهایی که شما منتشر میکنید واقعا خیلی اثر گذار هستند
    بسیار خوب است که افکار والگوهای مخرب را با مثال معرفی میکنید
    هر وقت در این سایت نمونه افکار منفی را با ذکر مثالهایی که می آورید میخوانم و از آنها مطلع میشوم گویا سدی از سر راهم برداشته میشود
    چون در روند روز دیگر میدانم که کدام فکر مثال باور غلط است و این (دانستن وشناختن) خیلی کمک کننده است زیرا دیگر آن صدا منفی که خودش را در غالب آدم نشان میدهد شناخته شده است
    شناختن ودانستن این صداها و حرف ها و کلماتشون خیلی راهگشا هستند
    دوست دارم باز هم به سهم خودم از شماها و همکاران و همه عزیزان تشکر وقدردانی کنم
    خداراسپاس
    محمدعلی نصراصفهانی
    اصفهان

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید




سلام جناب علیخانی و تیم زحمتکشتان سپاسگزارم بخاطر اینکه این توانایی و انگیزه را داشتی برای اول خودت که به موفقیت رسیدی و بعد ترویج ان در ایران به یاری خدا این سایت در مسیرم قرار گرفت و ۲ محصول سفارش دادم که همون روز اول اولین نتیجه رویت شد به حول و قوه الهی حتما در اینده نزدیک از نتایج خواهم گفت برای کاربران سایت که میشود .بازهم سپاسگذارم و امیدوارم در این مسیر موفق باشید

این مطلب را به اشتراک بگذارید



امتیاز شما به این مطلب



جست و جو

برای جست و جو کلمه مورد نظر را وارد کنید.

پیام های سیستم

انگیزشی دایناسور خوب

در دنیایی که انسان ها و دایناسورها کنار یکدیگر زندگی می کنند، یک دایناسور خوب یا مهربون یا خوش قلب بنام آرلو با یک پسربچه رابطه دوستی برقرار می کند و با هم سفری حماسی را آغاز می کنند و …

آپدیت مقاله : برنامه نویسی ذهنی چیست؟

هنگامی که ما متولد شدیم، هفت سال اولیه زندگی خود را در حالت دلتا زندگی کردیم و سپس حالت تتا ، که هر دوی این حالت ها مربوط به فرکانس مغزی هستند که از حالت هوشیاری پایین تر هستند. “دلتا و تتا یک حالت مغزی را تعریف می کنند که به عنوان ترنس یا حالت هیپنوتیزم شناخته می شود – همان حالت عصبی که متخصصان هیپنوتیزم برای ایجاد مستقیم رفتارهای جدید در ضمیر ناخودآگاه مشتریان خود استفاده می کنند. به عبارت دیگر ، هفت سال اول زندگی کودک در یک خلسه خواب آور سپری می شود ” (بروس لیپتون).

آپدیت مقاله چطور رویای شفاف ببینیم ؟

یک تکنیک مدرن برای داشتن رویای شفاف

SSILD یا (Senses Initiated Lucid Dream) یک تکنیک مدرن رویای شفاف است. یادگیری آن آسان و بسیار موثر است و در طول دوره نتایج سازگار را ایجاد می کند. این تکنیک در سال ۲۰۱۱ به منظور کمک به مبتدیان در یادگیری رویاهای شفاف در یک انجمن چینی ابداع شده است. اولین نسخه مکتوب این تکنیک تحت عنوان “太 玄功” منتشر شد که به معنای واقعی کلمه به “یک تکنیک بسیار مرموز” ترجمه می شود. این ترجیحا مناسب است زیرا در زمان ابداع این روش هیچ کس تصوری از دلیل کارکرد آن نداشت. با وجود عدم تئوری بازخورد این روش بسیار مثبت بود. فقط در طی چند ماه صدها داستان موفقیت از داشتن رویای شفاف از افراد جمع آوری شد!

