واقعیت ذهنی است!

واقعیت ذهنی است!
چکیده این مطلب : انتشار : 23 , آذر , 1397 ۱ نظر ۳۸۲۹ بازدید زمان مطالعه ۹ دقیقه پادکست به زودی

واقعیت به این بر میگردد که چگونه وضعیت خود را می بینید، چگونه جهان را می بینید، این واقعیت است.

 

واقعیت ذهنی است!

اکثر مردم این ایده را دارند که این جهان یک واقعیت عینی است برای مثال یک درخت یک درخت است. صرف نظر از اینکه ما درخت را درک می کنم یا یک مورچه درخت را درک می کند، درخت درخت است اما واقعیت عینی برای هر کس متفاوت است جانوران مختلف به نحوی متفاوت درخت را درک می کنند.اما واقعیت چیزی نیست که واقعا وجود دارد زیرا واقعیت ذهنی است.

 

البته، در میان انسان ها، تجربه های ادراکی ما به اندازه کافی مشابه هم است در اغلب موارد ما می توانیم در بیشتر موارد به توافق برسیم به عنوان مثال درختان را به عنوان درخت معرفی کنیم. آنها ریشه، تنه، شاخه و برگ دارند. آنها درخت هستند اما برای یک مورچه، درخت بسیار متفاوت است. درخت می تواند کل جهان مورچه باشد چیزی عظیم است، چیزی که کار بی پایان و سرپناه را فراهم می کند.

 

 

 

مورچه
واضعیت ذهنی مورچه ها از درخت متفاوت است

اما البته ما می دانیم که درخت واقعی است چرا که فکر میکنیم مورچه ها احمق هستند و نمیدانند !

اگر یک نژاد از موجودات بسیار پیشرفته بیش از ما در مورد درخت درک بیشتری داشتند بنابراین ما هم مثل مورچه ها “احمق” هستیم؟ این نژاد می داند که درختان در واقع یک نوع خاص از منبع انرژی با یک لرزش خاص هستند که آنها می توانند این لرزش را درک کنند که ما نمی توانیم، و آنها قادر به برقراری ارتباط در سطح ارتعاشی، یا تلپاتی با درختان هستند بنابراین آنها فکر می کنند که ما احمق هستیم و نمی دانیم که درخت واقعی است.

 

 

 

بنابراین درختان واقعا چه هستند؟ آیا درختان واقعیت ذهنی ماست؟

آیا یک جهان کامل است، یک زندگی هوشمندانه ناخودآگاه، یک موجود هوشمند ارتعاشی یا چیزی کاملا فراتر از درک ماست؟ همه این ها مربوط به نوع درک کردن انهاست هیچ کدام از این واقعیت ها معتبرتر از دیگری نیست البته، درک ما از درخت معتبر ترین است اما در مورد مورچه ها و نژادهای پیشرفته به شکل دیگری است.

 

 

 

واقعیت ذهنی
واقعیت دنیای ما چیزی است که ما پذیرفته ایم

همه چیزهایی که اینجا نوشته شده است از طریق درک انسانی است که می توانیم در اکثر موارد موافق و هماهنگ باشیم اما به عنوان مثال، درک ما با درک مورچه ها غیر قابل انطباق است. درخت برای مورچه بسیار متفاوت از درک ما از درخت است این به این معنی است که وقتی که ما می میریم، درک منحصر به فرد ما نیز با ما می میرد واقعیت ما، دقیقا همانطور که ما چیزها را درک می کنیم با ما می میرد.

 

 

 

 

دنیای ما ، جهان منحصر به فرد ما با ما میمیرد و متوقف می شود.

البته دنیای دیگران و واقعیت های دیگران همچنان ادامه دارد اما هر یک از ما دارای یک درک کاملا منحصر به فرد از دیگری هستیم گاهی اوقات درک ما شبیه به دیگران است، اما هیچ ادراکی در تاریخ شبیه به درکی نیست زیرا تجارب زندگی هیچکس دقیقا مثل دیگری نیست بنابراین، هیچ واقعیتی در طول تاریخ همان واقعیتی نیست که من و شما داریم به عبارت دیگر انسان هایی که شما در طول زندگی خود با آنها برخورد می کنید انسان هایی نیستند که دوست شما با آنها برخورد می کند زیرا هر کس واقعی منحصر به فرد خود را دارد.

