سایه های تاریک ناخوداگاه

سایه های تاریک ناخوداگاه
چکیده این مطلب : انتشار : ۲۶ , آبان , ۱۳۹۶ 0 نظر ۲۷۱ بازدید

ناخودآگاه ما شامل  پتانسیل های استفاده نشده ای است و باورهای منفی در مورد خودمان ما را در زمینه های مختلف زندگی متوقف می کند که گاهی اوقات به عنوان نور به ما کمک میکند و گاهی اوقات سایه های تاریکی را روی ما می اندازد. ناخوداگاه بخشی از ذهن است که ما دسترسی آسان […]

 

ناخودآگاه ما شامل  پتانسیل های استفاده نشده ای است و باورهای منفی در مورد خودمان ما را در زمینه های مختلف زندگی متوقف می کند که گاهی اوقات به عنوان نور به ما کمک میکند و گاهی اوقات سایه های تاریکی را روی ما می اندازد. ناخوداگاه بخشی از ذهن است که ما دسترسی آسان به آن نداریم اما اغلب تاثیرات ناخوداگاه  را روی زندگیمان می بینیم، یعنی ما نمی دانیم چه چیزی سبب ایجاد آن اتفاق شده است اما آن اتفاق را میبینیم.

هر کدام از ما دارای ناخوداگاهی هستیم که باید مورد بررسی قرار گیرد تا از انرژی آن بهترین استفاده را ببریم.

بخش تاریک ناخوداگاه زمانی رخ میدهد که باورهایی وجود دارند که مانع حرکت و پشرفت ما میشود و باعث احساسات بد ، غم و اندوه، راضی نبودن از عملکرد های خودمان، صحبت های منفی درونی؛  میشود که همه اینها بخشی از سایه تاریک ما هستند. بنابراین این باورها ناکارآمد هستند.

به عنوان مثال این باور که : “اگر اطراف من انفولانزا یا هر بیماری دیگری وجود داشته باشد من هم به آن بیماری مبتلا میشوم ”  بنابراین اتفاقی که رخ میدهد شما بیمار میشوید و این بخش تاریک ناخوداگاه ما است که ما از آن بی طلاع هستیم و روی زندگی و سلامتی ما تاثیر میگذارد.حال هر باوری که باعث صدمه زدن به ما میشود بخشی از قسمت تاریک ناخوداگاه ما محسوب میشود که باعث عقب رفتن انرژی فراونی میشود و ما احساس خستگی، اضطراب، و ناامیدی میکنیم.

آنچه در قسمت تاریکی ذهن ماست، ما را محدود می کند، بنابراین نیاز است ما به صورت درونی روی خودمان کار کنیم تا این بخش های تاریک را شناسایی کنیم و هنگامی که انها شناسایی شدند می توانیم استراتژی هایی لازم را برای تغییر این باورها طراحی کنیم.

با این وجود بخشی از ناخوداگاه ما از طریق ارث به ما رسیده است که انها را با نام ارکیتایپ ها میشناسند که بخشی از این ارکیتایپ ها تاریک و بخشی دیگر روشن هستند . یکی از باورهای های تاریک ذهن ما این است که ” من به اندازه کافی خوب نیستیم ” و این باور یک باور رایج عمومی در بین تمامی مردم است مثل “من پدر خوبی نیستم” “من مادر خوبی نیستم ” من هنرمند / نقاش / کارمند /معلم و ….

زمانی که شما خودتان را در این افکار پیدا میکنید برای خنثی کردن این فکر به این موضوع فکر کنید که این افکار به شما ربطی ندارند شما هر چه هستید بهترین هستید و بدانید که این یک موضوع جمعی است و ممکن است مربوط به گذشته پدران شما بوده باشد  آن را شخصی نکنید با این کار ذهن شما آن را رد میکند.

وظیفه ما این است که در هر موقعیتی برچسب من خوب نیستم را از خودمان دور کنیم.

و اما بخش روشن ناخوداگاه:

آن بخشی های از ذهن ما است که هنوز کشف نشده اند اما ما را به موفقیت میرسانند.استعداد هایی که استفاده نشده اند توانایی های که ارتقاء داده نشده اند همه اینها بخشی از قسمت روشن ذهن ما هستند.از انجا که ما تکه ای از جهان هستی هستیم هرچیزی میتواند خوب و عالی باشد.

تمامی نعمات و هدایایی جهان هستی برای استفاده ما وجود دارند که دسترسی به برخی از انها دشوار به نظر میرسد در حالی که افراد دیگر در بهترین نقاط دنیا در بهترین خانواده ها رشد میکنند و از همان بدو تولد در وفور  نعمت هستند . با این حال باورهای مثبت را می توان با پیروی از رسالت خودمان ، استعدادهای طبیعی و خلاقیت کشف کرده به درونتان اعتماد کنید که چه چیزی به شما نشان می دهد و به هر جا شما را هدایت می کند به همان مسیر حرکت کنید.و زمانی که بتوانیم این نور ها الهی و باورهای مثبت را درون خودمان پیدا کنیم تقریبا هر چیزی امکان پذیر است.

نحوه ارتباط با ناخوداگاه:

شما با میل ارتباط با ناخوداگاه با ناخوداگاه ارتباط برقرار میکنید.شما اگاهانه با مدیتیشن مراقبه ، سکوت به طور موثر میتوانید روی ناخوداگاه اثر بگذارید .هر روز این جملات را تکرار کنید ” ذهن ناخوداگاه من شریک موفقیت من است ” این تاکید بسیار قدرتمند است و اثر سه گانه ای دارد اولا با گفتن ذهن ناخوداگاه من به ذهن خوداگاه آموزش میدهید که ذهن دومی هم وجود دارد . دوما، با گفتن «شریک من»، به ذهن خودآگاه یاداوری میکنید که ناخوداگاه از چه امکانات و مزایایی برخوردار است . و سوم اینکه، شریک زندگی شما در موفقیت است. با گفتن این تاکید موفقیت شما ایجاد میشود .

و درنهایت با گفتگو با ناخوداگاه  آن را تحسین کنید و از خداوند سپاسگذاری کنید چه توانایی های زیادی درون ناخوداگاه شما وجود دارد.

آنچه را که می خواهید داشته باشید در مورد آن صحبت کنید و به خودتان اجازه دهید بدانید که شما در حال تلاش برای ایجاد یک رابطه پایدار با ذهنتان هستید .این قسمت نادیده گرفته شده ذهن را ببینید و به آن خوش آمد بگویید با انجام این کار متوجه خواهید رابطه شما با درونتان بهتر شده است و چه کاری هایی مثبت بیشتری را میتوانید انجام دهید.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



این مطلب را به اشتراک بگذارید



 


جست و جو

برای جست و جو کلمه مورد نظر را وارد کنید.

ورود به حساب کاربری

بازیابی رمز عبور

ایجاد حساب کاربری جدید