آپدیت مقاله : متقاعد کردن ذهن با سابلیمینال یک پدیده جدید نیست

تأثیر پیام های سابلیمینال ، استقامت و طول عمر & پیام های سابلیمینال ابزار جهانی است

کریستوفر برگلند یک ورزشکار ، فعال سیاسی و نویسنده آمریکایی است. در ۳۰ آوریل ۲۰۰۴ ، برگلند با ۱۵۳.۷۶ مایل رکورد طولانی ترین مسافت دویدن روی تردمیل در یک دوره ۲۴ ساعته را ثبت کرد.

 

محرک های سابلیمینال به قدری سریع ارائه می شوند که به معنای واقعی کلمه “زیر آستانه” آگاهی شما هستند. قبل از اینکه ذهن هوشیار شما بتواند محرک ها یا نشانه بصری را پردازش کند ، محرک های سابلیمینال که فقط برای چند میلی ثانیه چشمک می زند ، در سطح ناخودآگاه جذب می شوند.

آپدیت محصول راهنمای روح

این البوم دروازه را برای راهنمای روح یا فرشته نگهبان باز میکند

دنیایتان را با فرشتگان دگرگون کنید نوشته‌ های دایانا کوپر، و این البوم به شما می آموزد که فرشتگان و انسان‌ها چطور می‌توانند با همکاری و کمک یکدیگر در جهان تغییر به وجود آورند، تنها کافیست شما وجود فرشتگان را پذیرا باشید و قبول کنید که آن‌ها می‌توانند شما را راهنمایی کنند.

آپدیت تکنیک های تغییر رنگ چشم با استفاده از ذهن

۷ رنگ چشم نادر و منحصر به فرد

چشم ها مطمئناً پنجره هایی برای روح هستند و اگر چیزی در مورد چشم ها یا پنجره ها می دانید ، می دانید که چشم ها با رنگ های مختلفی وجود دارد.

معمولاً وقتی به چشم های افراد اطراف خود نگاه می کنید ، چشمهای قهوه ای ، آبی یا فندقی مشاهده می کنید ، اما برخی از افراد ، خواه این خوش شانسی باشد یا یک بیماری پزشکی ، یک رنگ چشم واقعاً نادر دارند. نادرترین رنگ چشم چه رنگی است و چگونه این رنگ چشم ایجاد می شود؟

نشانه هایی از اینکه خواسته شما نزدیک است

ذهن انسان مکانیزم هدف جویی دارد اما چگونه می توانید با نشانه ها به اهداف یا آرزوهای خود برسید؟

شاید شما در مورد خلق اهداف مطالبی را شنیده یا خوانده باشید. خلق آرزوها را می توان در جنبه های مختلفی تعریف کرد ، اما اساساً این به این معنی است که شما از طریق افکار ، احساسات و باورهای ناخوداگاه خود چیزی را در واقعیت فیزیکی خود ایجاد کنید که قابل لمس باشد.

۱۰ راه ساده و زیبا برای ارتباط با راهنمای روح

گابریل برنستین : همه ما راهنماهای روحی داریم ، و هنگامی که شما با راهنمای روح خود رابطه برقرار می کنید راهنمایی های روشن و هوشمندانه ای برای کمک در هر زمینه از زندگی خود دریافت خواهید کرد.

مراحل زیر با هم در ارتباط هستند و به شما کمک می کنند با راهنماهای روحی خود ارتباط برقرار کنید!

در کتاب ابر جاذب نوشته گابریل برنستین او از تجربه خود در مورد احساس وجود راهنمایی معنوی در درون و در اطراف خود و همچنین از ارتباط با آنها سخن می گویید.

آپدیت قدرت اختلالات چند شخصیتی

پدیده شخصیت چندگانه سوالات زیادی راجع به ماهیت آگاهی ایجاد می کند. به طور معمول تحقیقات پزشکی نشان داده است این شخصیت ها در نتیجه یک ضربه شدید به وجود می آیند. اما حتی افراد دارای یک شخصیت  (اکثریت مردم) به دلیل ضربه روحی از تکه تکه شدن روان ، روح و آگاهی خود رنج می برند، این ایده یکی از اصول اساسی روانشناسی است وقتی یک تجربه بسیار آسیب زا برای فرد رخ میدهد و فرد قادر به کنار آمدن با آن نیست ، تجربه به عنوان موجود دیگری جدا می شود تا بتواند با آن کنار بیاید این اتفاق بدون آگاهی آگاهانه از آنچه اتفاق می افتد رخ میدهد.