 

 

 

 

معنی همه این صحبت ها چیست؟

اواتار
واقعیت ها منحصر به فرد هستند

 

از آنجایی که هیچ واقعیت عینی وجود ندارد و واقعیت واقعا ذهنی است، به این معنی است که همه واقعیت ها منحصر به فرد هستند و این خوب و عالی است. این عالی است زیرا به این معنی است که ما در کنترل کامل واقعیت زندگی خودمان هستیم ، (درختان، مردم و غیره) یکسان هستند، اما آنچه آنها واقعا از انها درک می شود و به عنوان انسان تصمیم می گیریم چگونه آنها را درک کنیم حق انتخاب داریم که درختان را فقط به عنوان چیزی که برای کاغذ سازی و ساخت خانه محدود کنیم زیرا این چیزی است که ما برای رسیدن به آن به طور مؤثر استفاده می کنیم.

 

 

ما همچنین حق انتخاب داریم که آنها را به عنوان موجودات زنده زیبا، باستانی، شگفت انگیز و زنده تبدیل کنیم که نور خورشید را به انرژی مصرفی برای کل سیاره تبدیل می کنند بنابراین ما تصمیم می گیریم درخت برای ما چه چیزی است. ما کنترل میکنیم که چگونه جهان را ببینیم؛ بنابراین، ما واقعیت خودمان را کنترل می کنیم.

 

چه چیزی در این جهان واقعیت است؟

به عنوان یک مثال آخر، وضعیت زندگی خود را در نظر بگیرید به عنوان انسان، طبیعی است که بیشتر بخواهید این یکی از کمترین صفات انسان است که ما را از بقیه قلمرو حیوانات جدا می کند.

 

این باعث می شود که ما به طور طبیعی در معرض ناامیدی قرار بگیریم، زیرا احساس می کنیم که ما چیزی که میخواهیم و یا حتی سزاوار آن هستیم را نداریم اگر کسی از شما سوال کند، “اوضاع چطور است؟” شما ممکن است بگویید، “خوب، همه چیز خوب هستند اما اقتصاد کساد است ، رئیس من یک آدم خودخواه است ، وقت و پول کافی برای تفریح کردن ندارم و غیره ، اگر وضعیتتان را در نظر بگیرید، این واقعا واقعیت وضعیت شماست؛

 

 

زیرا اگر، از سوی دیگر فردی به شما بگویند:

“اوضاع عالی است من واقعا خوشحالم که در این اقتصاد مشغول به کار هستم و من می توانم با بچه هایم زمان زیادی را صرف تفریح و شادی کنم و حتی به مسافرت بروم “، پس این واقعیت آن فرد است ، گرچه همه محرک ها و شرایط کشور و انسان ها دقیقا یکسان است اما واقعیت به این بر میگردد که چگونه وضعیت خود را می بینید، چگونه جهان را می بینید، این واقعیت است.

 

شما می توانید زندگی خود را با تغییر چگونگی مشاهده اتفاقات بی نهایت بهتر کنید.

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    


    سلام جناب علیخانی و تیم زحمتکشتان سپاسگزارم بخاطر اینکه این توانایی و انگیزه را داشتی برای اول خودت که به موفقیت رسیدی و بعد ترویج ان در ایران به یاری خدا این سایت در مسیرم قرار گرفت و ۲ محصول سفارش دادم که همون روز اول اولین نتیجه رویت شد به حول و قوه الهی حتما در اینده نزدیک از نتایج خواهم گفت برای کاربران سایت که میشود .بازهم سپاسگذارم و امیدوارم در این مسیر موفق باشید

    این مطلب را به اشتراک بگذارید



    امتیاز شما به این مطلب

    train-your-brain.jpg
    

    جست و جو

    برای جست و جو کلمه مورد نظر را وارد کنید.

    پیام های سیستم

    روانشناسی پول چیست و چگونه ذهن ما تصمیم‌های مالی را کنترل می‌کند؟

    وانشناسی پول چیست؟ چرا رابطه ما با پول بیشتر ذهنی است تا عددی؟

    خیلی‌ها فکر می‌کنند موفقیت مالی فقط به یک چیز بستگی دارد: درآمد بیشتر.

