واقعیت ذهنی است!

واقعیت ذهنی است!
چکیده این مطلب : انتشار : ۲۳ , آذر , ۱۳۹۷ 0 نظر ۴۸۳ بازدید

واقعیت ذهنی است! اکثر مردم این ایده را دارند که این جهان یک واقعیت عینی است برای مثال یک درخت یک درخت است. صرف نظر از اینکه ما درخت را درک می کنم یا یک مورچه درخت را درک می کند، درخت درخت است اما واقعیت عینی برای هر کس متفاوت است جانوران مختلف به […]

 

واقعیت ذهنی است!

اکثر مردم این ایده را دارند که این جهان یک واقعیت عینی است برای مثال یک درخت یک درخت است. صرف نظر از اینکه ما درخت را درک می کنم یا یک مورچه درخت را درک می کند، درخت درخت است اما واقعیت عینی برای هر کس متفاوت است جانوران مختلف به نحوی متفاوت درخت را درک می کنند.اما واقعیت چیزی نیست که واقعا وجود دارد زیرا واقعیت ذهنی است.

البته، در میان انسان ها، تجربه های ادراکی ما به اندازه کافی مشابه هم است در اغلب موارد ما می توانیم در بیشتر موارد به توافق برسیم به عنوان مثال درختان را به عنوان درخت معرفی کنیم. آنها ریشه، تنه، شاخه و برگ دارند. آنها درخت هستند اما برای یک مورچه، درخت بسیار متفاوت است. درخت می تواند کل جهان مورچه باشد چیزی عظیم است، چیزی که کار بی پایان و سرپناه را فراهم می کند.

مورچه

اما البته ما می دانیم که درخت واقعی است چرا که مورچه ها احمق هستند، درست است؟

اگر یک نژاد از موجودات بسیار پیشرفته بیش از ما در مورد درخت درک بیشتری داشتند بنابراین ما هم مثل مورچه ها “احمق” هستیم؟ این نژاد می داند که درختان در واقع یک نوع خاص از منبع انرژی با یک لرزش خاص هستند که آنها می توانند این لرزش را درک کنند و ما نمی توانیم، و آنها قادر به برقراری ارتباط در سطح ارتعاشی، یا تلپاتی با درختان هستند بنابراین آنها فکر می کنند که ما احمق هستیم و نمی دانیم که درخت واقعی است.

بنابراین درختان واقعا چه هستند؟

آیا یک جهان کامل است، یک زندگی هوشمندانه ناخودآگاه، یک موجود هوشمند ارتعاشی یا چیزی کاملا فراتر از درک ماست؟ همه این ها مربوط به نوع درک کردن انهاست هیچ کدام از این واقعیت ها معتبرتر از دیگری نیست البته، درک ما از درخت معتبر ترین است اما در مورد مورچه ها و نژادهای  پیشرفته به شکل دیگری است.

واقعیت ذهنی

همه چیزهایی که اینجا نوشته شده است از طریق درک انسانی است که می توانیم در اکثر موارد موافق و هماهنگ باشیم اما به عنوان مثال، درک ما با درک مورچه ها غیر قابل انطباق است. درخت برای مورچه بسیار متفاوت از درک ما از درخت است این به این معنی است که وقتی که ما می میریم، درک منحصر به فرد ما نیز با ما می میرد واقعیت ما، دقیقا همانطور که ما چیزها را درک می کنیم با ما می میرد.

دنیای ما ، جهان منحصر به فرد ما با ما میمیرد و متوقف می شود.

البته دنیای دیگران و واقعیت های دیگران همچنان ادامه دارد اما هر یک از ما دارای یک درک کاملا منحصر به فرد از دیگری هستیم گاهی اوقات درک ما شبیه به دیگران است، اما هیچ ادراکی در تاریخ شبیه به درکی نیست زیرا تجارب زندگی هیچکس دقیقا مثل دیگری نیست بنابراین، هیچ واقعیتی در طول تاریخ همان واقعیتی نیست که من و شما داریم به عبارت دیگر انسان هایی که شما در طول زندگی خود با آنها برخورد می کنید انسان هایی نیستند که دوست شما با آنها برخورد می کند زیرا هر کس واقعی منحصر به فرد خود را دارد.

معنی همه این صحبت ها چیست؟

اواتار

از آنجایی که هیچ واقعیت عینی وجود ندارد و واقعیت واقعا ذهنی است، به این معنی است که همه واقعیت ها منحصر به فرد هستند و این خوب و عالی است. این عالی است زیرا به این معنی است که ما در کنترل کامل واقعیت زندگی خودمان هستیم ، (درختان، مردم و غیره) یکسان هستند، اما آنچه آنها واقعا از انها درک می شود و به عنوان انسان تصمیم می گیریم چگونه آنها را درک کنیم حق انتخاب داریم که درختان را فقط به عنوان چیزی که برای کاغذ سازی و ساخت خانه محدود کنیم زیرا این چیزی است که ما برای رسیدن به آن به طور مؤثر استفاده می کنیم.

ما همچنین حق انتخاب داریم که آنها را به عنوان موجودات زنده زیبا، باستانی، شگفت انگیز و زنده تبدیل کنیم که نور خورشید را به انرژی مصرفی برای کل سیاره تبدیل می کنند بنابراین ما تصمیم می گیریم درخت برای ما چه چیزی است. ما کنترل میکنیم که چگونه جهان را ببینیم؛ بنابراین، ما واقعیت خودمان را کنترل می کنیم.

چه چیزی در این جهان واقعیت است؟

به عنوان یک مثال آخر، وضعیت زندگی خود را در نظر بگیرید به عنوان انسان، طبیعی است که بیشتر بخواهید این یکی از کمترین صفات انسان است که ما را از بقیه قلمرو حیوانات جدا می کند.

این باعث می شود که ما به طور طبیعی در معرض ناامیدی قرار بگیریم، زیرا احساس می کنیم که ما چیزی که میخواهیم و یا حتی سزاوار آن هستیم را نداریم اگر کسی از شما سوال کند، “اوضاع چطور است؟” شما ممکن است بگویید، “خوب، همه چیز خوب هستند اما اقتصاد کساد است ، رئیس من یک آدم خودخواه است ، وقت و پول کافی برای تفریح کردن ندارم و غیره ، اگر وضعیتتان را در نظر بگیرید، این واقعا واقعیت وضعیت شماست؛

زیرا اگر، از سوی دیگر فردی به شما بگویند:

“اوضاع عالی است من واقعا خوشحالم که در این اقتصاد مشغول به کار هستم و من می توانم با بچه هایم زمان زیادی را صرف تفریح و شادی کنم و حتی به مسافرت بروم “، پس این واقعیت آن فرد است ، گرچه همه محرک ها و شرایط کشور و انسان ها دقیقا یکسان است اما واقعیت به این بر میگردد که چگونه وضعیت خود را می بینید، چگونه جهان را می بینید، این واقعیت است.

شما می توانید زندگی خود را با تغییر چگونگی مشاهده اتفاقات بی نهایت بهتر کنید.

 

تربیت ضمیر ناخوداگاه

مقالات رایگان 

کتاب رایگان

ویدئو رایگان

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



این مطلب را به اشتراک بگذارید


اضافه به لیست علاقه مندی ها


جست و جو

برای جست و جو کلمه مورد نظر را وارد کنید.

ورود به حساب کاربری

بازیابی رمز عبور

ایجاد حساب کاربری جدید