چگونه با استفاده از قانون جذب و ناخوداگاه در قرعه کشی برنده شوید؟!

بسیاری از افراد برنده شدن در قرعه کشی را امری محال می دانند در حالی که افراد دیگر به راحتی در قرعه کشی بانک ها یا جوایز محصولات یهداشتی و غذایی برنده می شوند ممکن افراد اینطور فکر کنند که ان فرد چقدر خوش شانس است اما همه اینها در ذهن ناخودآگاه و توسط قانون جذب رخ میدهد. برای برنده شدن در قرعه کشی ، ابتدا باید باورهای ناخوداگاه خود را در مورد اینکه قرعه کشی چیست تغییر دهید.

خلق اتفاقات به صورت ناخوداگاه-زیگموند فروید

زیگموند فروید ، پدر علم روانکاوی ، متوجه پدیده هایی شد که دیگر دانشمندان زمان او به آنها توجه نکرده بودند، یکی از آنها خلق اتفاقات به صورت ناخوداگاه در زندگی روزمره بود، وی برای توصیف مشاهدات خود کتاب آسیب شناسی روانی مشاهده های زندگی روزمره ، را نوشت.

زیگموند فروید در این کتاب پدیده ها و گفتارهای کوچک روزمره را شناسایی می کند که ما آنها را “غیر منطقی” می نامیم. اصطلاحاً اینها گفتارهایی هستند که منطقی ندارند، در اینجاست که برخی رفتارها مانند لغزش زبان (خطای گفتاری ، که معمولاً به آن لغزش زبان گفته می شود) ، لغزشهای فرویدی و انگیزه های فراموش شده وجود دارد.

۱۰ راه زیرکانه ناخوداگاه که شما را فقیر نگه می دارد!

چگونه با قدرت ضمیرناخوداگاه میتوانم به استقلال مالی برسم؟

به خوبی اثبات شده است که ثروتمندان متفاوت از طبقه فقیر و متوسط و نه فقط در مورد پول فکر می کنند.
همچنین این اختلافات فقط در دیدگاه ها یا گرایش های سیاسی یافت نمی شود. افراد ثروتمند واقعاً الگوهای فکری متفاوت ، پیش فرض های مختلف ، نگرش های ناخودآگاه متفاوتی دارند به عبارت دیگر آنها دنیا را متفاوت از بقیه تفسیر می کنند.

عبارت تاکیدی خرید خانه جدید

آیا می خواهید خانه رویایی خود را جذب کنید؟

در این مقاله برخی از تاکیدات مثبت جذب خانه جدید آمده است که می توانید از آنها استفاده کنید!

اما قبل از شروع به یاد داشته باشید که ابتدا باید تمام افکار و عقاید منفی که متضاد تجیلی خانه رویایی شما می شود را از بین ببرید.

فیلم انگیزشی مین Mine

فیلم انگیزشی Mine داستان سربازی است که حین بازگشت از مأموریت در بیابانی برهوت، یکی از پاهایش روی مین میرود اما او بلافاصله متوجه میشود و پای خود را از روی مین برنمیدارد، به همین دلیل مین عمل نمیکند. بنا به دلایلی خودش نمیتواند مین را خنثی کند پس مجبور میشود چندین روز در انتظار نیروی کمکی باقی بماند. اگر پا را بلند کند بلافاصله مین منفجر میشود و مرگ او حتمی خواهد بود. در عین حال خستگی بیش از حد، گرمای روز، سرمای شب، بی خوابی و ایستادنِ مدام، تشنگی و گرسنگی او را از پا درآورده است.

ورود به حساب کاربری

ایجاد حساب کاربری جدید