    اما اگر این موضوع درست بود، هر کسی که درآمد بالایی داشت باید ثروتمند و آرام بود. در حالی که واقعیت چیز دیگری است افرادی هستند که درآمد زیادی دارند اما همیشه نگران پول هستند. بدهی دارند. تصمیم‌های عجولانه می‌گیرند و هیچ‌وقت احساس امنیت مالی نمی‌کنند.

    در مقابل، بعضی افراد با درآمد معمولی، مدیریت مالی بهتری دارند. آرام‌تر زندگی می‌کنند و به مرور دارایی می‌سازند تفاوت اصلی کجاست؟

    اینجا پای روانشناسی پول وسط می‌آید. روانشناسی پول درباره این است که ذهن انسان چگونه درباره پول فکر می‌کند، چگونه تصمیم مالی می‌گیرد و چه باورهایی رفتار اقتصادی او را شکل می‌دهند.

    15 باور مالی مخرب که مانع ثروتمند شدن می‌شوند؟

    تا به حال از خودت پرسیده‌ای چرا بعضی افراد با شرایط تقریباً مشابه، نتایج مالی کاملاً متفاوتی می‌گیرند؟
    بخشی از پاسخ را باید در مهارت‌ها، فرصت‌ها و شرایط اقتصادی جست‌وجو کرد. اما یک عامل مهم‌تر هم وجود دارد؛ چیزی که کمتر دیده می‌شود.باور مالی.

    باورهایی که از کودکی در ذهن ما شکل گرفته‌اند، روی تصمیم‌هایی که درباره پول می‌گیریم اثر می‌گذارند. این باورها تعیین می‌کنند چقدر درآمد داشته باشیم، چطور پول خرج کنیم، آیا سرمایه‌گذاری کنیم یا نه و حتی این‌که خودمان را لایق ثروت بدانیم یا نه. در این مقاله با ۱۵ باور مالی مخرب آشنا می‌شوید؛ باورهایی که اگر اصلاح نشوند، می‌توانند سال‌ها جلوی رشد مالی شما را بگیرند.

    دوپامین چیست و چگونه انگیزه را کنترل می‌کند؟

    دوپامین چیست و چگونه انگیزه شما را کنترل می‌کند؟

    تا حالا شده کاری را شروع کنید با انرژی، ولی وسط راه ولش کنید؟

    یا برعکس، یک کار ساده آنقدر جذبتان کند که ساعت‌ها درگیرش شوید؟

    اینجا یک بازیگر مهم در مغز شما فعال است. اسمش دوپامین است.

    اما چیزی که خیلی‌ها اشتباه می‌فهمند این است: دوپامین «هورمون لذت» نیست. دوپامین بیشتر از اینکه به شما لذت بدهد، به شما انگیزه حرکت به سمت لذت می‌دهد.

    یعنی مغز قبل از اینکه چیزی را تجربه کند، با دوپامین شما را به سمت آن هل می‌دهد .

    سیستم RAS چگونه روی نتایج زندگی شما تأثیر می‌گذارد؟

    سیستم RAS چیست؟

    تا حالا برایتان پیش آمده که تصمیم بگیرید یک ماشین خاص بخرید و ناگهان همان مدل ماشین را همه‌جا ببینید؟

    یا وقتی وارد یک حوزه جدید می‌شوید، احساس می‌کنید همه درباره همان موضوع صحبت می‌کنند؟

    جالب است بدانید که دنیا ناگهان تغییر نکرده است. چیزی که تغییر کرده، فیلتر ذهن شماست.

    اینجاست که پای سیستم RAS به میان می‌آید.

    سیستمی در مغز که هر روز بدون اینکه متوجه شوید، میلیون‌ها اطلاعات را غربال می‌کند و تصمیم می‌گیرد چه چیزهایی وارد آگاهی شما شوند و چه چیزهایی نادیده گرفته شوند.

    اگر بخواهیم خیلی ساده توضیح بدهیم، RAS مثل نگهبان ورودی ذهن عمل می‌کند. نگهبانی که تعیین می‌کند چه چیزی مهم است و چه چیزی ارزش توجه ندارد.

    درک عملکرد این سیستم می‌تواند نگاه شما را به اهداف، موفقیت، باورها و حتی ضمیر ناخودآگاه تغییر دهد.

     

    با تغییر باورها چگونه پولدار شویم ؟ کلید ضمیر ناخودآگاه

    با تغییر باورها چگونه پولدار شویم ؟ کلیدی در ضمیر ناخودآگاه

    تا حالا شده با خودتون فکر کنید چرا بعضی‌ها انگار دست به خاک بزنن طلا میشه، اما شما هر چقدر تلاش می‌کنید به نتیجه‌ای نمی‌رسید؟ چرا یکی با کمترین زحمت پولدار میشه و شما با سخت‌ترین کارها باز هم تهش به جایی نمیرسید؟ جواب این سوال‌ها شاید اون جایی که فکر می‌کنید نیست؛ نه توی شانس، نه توی استعداد فوق‌العاده و نه حتی توی روابط خاص. کلید اصلی اونجا، توی ضمیر ناخودآگاه شماست.

    بسیاری از ما فکر می‌کنیم پولدار شدن فقط به تلاش و کار زیاد وابسته است. البته که تلاش مهمه، اما کافی نیست. حقیقت اینه که مسیر رسیدن به ثروت، بیشتر از اینکه فیزیکی باشه، ذهنیه. باورهای ما، به خصوص اونایی که عمیقاً توی ضمیر ناخودآگاهمون ریشه کرده اند، مثل یه فرمانده عمل می‌کنن و تمام تصمیمات و رفتارهای ما رو جهت میدن. اگه باور شما این باشه که پول کثیفه، یا پولدار شدن غیرممکنه، ضمیر ناخودآگاهتون تمام تلاششو می‌کنه تا این باور رو به واقعیت تبدیل کنه.

    پولدار شدن یه مهارت نیست که توی یه دوره یادش بگیرید، بلکه یک حالت ذهنیه. باورهای ثروت‌ساز در حقیقت چارچوبی هستند که ذهن شما رو برای پذیرش و جذب ثروت آماده می‌کنن. در این مقاله می‌خوایم قدم به قدم بررسی کنیم چطور با شناخت و تغییر این باورهای ناخودآگاه، راه رو برای پولدار شدن خودمون باز کنیم.

    لیست باورهای محدود کننده ضمیر ناخودآگاه

    تا حالا شده به یک موقعیت عالی فکر کنی و بلافاصله یک صدا توی ذهنت بگه: «بیخیال، این برای تو نیست»؟ یا بخواهی یک کار جدید را شروع کنی اما یک حس سنگین و آشنا مجبورت کند که سر جایت بنشینی؟ این حس‌ها، این صداهای درونی، تصادفی نیستند. آن‌ها نگهبانان قدیمی یک زندان نامرئی هستند؛ زندانی که دیوارهایش از باورهای محدودکننده ما ساخته شده.

    این باورها مثل یک سیستم عامل قدیمی روی کامپیوتر ذهن ما نصب شده‌اند. از بچگی، از طریق حرف‌های پدر و مادر، تجربه‌ها، شکست‌ها و حتی فرهنگ جامعه، این برنامه‌ها در پس‌زمینه در حال اجرا بوده‌اند و تصمیم‌های ما را کنترل کرده‌اند. آن‌ها در ضمیر ناخودآگاه ما زندگی می‌کنند، یعنی جایی که ما حتی متوجه حضورشان نیستیم. فقط اثرشان را می‌بینیم: فرصت‌های از دست رفته، روابط نصفه و نیمه، و رویاهایی که همیشه «یک روزی» به سراغشان خواهیم رفت.

    باورهای مخرب مالی در سریال ونزدی: از ثروت تا انزوای خانواده آدامز

    فکرش را بکنید. یک شب خسته از سر کار برگشته‌اید، روی مبل لم می‌دهید و کنترل را برمی‌دارید. دنبال یک سریال پرطرفدار می‌گردید تا کمی سرگرم شوید و ذهن‌تان را از دغدغه‌های روزمره خالی کنید. سریال «ونزدی» (Wednesday) انتخاب خوبی به نظر می‌رسد؛ داستانی جذاب، شخصیت‌های عجیب و کمی هم چاشنی ترس. اما آیا واقعاً فقط دارید سرگرم می‌شوید؟

    حقیقت این است که وقتی شما در حالت آرامش و استراحت هستید، ذهن منطقی و تحلیل‌گر شما هم به مرخصی می‌رود. در این لحظات، ضمیر ناخودآگاه شما، یعنی همان بخش قدرتمندی که ۹۵ درصد تصمیم‌ها، عادت‌ها و باورهای شما را کنترل می‌کند، کاملاً باز و آماده دریافت اطلاعات جدید است. ذهن شما در این حالت مثل یک اسفنج، هر پیامی را به خودش جذب می‌کند؛ مخصوصاً پیام‌های پنهانی که در مورد پول، موفقیت و آدم‌های پولدار در لایه‌های زیرین داستان پنهان شده است. این پیام‌ها بدون اینکه متوجه شوید، می‌توانند باورهای شما را شکل دهند و شما را از اهداف مالی‌تان دور کنند. در این مقاله می‌خواهیم پرده از این راز برداریم و ببینیم سریال محبوبی مثل ونزدی، چطور ممکن است ناخودآگاه شما را علیه ثروت برنامه‌ریزی کند.

    ۱۳ راه برای آموزش ذهن ناخودآگاه به‌منظور دستیابی به خواسته‌هایتان – نوشتهٔ بریانا ویست (ByBrianna Wiest)

    دستیابی به خواسته‌ها ، به بررسی روش‌هایی برای برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه جهت تحقق اهداف پرداخته شده است. در ادامه، خلاصه‌ای از این روش‌ها با بیانی ساده و روان ارائه می‌شود.

    باور به تغییر، تمرکز روی احساسات مثبت،تجسم موفقیت، تکرار تأییدات مثبت، و ساخت عادت‌های کوچک و مفید ممکنه.هم‌ زمان باید از محیط منفی دور شی، مدیتیشن کنی، شکرگزاری رو فراموش نکنی، و در لحظه زندگی کنی. در نهایت، فقط فکر کردن کافی نیست، باید عمل هم بکنی.

    ۳ کتابی که به شما کمک میکند تا ثروتمند شود و با “قوانین خودتان زندگی کنید”

    مادر ۳۶ ساله ای که ماهانه ۱۰۰۰۰ دلار درآمد غیرفعال دارد: ۳ کتابی که به من کمک کردند ثروتمند شوم و “با شرایط خودم زندگی کنم”

    وقتی بچه بودم، والدینم بلیت های بخت آزمایی می خریدند و در مورد اینکه اگر برنده شوند چه کاری با ان پول انجام دهند صحبت می کردند. این بحثی بود که همیشه سر میز شام داغ بود، اما این رویایی بود که همیشه دور از دسترس به نظر می رسید. اما من اغلب با خودم فکر می کردم، “چرا راهی بهتر برای ثروتمند شدن با پیدا نمی کنند؟”

    طرز فکر خود را تغییر دهید تا میلیونر شوید (توصیه قدرتمند برای داشتن زندگی رویایی)

    تغییر طرز فکر برای تبدیل شدن به یک میلیونر سفری است که نیازمند تلاش و فداکاری مداوم است. با اجرای این تغییرات ذهنی قدرتمند و همراه کردن آنها با اقدامات استراتژیک، به خوبی در راه خلق ثروتی که می خواهید خواهید بود.
    به یاد داشته باشید، میلیونر شدن با این باور که میتوانید میلیونر شوید شروع می شود. از همین امروز شروع کنید و ببینید که چگونه واقعیت مالی شما با طرز فکر میلیونر شما تغییر می کند.

    طور به جمع میلیونرها بپیوندید ؟ این سوالی است که خیلی از افراد از خود می پرسند؟

    چطور به جمع میلیونرها بپیوندید ؟ این سوالی است که خیلی از افراد از خود می پرسند؟

    جورج کامل، یکی از مجریان برنامه «نمایش رمزی»، یک ویدیوی درباره افزایش تعداد میلیونرها منتشر کرده است. به گفته کامل، این جهش بواسطه جهش بزرگ در بازار سهام در سال ۲۰۲۳ نسبت به سال ۲۰۲۲ است که در آن مارکت S&P 500 بزرگترین افت سالانه خود را که از سال ۲۰۰۸ ثبت کرده بود ، تقویت شده است.

    ۸+۸+۸ قانون موفقیت

    همیشه گفتن راحتر از انجام دادن است. کار، خانواده، سلامتی و اهداف شخصی ما با هم رقابت می کنند. یافتن هماهنگی بین این اولویت ها یک چالش همیشگی است.

    به همین دلیل است که قانون ساده و در عین حال موثر ۸+۸+۸ زندگی هزاران نفر را متحول کرده است. اختصاص ۸ ساعت به کار، وقت شخصی و استراحت باعث می شود تا انگیزه و موفقیت پایدارتر قابل دستیابی باشد. اجرای این قانون مستلزم تغییر در طرز فکر، تاکتیک های عملی برای هر حوزه زندگی و سازگاری با سبک زندگی شما است. بازدهی در سلامت روان، بهره وری، و تحقق بلندمدت آن را تبدیل به یک تغییر بازی ارزش کاوش می کند. در ادامه بخوانید تا بدانید چگونه قانون ۸+۸+۸ می‌تواند باعث بهبود پایدار زندگی شما شود.

    ۷ راه برای غلبه بر ترس از شکست

    راه برای غلبه بر ترس از شکست

    وقتی روی پروژه ای تلاش می کنید، و به افراد زیادی در مورد آن صحبت میکنید و شب ها بی خوابی می کشید و در تلاش هستید مسیر موفقیت را سپری کنید، شکست می تواند کوبنده باشد. اما اگر دائماً از نتیجه منفی می ترسید، نمی توانید به هدف خود برسید.

    ممکن است شغل رویایی خود را از لیست اهداف خود خط بزنید چون با وجود شکست، تلاش بی معنی خواهد بود. ممکن است به یک رابطه امیدوارکننده پایان دهید زیرا اگر رابطه به خوبی پیش نرود از درد پس از جدایی می ترسید. در هر دوی این موارد، با ایجاد یک نتیجه بد می تواند شما را از دنبال کردن اهدافتان باز دارد.

    چه در محل کار باشد چه در زندگی، طبیعی است که نگران این باشیم که آیا همه چیز درست می شود یا خیر. اما در واقع، طبق نظرسنجی که روی بیش از ۱۰۰۰ نفر انجام شد، مردم بیشتر از اینکه از عنکبوت ها، تنها ماندن در خانه و حتی ارواح می ترسند از شکست خوردن می ترسند.

    اما اگر به ترس اجازه دهید به شما غلبه کند می تواند شما را ناتوان کند. مهم است که مراقب ترس‌های خود باشید تا تأثیر منفی بر زندگی شما نداشته باشند.

    در ادامه روش هایی وجود دارد که به شما کمک میکند بر ترس از شکست غلبه کنید.

    بهترین عبارت های تاکیدی برگفته از کتاب ۴ اثر از فلورانس اسکاول شین

    فلورانس اسکاول شین (انگلیسی: Florence Scovel Shinn؛ ۲۴ سپتامبر ۱۸۷۱–۱۷ اکتبر ۱۹۴۰) هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا بود که در سال‌های میانی عمر خود تبدیل به یک معلم مذهبی تفکر نوین و نویسندهٔ متافیزیک شد. در محیط‌های تفکر نوین، شین به خاطر کتاب اولیه‌اش «بازی زندگی و چگونگی بازی کردن آن» (۱۹۲۵) شناخته می‌شود.

    فلورانس اسکاول شین فلسفه خود را به این صورت بیان می‌کند:نیروهای نامرئی همواره برای انسان کار می‌کنند که همیشه خودش رشته‌ها را می‌کشد، اگرچه انسان از این موضوع آگاه نیست. اما به دلیل قدرت ارتعاش کلمات، هر چه انسان بیان می‌کند، شروع به جذب آن می‌کند.— بازی زندگی، فلورنس اسکوول شین

    ورود به حساب کاربری

    ایجاد حساب کاربری جدید